جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی


مزایای بسیاری از یک پروژه آزمایشی مدیریت شده: انتخاب عاقلانه صاحب محصول برای موفقیت

چه عرضه محصول جدید باشد یا یک نسخه ارتقاء نرم افزاری بزرگ، ترس از شکست همیشه ذهن صاحب محصول را در بر می گیرد. سوالاتی مانند "آیا آن را به اندازه کافی خوب ساخته ام تا نیازهای بازار هدف خود را برآورده کنم؟" یا "آیا می توانم رقبای خود را شکست دهم؟" شما را در شب بیدار نگه می دارد متأسفانه پاسخ به این سؤالات و بسیاری دیگر از این قبیل تنها زمانی پاسخ داده می شود که بتوانید میزان پذیرش و پذیرش مشتری را اندازه گیری کنید. یک صاحب محصول عاقل تلاش می کند تا مدت ها قبل از عرضه محصول به چنین سؤالاتی پاسخ دهد تا ضرر را به حداقل برساند و احتمال موفقیت محصول را بهبود بخشد.

یک رویکرد عاقلانه این است که آب را قبل از اینکه به عمق بیش از حد وارد شوید آزمایش کنید. قبل از اعلام انتشار رسمی، محصول خود را به چند مشتری یا بالقوه منتخب پیشنهاد دهید. پروژه های آزمایشی به کاربران این امکان را می دهد که از محصول به روشی که از آن در تولید استفاده می کردند استفاده کنند. هدف از یک پروژه آزمایشی کاملاً مستقیم است. مفروضات و طرح ها را از طریق بازخورد کاربر تأیید کنید. صاحبان محصول باید بازخورد جامع کاربر را به طور منظم جمع آوری کنند. بازخورد کاربر در مورد ویژگی های پیاده سازی شده، تجربه کاربر و عملکرد برای صاحبان محصول از اهمیت بالایی برخوردار است. صاحبان محصول باید بازخورد کاربر و استفاده از محصول را به طور منظم تجزیه و تحلیل کنند، آنها را با سهامداران کلیدی خود در میان بگذارند و اقدامات اصلاحی را در صورت لزوم انجام دهند.

نادیده گرفتن مزایا سخت است

1. فرصتی برای اعتبارسنجی محصول در برابر انتظارات مشتری

عاقلانه است که صاحب محصول تمرکز خود را گسترش دهد و فراتر از برآورده کردن نیازهای مشتری به دنبال برآورده کردن انتظارات مشتری باشد. در حالی که نیازها تا حد زیادی با ویژگی ها و عملکرد سنجیده می شوند، انتظارات باید با تجربه کاربر و جنبه های غیر کاربردی محصول سنجیده شوند. این یک مناظره معمولی خروجی در مقابل نتیجه است که بدون هیچ نتیجه‌گیری در اتاق‌های کنفرانس به پایان می‌رسد و بیشتر با نرخ پذیرش محصول پاسخ داده می‌شود. پروژه آزمایشی ابزار خوبی برای پیش بینی پذیرش محصول (توسط گروه کاربر هدف آن) است.

2. حداقل هزینه شکست

فراخوانی محصول نه تنها هزینه دارد، بلکه وجهه برند را نیز خدشه دار می کند. پروژه های آزمایشی بیمه ای در برابر چنین خرابی هایی هستند، جایی که کمی هزینه اضافی در مرحله توسعه محصول شما را از شکست جدی ایمن می کند. آنها همچنین در سنجش اینکه آیا مشتری وارد یک معامله تجاری می شود یا خیر کمک می کند. هیچ راه اقتصادی بهتری برای پیش بینی پذیرش و پذیرش محصول وجود ندارد.

3. تعیین انتظارات با مشتری

پروژه های آزمایشی تضمین می کنند که مشتری با دیدن محصول شما در روز عرضه غافلگیر نمی شود. پروژه های آزمایشی فرصتی برای خریداران بالقوه است تا احساسی نسبت به محصول داشته باشند، بازخورد ارائه دهند و انتظارات خود را با اجرای شما هماهنگ کنند.

4. از بین بردن خطرات تولید

چیزهایی که نمی‌توان در آزمایشگاه‌ها تصور کرد یا در مرحله توسعه و آزمایش نادیده گرفته می‌شوند یا تضعیف می‌شوند، می‌توانند یک مسدودکننده بالقوه راه در محیط تولید باشند. این می تواند به دلیل شرایط ناهمگون زندگی واقعی، برخی عادات کاربران یا اکوسیستمی باشد که محصول تحت آن استفاده می شود. هر چه که باشد، پروژه های آزمایشی به شناسایی و کاهش چنین خطراتی کمک می کند.

چرا مهم است که آن را مدیریت کنید

پروژه‌های آزمایشی که روی پایلوت خودکار باقی می‌مانند اغلب خراب می‌شوند. صرفاً عرضه محصول برای تعداد کمی از مشتریان منتخب و امیدواری به اینکه آنها هم از محصول استفاده کنند و هم بازخورد باکیفیت را به موقع ارائه کنند، جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی نتیجه ای در بر نخواهد داشت. مهم است که اطمینان حاصل شود که پروژه آزمایشی به هدفی که برای آن طراحی شده است می رسد. به همین دلیل باید مالکیت شخصی در دفتر پروژه یا تیم مدیریت محصول وجود داشته باشد. بدون مالکیت، پروژه‌های آزمایشی احتمالاً در اواسط راه سقوط می‌کنند یا در نهایت به یک نتیجه سرد ختم می‌شوند.

صاحب پروژه آزمایشی باید فعالیت هایی را که منجر به موفقیت می شود برنامه ریزی، نظارت و کنترل کند. همانطور که یک تحویل مهندسی به یک مدیر تحویل نیاز دارد که از تحویل‌های مهندسی ذاتی مراقبت می‌کند و یک طرح پروژه برای ردیابی مسیرهای حیاتی تدوین می‌کند، به طور مشابه، نقش مالک پروژه آزمایشی اختصاصی پیشرفت روان و بسته شدن به موقع پروژه آزمایشی را تضمین می‌کند.

توصیه

این مهم است که صاحبان محصول یک منبع اختصاصی را درخواست کنند که روی یک یا چند پروژه آزمایشی کار کند، کسی که در تعامل با مشتریان خوب باشد و درک کاملی از فلسفه محصول داشته باشد. چنین منبعی بسته به سطوح پیچیدگی مختلف ممکن است در یک زمان معین مالک یک یا چند پروژه آزمایشی باشد. تحویل‌های کلیدی چنین منبعی باید اطمینان از استقرار ساخت‌های آزمایشی صحیح در سایت مشتری، آموزش به کاربرانی که شناسایی شده‌اند برای استفاده از محصول در مرحله آزمایشی و یادآوری به موقع به مشتری برای استفاده از محصول باشد.

او همچنین باید اطمینان حاصل کند که محصول به روشی که قرار است استفاده شود با بازدیدها و پیگیری های منظم استفاده شود. مالک پروژه آزمایشی باید بازخورد کاربران را جمع آوری و تجزیه و تحلیل کند تا یافته ها را به همه سهامداران ارائه کند. پروژه‌های آزمایشی باید توسط مالکان جداگانه مدیریت شوند و نه توسط یک تیم جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی عملیاتی که معمولاً مالک همه نسخه‌های تولید است. مالک پروژه آزمایشی یک نقطه تماس برای تمام نیازهای مشتری است که می توان با کمترین تشریفات ممکن به آنها رسید.

بورس به استقبال انتخابات رفت

یک کارشناس بازار سرمایه با اشاره به ورود نقدینگی به تالار شیشه ای گفت: حدود چهار ماه دیگر انتخابات حساس ریاست جمهوری در کشور برگزار خواهد شد و این مهم توانسته مجددا همانند سال‌های گذشته باعث امیدواری به بورس شود و کور سوی امیدی به بازار تزریق کند.

بورس به استقبال انتخابات رفت

مهدی صادقی روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار (ایبِنا)، افزود:‌ بازار بورس این روزها بر خلاف ماه های اخیر ،‌ شاهد ورود نقدینگی نسبی و در مقابل رشد مناسب نمادها (علی الخصوص نمادهای موثر بر روند کلی شاخص و بازار ) است. این مهم در حالی رخ می‌دهد که از نظر اغلب تحلیل گران و چارتیست های بازار،‌ هیچ امیدی به بازگشت شاخص از سطوح چند روز گذشته وجود نداشت.

وی ادامه داد: از سویی دیگر، توقف نسبتا طولانی مدت برخی نمادها،‌ انتشار اوراق خزانه اسلامی، نتیجه انتخابات آمریکا و چشم انداز پیش روی اقتصاد جهانی و همچنین وضعیت اجرایی شدن برجام ناامیدی را به رشد و پویایی بازار (خاصه در کوتاه مدت) تشدید کردند.

این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد:‌ اما درست در جایی که ناامیدی بازار را فرا گرفته بود، حال شاهد صفوف خرید در اغلب نمادها،‌ رشد نسبی در کلیات بازار و نزدیکی مجدد شاخص به هشتاد هزار واحد شده ایم ؟ اتفاقی که حرارت عجیبی به بازار بورس در روزهای سرد زمستان 1396 بخشیده است.

صادقی تصریح کرد:‌ از سال‌ها قبل،‌ ذهنیتی نزد سهامداران مبنی بر رشد چشم گیر بازار در آستانه انتخابات های مهم وجود دارد که گرچه هیچوقت قطعیت آن ثابت نشده است ، اما به واقع توانسته بارها و بارها باعث تحریک سرمایه گذاران شده و در نهایت منجر به رشد شاخص و قیمت نمادها شود. حدود چهار ماه دیگر انتخابات حساس ریاست جمهوری در کشور برگزار خواهد شد و این مهم توانسته مجددا همانند سال‌های گذشته باعث امیدواری به بورس شود و کور سوی امیدی به بازار تزریق کند.

به گفته وی، مهم تر از انتخابات پیش روی ایران،‌ سرانجام مشخص شده ی انتخابات آمریکا است. انتخاباتی که گرچه نتیجه اش بر خلاف انتظار اکثریت تحلیل گران داخلی بود ‌، اما توانست تاثیر شگرفی بر اقتصاد جهانی گذاشته و بطور مثال باعث رشد قیمتی عجیب فلزات اساسی شود . همین اتفاق باعث تغییر نگرش برخی سهامداران در بازار شد و پس از مدتها توجه به بنیاد سهام نیز جزء مهمی از تصمیم گیری سرمایه گذاران گشت. رشد قیمت جهانی فلزات اساسی، توانست تاثیر مستقیم و عالی بر رشد قیمت نمادهای مرتبط در تابلوی معاملات شود، در نهایت باعث افزایش سطح شاخص و جذب نقدینگی شوند. بطوریکه این روزها اغلب سهامداران این گروه از نمادها ( مانند فرآور ، فاسمین ،‌ کبافق ، فسرب ، کاما و . ) ، منتظر گزارشات و پیش بینی های مالی این شرکت ها بر روی کدال و مشاهده تعدیل های مثبتی هستند که متاثر از رشد قیمت جهانی انتظار می رود و اگر این انتظار ها عینا محقق شوند ،‌ باید گفت وارد عرصه جدید از تمایل به خرید در بازار خواهیم شد .

صادقی ادامه داد:‌ همزمان با این تحول اما ، بازار شاهد بازگشت تکنیکالی نمادهای پر طرفداری چون خودرو ،‌ خساپا ، کسرا نیز شد . شرکت هایی که هیچ اتفاق خاص و مثبتی در بنیاد آن ها مشاهده نمی شود و اتفاقا بعلت نگرانی های حاصل از تزلزل برجام که برخی ها مدام در بازار تکرار می‌کنند ‌، مدتها بود سیر نزولی داشتند . همین بازگشت در ابتدا کافی بود تا سیل سرمایه های سرگردان در بازار که گاه به آتی سکه سر میزدند ،‌ گاهی به فکر فارکس می افتادند ، گاه به خرید اخزا می اندیشیند و گاه بفکر خروج کامل از بازار بودند ،‌ مجدد با هدف کسب سود و جبران زیان روانه ی این نماد ها شود و در مرحله دوم همین تقاضا باعث شود نمادهای دیگر نیز شاهد افزایش معاملات و رشد قیمتی شوند .

به گفته، یکی دیگر از دلایلی که می توان برای جذابیت این روزهای بازار ذکر کرد،‌ امیدواری سهامداران به تکرار زمستان سال گذشته است. زمستانی که با نزول شدید نمادها آغاز و با رشد گاه صد در صد در برخی نمادها به اتمام رسید.

وی ادامه داد:‌باید توجه کنیم که اغلب دلایلی که ذکر شد،‌ صرفا جنبه روانی دارند و اصولا جنبه روانی برای مدتی می‌تواند در بازار شوک ایجاد کند و اگر سایر محرک ها به کمک نیایند،‌ به سرعت جای خود را به هیجان منفی داده و چند برابر سودی که نصیب سهامداران کرده است را با ضرر جبران می‌کند . شاید همین اصل باعث شده است که بسیاری از کهنه کارهای بازار برخلاف آنچه انتظار می‌رود و آنچه که در تابلوی معاملات مشاهده می شود ،‌ همچنان عقب نشسته اند و معامله ای نمی کنند.

این کارشناس بازار سرمایه گفت:‌ برای نمونه یکی از اصلی ترین اهرم هایی که می‌‌تواند باعث تقویت این وضعیت شود ،‌ بازگشایی مناسب نمادهای بانکی ست . نمادهایی که مدتهای طولانی باعث بلوکه شدن چندین میلیارد سرمایه سهامداران خرد شده اند وانتظار می رود با تحقق اصلاحاتی که مد نظر سازمان بود،‌ این بار بتوانند با بازگشایی مناسب، عامل مثبت دیگری بر رشد پایدار بازار شوند.

چشم انداز و باید و نباید ها

وی درباره چشم انداز بازار سرمایه نیز اظهارداشت:‌سطح فعلی شاخص نشان میدهد که میتوانیم بشرط افزایش حجم معاملات و ورود سرمایه های جدید به بازار ،‌ شاهد عبور از سطح روانی 80 هزار و لمس سطوح بالاتری چون ۸۲ هزار و ۴۰۰ یا ۵۰۰ تا پایان سال باشیم . بخش مهمی از این رشد هم می‌تواند از ابتدای سال آینده و منتهی به انتخابات ریاست جمهوری رخ بدهد . نکته ی مهم این است که در صورت عدم تداوم این وضعیت،‌ شاهد خروج وسیع سهامداران از نمادهایی خواهیم شد که این روزها با رشد مواجه هستند و این موضوع باعث سیر نزولی مجدد بازار شده و شاید وضعیتی اسفناک تر از قبل را رقم بزند.

این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: البته نباید فراموش کنیم که هم رشد و هم نزول ،‌ جزو طبیعت بازار سهام است و نمی توان انتظار داشت که هر رشدی بی پایان و هر نزولی کوتاه مدت است. بهرحال جوانب و مولفه های مختلف در یک برهه زمانی دست به دست هم می‌دهند و در کنار تمایل سهامداران به خرید یا فروش ‌، وضعیتی را ترسیم می‌کنند که گاه مثبت و گاه منفی است. اما انتظار پویایی و تعادل نسبی در بازار ‌، نه تنها غیر منطقی نیست بلکه خواسته ای معقول برای بازاری است که از آن بعنوان ویترین اقتصاد کشور یاد می‌شود. اما انتظار می‌رود با روندی که این روزها شاهد هستیم و رفع مشکلات عدیده ای از نمادها مانند تعیین تکلیف نهایی افزایش سرمایه ذوب و شپلی،‌ بتوانیم بار دیگر شاهد این ثبات و تعادل نسبی در بازار باشیم.

وی جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی ادامه داد:مدیریت سرمایه ، توجه به سطوح مناسب خرید و فروش ، رعایت حد سود و همچنین اختصاص سرمایه به سبد متشکل از گروه های مختلف ،‌ می‌تواند باعث تضمین سود سهامداران ، بازگشایی نمادهای متوقف ،‌ توجه به خواست سهامداران ، تقویت نگاه نظارتی و همچنین کاهش ابهام در اطلاعات شرکت ها شود.

صادقی اظهار داشت: بازگشت آرامش سیاسی به کشور باعث ورود سهامداران جدید به بازار ،‌ افزایش ارزش روز معاملات و در نهایت تقویت اقتصاد زیربنایی کشور خواهد شد.

رفتار تند کلامی خلق‌الساعه نیست

رفتار تند کلامی خلق‌الساعه نیست

ساعت24-بعد اقتصادی اعتراضات یک واقعیت مهم است و اگر اشتغال و درآمدی وجود داشت، حدود نیمی از افرادی که در حال حاضر با این شدت و حدت فریاد می‌زنند و خشمگین هستند، شاید در این اعتراض‌ها حضور کم‌رنگ‌تری داشتند. این بعد از اعتراضات خیلی مهم است. در کنار بی‌کاری، شاهد گرانی، تورم و فشارهای اقتصادی هستیم که زندگی اغلب افراد جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین مسئله اقتصادی یکی از ابعاد جدی و بخش مهمی از موتور محرکه این اعتراضات است که البته قبلا هشدارهایی در این رابطه داده شد، ولی به آنها توجه نشد. در واقع بعد اقتصادی اعتراضات اصلا مسئله مبهمی نیست و نیاز به استدلال و تحلیل ندارد؛ چراکه همه ما آن را در زندگی خود لمس می‌کنیم.

اعتراضات خیابانی در ایران که با فوت مهسا امینی جرقه آن زده شد بحث های زیادی را به وجود آورد، اما تحلیلگران سیاسی و اجتماعی هنوز نتوانسته‌اند تحلیل روشنی از رفتارهای موجود در این اعتراضات ارائه کنند. در گفت‌وگوی پیشین روزنامه «شرق» با مصطفی مهرآیین، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس، به مطالبه معترضان پرداخته شد. در این گفت‌وگو سعی شده رفتارشناسی معترضان بررسی شود. احمد بخارایی، جامعه‌شناس، دانشیار دانشگاه و مدیر گروه جامعه‌شناسی سیاسی در انجمن جامعه‌شناسی ایران، می‌گوید روش‌های قهری مقابله با معترضان که منجر به اتخاذ مواضع خشونت‌آمیز از سوی معترضان نیز خواهد شد، به نفع آینده جامعه نخواهد بود. در این گفت‌وگو ضمن تشریح و تحلیل رفتار معترضان، مطالبه و خواسته آنها در مقایسه با اعتراضات گذشته بررسی شده که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

‌بیش از یک ماه کشور درگیر اعتراضات خیابانی بود؛ اعتراضاتی که جرقه آن با فوت مهسا امینی زده شد. تفاوت این دوره از اعتراضات با سال‌های ۸۸، ۹۶ و ۹۸ در این است که این بار مطالبه فقط سیاسی یا معیشتی نبود، بلکه مطالبه فراتر از معیشت است. در واقع با توجه به شعارهای معترضان می‌توان دریافت مطالبه آنها چیست. همچنین حضور نسل جوان و حتی نوجوان تفاوت دیگر این دوره از اعتراضات خیابانی است. شما این اعتراضات را چطور می‌بینید و تحلیل‌تان از مطالبه معترضان چیست؟

تفاوت آن با اعتراضات گذشته به نظر من در گستردگی و عمق این دوره از اعتراضات است. به این معنا که در ظرف مکانی و زمانی این دوره ما شاهد اعتراضات هستیم. از بُعد زمانی می‌بینید که بیش از ۵۰ روز این اعتراض‌ها به صورت مداوم جریان داشت. از بُعد مکانی نیز شاهد هستیم که تعداد زیادی شهر را دربر گرفته است. اگر بخواهیم به عمق آن بپردازیم، باید جنس مطالبات و البته افراد حاضر در آن را بررسی کنیم. معترضان شامل گروه‌های مختلف سنی هستند؛ هرچند پیش‌قراول و آن چیزی که بیش از همه در این دوره از اعتراضات شاهد هستیم، حضور نوجوانان و جوانان در بین معترضان است. البته این به معنای حضورنداشتن دیگر گروه‌ها نیست؛ چراکه در بین معترضان گروه‌های سنی مختلفی حضور دارند که همگی آنها یک خواسته مشترک دارند.

مسئله دیگری که به عمق مربوط است، مطالباتی است که رنگ و بوی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد که در اعتراضات سال‌های ۸۸ و ۹۶ و البته ۱۳۹۸ هرکدام از این مطابات برجسته می‌شد. در سال ۱۳۸۸ بیشتر مطالبات معترضان، سیاسی بود؛ درحالی‌که در اعتراضات بعدی بیشتر ابعاد اقتصادی برجسته بود و خواسته مردمی که به خیابان‌ها آمده بودند، اقتصادی یا همان معیشت بود. اما در حال حاضر این خواسته و مطالبات تجمیع شده است.

بعد اقتصادی اعتراضات یک واقعیت مهم است و اگر اشتغال و درآمدی وجود داشت، حدود نیمی از افرادی که در حال حاضر با این شدت و حدت فریاد می‌زنند و خشمگین هستند، شاید در این اعتراض‌ها حضور کم‌رنگ‌تری داشتند. این بعد از اعتراضات خیلی مهم است. در کنار بی‌کاری، شاهد گرانی، تورم و فشارهای اقتصادی هستیم که زندگی اغلب افراد جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین مسئله اقتصادی یکی از ابعاد جدی و بخش مهمی از موتور محرکه این اعتراضات است که البته قبلا هشدارهایی در این رابطه داده شد، ولی به آنها توجه نشد. در واقع بعد اقتصادی اعتراضات اصلا مسئله مبهمی نیست و نیاز به استدلال و تحلیل ندارد؛ چراکه همه ما آن را در زندگی خود لمس می‌کنیم.

اما درباره بُعد فرهنگی اعتراضات، شما یک نوع تعارض می‌بینید بین یک‌سری الگوهای رفتاری که در قالب ماده قانونی و پلیس متبلور شده است. این الگوها امروز پژواک دارند و در رسانه ملی بازنمایی می‌شوند. آن طرف اما شما دنیای قرن ۲۱ را دارید که با یک نوجویی در حال حرکت است که در آن افراد رو به جلو حرکت می‌کنند. پس تا زمانی که بین این دو طیف دیالوگ و گفت‌وگو برقرار نشود و صدای همدیگر را نشنوند، طبیعتا به جدل تبدیل می‌شود.

همچنین در بعد اجتماعی نیز وقتی رفاه اجتماعی مشخص و تعریف‌شده‌ای برای قشر آسیب‌پذیر وجود نداشته باشد و زمانی که افراد در جامعه احساس امنیت فکری، روحی، روانی و ‌جسمی نداشته باشند، یعنی آن احساس امنیت وجود نداشته باشد و متعاقب آن سلامت اجتماعی با تهدید مواجه شود، مطالبه‌گری اوج می‌گیرد. یعنی سلامت اجتماعی در تب ۴۰ درجه به سر ببرد. در اینجا کاملا مشخص است که سیستم اجتماعی چه جایگاهی دارد؛ بنابراین وضعیت نهادهای اجتماعی ازجمله آموزش‌وپرورش، رسانه‌ها و دیگر نهادها اگر فاقد کارکرد لازم باشد، با بحران مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی خروجی این ناامنی اجتماعی هر روز عمیق‌تر می‌شود که پیامدهای آن در قالب اعتیاد، افزایش آمار خودکشی، فرار کور از کشور است (کور به این معنا که ممکن است فرد آن طرف چشم‌اندازی نبیند، اما حاضر است به هر قیمتی حتی جان خودش قصد رفتن ‌کند). در رابطه با بعد سیاسی نیز کاملا روشن است.

‌به ابعاد مختلف زمینه‌ساز این حوادث اشاره کردید، با این حال بسیاری معتقدند علاوه بر موارد ذکرشده، شکاف نسلی نیز یکی از علل این رخدادها در جامعه ایران است، آیا می‌توان آن را یکی از دلایل حضور جوانان در خیابان‌ها تلقی کرد؟

شکاف نسلی می‌تواند در یک زمان و نیز در چند زمان و تاریخی مطرح و تحلیل شود؛ یعنی «در زمان» و «بر زمان». در نوع اول، در بحث جامعه‌پذیری مطرح می‌شود. اما مسائل ما در ایران امروز خیلی فراتر از موضوع جامعه‌پذیری نسلی است. از این منظر، شکاف نسلی در یک جامعه و در یک مکان و زمان مشخص مدنظر است. در روند جامعه‌پذیری، وقتی بین دو نسل در زمان واحد، انتقال مفاهیم و الگوها به خوبی صورت نمی‌گیرد، آنجا شکاف نسلی رخ می‌دهد. اما امروز ما در خیابان‌ها شاهد شکاف نسلی نیستیم و این آدرس غلط دادن است. شما در خیابان شاهد هستید که سالمند در کنار جوان و پدر و مادر در کنار فرزندان خود حضور دارند. حالا در بخش کوچکی هم شکاف نسلی نیز می‌تواند وجود داشته باشد و دارد. البته این شکاف نسلی هم در همان سنت‌گرایی ریشه دارد که مبتنی بر ایدئولوژی است. یعنی فاصله‌ای که بین دولت و مردم است، در شکل دیگر و سطح کوچک‌تر آن ممکن است در خانواده بازتولید شود.

در نوع دوم بحث شکاف نسلی که به میان می‌آید، فراتر از ظرف مکانی و زمانی واحد است. یعنی شکاف نسلی در طول تاریخ اتفاق بیفتد؛ به این معنا که نسل امروز با نسل دیروز در تاریخ معاصر تقارن نداشته‌ باشد. فراز و فرودهایی که در تاریخ ایران معاصر داشتیم، نشان می‌دهد که شکاف نسلی نداریم. امروز اگر بحث آزادی می‌شود برای اولین بار رخ نداده است که حالا آن را به شکاف نسلی تعبیر کنیم. مگر یک بار در عصر مشروطه، «آزادی» فریاد زده نشد؟ آیا قبل از ۱۳۳۲ در زمان مصدق این آزادی فریاد زده نشد؟ مگر میرزا ملکم‌خان‌ها این مباحث آزادی‌خواهی را فریاد نزدند؟ بنابراین ما شکاف نسلی نداریم و در واقع این یک ادامه است اما یک ادامه پرفرازونشیب و حرکت‌کردن در یک جاده پر از سنگلاخ که متأسفانه محصول فرهنگ ماست.

‌برخی از تحلیلگران بر این باورند که حضور پررنگ نسل جوان در این دوره از اعتراضات به خاطر این است که نسل جوان و نوجوان دنبال عزت نفس خودش است. مطرح‌کردن چنین سخنانی چه اندازه می‌تواند در تحلیل بررسی رفتارشناسی معترضان درست باشد؟

جواب این سؤال، هم بله است، هم خیر؛ به این اعتبار که نسل جوان با یک بحران هویتی مواجه است که در یک شرایط انومیک به سر می‌برد؛ یعنی نه هنجار و الگویی وجود دارد و نه ریسمانی که به آن چنگ بزند و براساس آن الگو بخواهد رفتار کند. انگار که در خلأ رها شده است. به اعتبار این شرایط بی‌هنجار، شاید بتوانیم بگوییم این نسل به نحوی دچار بحران بی‌هویتی است. افرادی که دچار بحران بی‌هویتی می‌شوند، طبیعتا عزت نفس آنها متزلزل می‌شود؛ اما از سوی دیگر می‌توان در پاسخ سؤال شما گفت خیر؛ این‌گونه نیست؛ چراکه اگر عزت و اعتماد به نفس جوانان خدشه‌دار شده بود یا از بین رفته بود، دیگر دلیلی نداشت که در خیابان حضور پیدا کنند. وقتی تصمیم می‌گیرند که یک حرکت از خودشان به جای بگذارند؛ یعنی عزت و اعتماد به نفس دارند. مهم این است که ما آن را از چه زاویه‌ای ببینیم. ما نمی‌توانیم واژه‌هایی کلی حالا چه وام‌گرفته از روان‌شناسی باشد چه جامعه‌شناسی، در این زمینه به کار ببریم. باید نگاه سه‌بعدی داشته باشیم.

‌در صحبت‌های شما به بحث مهاجرت هم اشاره کردید که یکی از واکنش‌ها به برآورده‌نشدن نیازها می‌تواند مهاجرت باشد که البته در سال‌های اخیر متأسفانه مهاجرت توده‌ای را نیز شاهد بوده و هستیم. میل به ماندن به‌خصوص در قشر تحصیل‌کرده کاهش پیدا کرده است و هرساله شاهد ازدست‌دادن سرمایه‌های انسانی خود هستیم. با این حال عده‌ای معتقدند اعتراضات کنونی خودش واکنشی است به این امر، یعنی فرد این‌بار به جای مهاجرت تصمیم گرفته مطالبات خودش را بیان کند. درحالی‌که براساس آمار همچنان سیر مهاجرت در کشور صعودی است. شما این نوع نگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

لزوما هر حرکت و کنشی این‌گونه نیست که حتما یک آگاهی خیلی عمقی پشت آن وجود داشته باشد. اجبارهای بیرون از فرد در جامعه گاه باعث می‌شود افراد رفتارهای عکس‌العملی داشته باشند. فردی که مهاجرت می‌کند، این‌گونه است که آن طرف امکانات حداقلی می‌بیند؛ بنابراین عقل سالم حکم می‌کند که در شرایط بهتری زندگی کند؛ بنابراین اگر بسیاری از افرادی که اینجا ماندند، آن چراغ سبز برای آنها نیز وجود داشت و توانایی مالی داشتند، موانع داخلی نیز مقابل خود نمی‌دیدند؛ مانند وابستگی‌های عاطفی، به احتمال زیاد مهاجرت می‌کردند. حالا برای برخی از افراد متخصص چراغ سبز نورش بیشتر بوده و راه درست را انتخاب کردند؛ اما برای عده‌ای دیگر با وجود نور کم آن چراغ، به حدی دافعه در اینجا بوده که باز مجبور به مهاجرت شدند. این‌گونه نیست که در غرب زندگی راحت و آسوده‌ای داشته باشد. پس درباره افرادی که تصمیم به ماندن گرفتند، با دو عامل بزرگ مواجه هستیم: یکی اینکه اخبار و اطلاعاتی که از آن سمت می‌رسد، مبنی بر اینکه آن طرف هم سختی‌ها و مشقت‌های خودش را دارد. دوم اینکه بسیاری از افراد به دلایل مختلف نتوانستند مهاجرت کنند که حالا یا به دلیل موانع عاطفی بوده یا اینکه توان و ابزار مالی مهاجرت را نداشتند؛ یعنی به نحوی مجبور به ماندن شدند و این‌گونه نیست که لزوما آگاهانه انتخاب کرده باشند. درصدی از افراد به این دلیل مهاحرت نکرده‌اند. متأسفانه تحلیل‌هایی که ارائه می‌شود، گاه مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی و جامعه‌شناختی نیست. پس آن فردی که امروز در کف خیابان حضور دارد، عوامل زیادی وجود داشته که باعث شده در اینجا بماند؛ یعنی این‌گونه نبوده که همه آنها براساس یک درک مشترک تصمیم به ماندن گرفته باشند.

‌برای مثال آنجایی که مارکس می‌گوید طبقه کارگر به خودآگاهی طبقانی می‌رسد، آن زمانی است که آن کارگر ده‌ها سال را سپری کرده؛ مانند آهنی که گداخته شده و تبدیل به پولاد شده است. او با همه وجودش استثمار طبقه سرمایه‌دار را تجربه کرده تا اینکه بالاخره یک جا تبدیل به یک خودآگاهی عمیق شده؛ بنابراین شما نمی‌توانید از یک جوانی که در سیستم آموزش و پرورش ما این‌گونه سانسورشده اطلاعات و آگاهی به او منتقل می‌شود، انتظار این خودآگاهی را داشته باشید. همچنین دانشگاه‌ها و رسانه‌ها به همین صورت نقص جدی دارند. شبکه‌های اجتماعی نیز آش شله‌قلمکاری است که جنبه‌های مثبت و منفی همگی در آن نهفته است. پس ما در چنین شرایطی چگونه مدعی شویم که یک جوان به آگاهی رسیده است؟

آگاهی کافی اگر بود، کنش‌های اجتماعی از نوع عمل و اکشن بود که عمل مبتنی بر اراده و آگاهی است؛ اما بیش از آنکه این کنش‌های اعتراضی از جنس عمل باشد، از جنس عکس‌العمل و ری‌اکشن است؛ یعنی شرایط اجتماعی بیرون از فرد به گونه‌ای است که فرد مجبور می‌شود عکس‌العملی رفتار کند که در همان ابعاد چهارگانه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بالا به آن اشاره شد؛ بنابراین اگر هرکدام از این عوامل به تعادل نسبی برسند، به همان نسبت کنش‌ها کاهش پیدا می‌کند. در واقع در رفتار عکس‌العمل عنصر آگاهی، اراده و انتخاب به مراتب میزانش کمتر از زمانی است که فرد دست به یک کنش می‌زند. به عقیده من به طور نسبی در هر کنش یا واکنشی درصدی از آگاهی، اطلاعات، اراده و اختیار وجود دارد.

‌متأسفانه در برخی از مواقع یک‌سری از شعارهای هنجارشکنانه و خشونت کلامی را از سوی برخی معترضان شاهد بودیم. نقدی که به قشر دانشجو در این دوره از اعتراضات وارد است. آیا این امر را می‌توان در همان بحث عمل و عکس‌العمل جای داد یا نه انحرافی در آن وجود داشته است؟

طبیعتا این هم یک رفتار از نوع عکس‌العمل است؛ از چهار زاویه می‌توان به این رفتار کلامی نگاه کرد که چرا در دانشگاه‌ها از سوی دانشجو که کمتر انتظار می‌رود فحاشی کند، شاهد خشونت کلامی هستیم. ابتدا از زاویه دید گذشته به این مسئله نگاه می‌کنم، در گذشته این دانشجو آمده و آرام حرفش را زده، درخواست‌هایی داشته که به آنها پاسخ داده نشده است، کرسی آزاداندیشی برگزار نشده یا اگر هم وجود داشته، صوری بوده یا با نظارت برگزار شده است. پس دانشجو همه اینها را تجربه کرده و حرکت امروز او مبتنی جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی بر تجربه شکست‌خورده‌اش در گذشته است. این رفتار تند کلامی خلق‌الساعه نیست. هر رفتاری از نوع زشت یا زیبا، گذشته‌ای دارد و در واقع در زمینه‌ای غلتیده و جلو آمده است.

‌پس در بحث بررسی منطق رفتاری، آیا تریبون‌دادن به کسانی که علیه مخالفان خود از خشونت کلامی استفاده می‌کنند، می‌تواند الگوی دانشجویان یا جوانان قرار بگیرد، برای دستیابی به هدف. چراکه می‌بینند این افراد با چنین ادبیات تند و خشنی جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی موفق‌تر بوده‌اند و جواب گرفته‌اند و از خود می‌پرسد چرا ما چنین برخورد نکنیم؟

در زاویه دید چهارم همین بحث مطرح شد که نسل جوان تحت فرهنگ موجود کشور رفتار می‌کند. او دیده آنها جواب گرفته‌اند. خب ما براساس فرهنگ رشته‌ای کنش می‌کنیم و یک جوان هم براساس فرهنگ جاری کنش می‌کند. درواقع مردم بر رویه دولتمردان رفتار می‌کنند. این دانشجویان درواقع بخشی از مردم هستند. از آسمان که نیامده‌اند، او تا دیروز دانش‌آموز بوده و امروز دانشجو است. از دل همین جامعه و فرهنگ آن رشد پیدا کرده است؛ بنابراین همه افراد جامعه مانند همدیگر هستند.

‌نادیده‌گرفتن حق اعتراضات چه اندازه در رفتارهای واکنشی امروز مؤثر بوده است؟

ما هر تحلیل یا پیش‌بینی‌ای که داریم یا تصمیمی که می‌گیریم، مبنایی دارد. حالا یا تخصصی یا مبتنی بر باورهای قدیمی است. بر اساس این است که مثلا ما در جامعه‌شناسی به نتیجه‌ای می‌رسیم و قاعده‌ای بیان می‌شود. براساس همین قواعد علمی بود که در گذشته بارها و بارها تحلیل کردیم که چنین روزهایی در ایران در راه است. درواقع رفتارها و کنش‌ها در زمینه تاریخی خودشان می‌غلتند و جلو می‌آیند؛ بنابراین فارغ از این دو (زمینه تاریخی و فرهنگی) نمی‌توان تصمیم‌سازی کرد.

تعیین مکان برای بیان اعتراض در واقع همان داستان کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه‌هاست. مگر کرسی آزاداندیشی دایر شد؟ من به‌عنوان یک معلم کوچک دانشگاه در کدام کرسی آزاداندیشی دعوت شدم؟ مشت نمونه خروار است؛ در دانشگاه که آرام‌تر بوده، این اتفاق نیفتاده، حالا اجازه بدهند مردم در کف خیابان اعتراض خودشان را بیان کنند؟ بنابراین اینها تحلیل ساده‌ای هستند و اصلا پیچیده نیست که چرا همچنان مجوز ایجاد مکانی برای اعتراض مسالمت‌آمیز داده نمی‌شود. نباید برای ما سؤال شود که چرا به تعویق می‌اندازند یا مجوز نمی‌دهند.

۱۰ مستند برتر در مورد قاتلان سریالی به انتخاب IMDB؛ از «گرگینه ویستریا» تا «تعقیب‌گر شب»

بعد از پایان سریال بحث برانگیز Dahmer – Monster: The Jeffrey Dahmer Story، سوالات بسیاری ذهن تماشاگران این سریال نتفلیکس را به خود مشغول کرده است. بسیاری از طرفداران پرسیده اند که پس از پایان داستان، چه اتفاقی برای مادربزرگ جفری دامر رخ داد و آیا او هرگز به نوه اش مشکوک شده بود یا خیر. در حالی که سریال نتفلیکس روایت هایی را به تصویر می کشد که در واقعیت رخ داده اند، سریال هیولا: داستان جفری دامر در روایت این داستان واقعی ترسناک گاهی اوقات به خود آزادی داده است. در نتیجه، کسانی که به ذهن و انگیزه های قاتلان سریالی واقعی مانند دامر علاقه دارند، شاید بخواهند برای اطلاعات بیشتر و دیدن نسخه های کمتر دراماتیزه شده از سرنوشت این افراد به سراغ مستندهایی بروند که در مورد آن ها ساخته شده است.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

دامر خودش موضوع مستندهایی بسیاری بوده است اما تقریباً تمام قاتلان سریالی دیگر نیز به نوعی صاحب مستند خاص خود هستند و به همین خاطر مستندهای بسیاری آن بیرون وجود دارند که علاقمندان به دنیای جنایت های سریالی از تماشایشان لذت خواهند برد. به دلیل علاقه وسواس گونه و مداوم نسبت به قاتلان سریالی، سریال ها و فیلم های مستند بسیاری در مورد آن ها ساخته شده و در IMDb امتیاز بالایی دریافت کرده اند که در ادامه شما را با ۱۰ مورد از بهترین آن ها آشنا خواهیم کرد.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

۱۰- Albert Fish: In Sin He Found Salvation (2007)

با القاب مرد خاکستری، گرگینه ویستریا، خون آشام بروکلین و دیوانه ماه و البته بوگی من، آلبرت فیش یکی از مشهورترین و بدنام ترین قاتلان سریالی در تاریخ ایالات متحده است. در حالی که وی به قتل های بسیاری اعتراف کرد، فیش تنها در یک مورد محکوم شده و در سال ۱۹۶۵ با صندلی الکتریکی اعدام شد. فیلم مستند Albert Fish: In Sin He Found Salvation به روایت جنایات آلبرت فیش با جزییات تصویری پرداخته و پیشینه او را نیز بررسی می کند، از جمله فرزندان بسیاری که داشت، دیگر القاب و نام های جعلی اش و البته کارهای بسیاری که روی خود انجام داد. اگر چه اطلاعات بسیاری در این مستند وجود دارد، اما بازسازی صحنه ها در این مستند اغلب اوقات آنطور نیست که انتظار دارید و کیفیت بالایی ندارد.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

۹- H.H. Holmes: America’s First Serial Killer (2004)

پیش از اینکه ماهیت واقعی اش فاش شود، اچ اچ هلمز به عنوان یک جاعل هنری باهوش و مردی با دو زن (دو زن رسمی همزمان داشتن در ایالات متحده و اکثر کشورهای غربی ممنوع است) شناخته می شد که در ادامه به یکی از اولین قاتلان سریالی ایالات متحده تبدیل شد. او گاهی اوقات بقایای اسکلت قربانیانش را به مدارس پزشکی محلی می فروخت. هولمز به قتل ۲۷ نفر در ساختمانی که بعدها قلعه قتل نام گرفت اعتراف کرد. H.H. Holmes: America’s First Serial Killer مستندی است که با نقدهای عمدتاً مثبتی مواجه شد زیرا به شکلی حرفه ای و قابل باور، اسناد واقعی جنایت های هولمز را فاش می کند. عکس های واقعی و معتبر، مقداری بازسازی و یک راوی ترسناک اما کارآمد باعث شده که این مستند حال و هوایی ترسناک داشته باشد. در حالی که برخی رویکرد مستندانه و واقع گرایانه مطلق این مستند را بیش از حد خشک و بیروح دانسته اند اما تماشای این مستند کوتاه ۶۴ دقیقه ای به خوبی شما را با شخصیت هولمز و ماجرای جنایت هایش آشنا می کند.

۸- Fresh Meat: Jeffrey Dahmer (2021)

در میان بهترین فیلم های و سریال هایی که شبیه Dahmer – Monster: The Jeffrey Dahmer Story هستند باید به مستندات بسیاری اشاره کرد که در مورد خود این قاتل سریالی خوفناک ساخته شده اند. Fresh Meat: Jeffrey Dahmer در قالب یک روایت سریع از زندگی این قاتل سریالی معروف روایت می شود اما این مستند هم شامل تصویرسازی های خونین از جنایات دامر است که شاید مناسب همه مخاطبان نباشد. در حالی که این مستند به خاطر گنجاندن مصاحبه های واقعی با افرادی که دامر را می شناختند مورد تحسین قرار گرفته اما ممکن است پرش آن از شخصی به شخص دیگر خیلی با عجله و عجیب جلوه کند و توازن در بخش مصاحبه با این اشخاص حفظ نشده باشد. کسانی که به تماشای این مستند علاقه دارند باید این هشدار ما را جدی بگیرند که حاوی جزییات بسیار ترسناک و تکان دهنده ای است.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

۷- Aileen Wuornos: Selling Of A Serial Killer (1992)

به عنوان یکی از مشهورترین و پرکارترین قاتلان سریالی زن تاریخ، آیلین وورنوس در قتل سه مرد مقصر شناخته شد. در ابتدا او مدعی شد که این قتل ها در دفاع از خود بوده اما در ادامه فاش کرد که برای سود مالی دست به این قتل ها زده است. اما جزییات بسیار دیگری در مورد شخصیت و سرگذشت وورنوس و همچنین قتل هایش وجود دارد که در مستند Aileen Wuornos: Selling Of A Serial Killer به آن ها پرداخته شده است. این مستند هیجان انگیز دادگاه وورنوس را به تصویر می کشد و همزمان اطلاعات خوبی در مورد گذشته تلخ او، پوشش رسانه ای پرونده او و افسرانی که به معامله با هالیوود متهم شده بودند در اختیار مخاطب قرار می دهد. در نتیجه هیچ کسی بعد از تماشای این مستند حس خوبی نخواهد داشت اما برای کسانی که به پرونده یکی از مشهورترین قاتلان سریالی زن تاریخ علاقه دارند، نگاهی هیجان انگیز به تمامی جوانب این ماجرا خواهد بود.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

۶- John Wayne Gacy: Devil In Disguise (2021)

جان وین گیسی به خاطر اعمال هولناک و قتل دستکم ۳۳ قربانی مرد جوان خود شناخته می شود. این قاتل سریالی بدنام موضوع مستندهای بسیاری در طول دهه های اخیر بوده و یکی از بهترین و شناخته شده ترین آن ها مستند John Wayne Gacy: Devil In Disguise است. Devil in Disguise یک مینی سریال ۶ اپیزودی است که هر آنچه در مورد قتل های تراژیک گیسی وجود دارد را روایت می کند، از جمله مصاحبه های قدیمی با گیسی که توسط رابرت رسلر صورت گرفته است. برای کسانی که به داستان این قاتل سریالی بدنام علاقه دارند، این مینی سریال یکی از مستندهایی است که به عمق اتفاقاتی که در مورد یک قاتل سریالی رخ داده می رود و تنها انتقاد به آن مدت زمان طولانی اپیزودها بوده است.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

۵- The Confession Killer: Henry Lee Lucas (2019)

در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، هنری لی لوکاس به قتل صدها نفر اعتراف کرد اما بر اساس اسناد تاریخی، تنها سه مورد از این قتل ها تایید شد که یکی از آن ها مربوط به کشتن مادر خود او بود. تناقضات داستان لوکاس باعث گمانه زنی و کنجکاوی بسیار در مورد جنایت های او شده است که باعث شد مستندی در این مورد ساخته شده و مستقیماً به این تئوری ها و گمانه زنی ها بپردازد. مینی سریال The Confession Killer یکی از بهترین سریال های نتفلیکس در مورد جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی قاتلان سریالی است که جنایات واقعی لوکاس را همراه با صدها قتلی که وی مدعی انجام آن ها شده بود بررسی کرده و صحبت های نیروهای پلیس درگیر ماجرا را نیز نشان می دهد. نقدهای مثبت فراوان به تحقیق عمیق و علمی این مینی سریال اشاره کرده اند در حالی که برخی دیگر نیز گفته اند طول سریال ها بیش از حد طولانی بوده است.

۴- Night Stalker: The Hunt For A Serial Killer (2021)

ریچارد رامیرز یکی از خشن ترین، سادیستیک ترین مردانی بود و هست که به خاطر رفتارهای هولناکش با قربانیان زن خود شناخته می شود. همانطور که در گزارش های معتبر اینترنتی آمده است، رامیرز به جرم قتل ۱۳ نفر محکوم شد اما گمان می رود که تعداد قربانیان او بسیار بیشتر بوده باشد. او در دهه ۱۹۸۰ وحشتی عمیق در لس آنجلس ایجاد کرده بود که باعث شده نام تعقیب گر شب هنوز هم در این منطقه شناخته شده باشد. به خاطر علاقه مداوم به روایت جنایات رامیرز، او یکی از قاتلان سریالی متعددی است که بسیاری دوست داشتند در سریال Mindhunter ببینند. او همچنین در طی سال ها موضوع مستندهای بسیاری بوده است. مینی سریال Night Stalker: The Hunt for a Serial Killer از نتفلیکس یکی از تحسین شده ترین و بهترین مستندها در مورد جنایات رامیرز است که به خاطر روایت های کارآگاهانی که روی پرونده او کار می کردند از اعتبار و جذابیت بالایی برخوردار است اگر چه نقدهای اندکی نیز به طولانی بودن اپیزودها شده است.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

۳- Martina Cole’s Lady Killers: Amelia Dyer (2008)

به عنوان یکی از افراد بسیاری که در زمینه پذیرش نوزادان به فرزند خواندگی و سپردن نوزادان به خانواده ها دخالت داشتند، روشی که با نام پرورش فرزند در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم وجود داشت، آملیا دایر یک زن خونسرد و سنگدل بود که به جای مراقبت از فرزندانی که به او سپرده شده بود، آن ها را به قتل می رساند. شواهد نشان می دهد که او دستکم ۱۲ نوزاد را به قتل رسانده و برخی کارشناسان بر این باورند که تعداد قربانیان او بسیار بیشتر بوده است. به عنوان بخشی از مستند Martina Cole’s Lady Killers، پیشینه دایر از جمله دوران آموزش حرفه ای او، ازدواج ها و قتل هایش به طور کامل مورد بحث قرار می گیرند. در حالی که این تنها یک اپیزود از سریال بزرگ تری است، Martina Cole’s Lady Killers به خاطر داستان کمتر شناخته شده اما تکان دهنده اش بیش از دیگر اپیزودها مورد توجه قرار گرفته است. این اپیزود تصویر و اطلاعاتی دقیق و درست از لحاظ تاریخی برای کسانی که به این ماجرا علاقه دارند ارائه کرده و بازسازی تصویری اتفاقات مربوط به این جنایات و بازی هایی که صورت می گیرد کیفیت بالایی دارد.

10 مستند در مورد قاتلان سریالی با بالاترین امتیاز IMDB

۲- Fred And Rose (2014)

یک زوج به ظاهر معمولی، پشت درهای بسته و در خانه ای که بعدها لقب «خانه وحشت» را پیدا کرد، فرد و رُز وست هیولاهایی واقعی بودند. این زوج ۱۲ نفر را شکنجه کرده و به جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی قتل رساندند در شرایطی که دو تن از قربانیان، دختران بیولوژیکی فرد از ازدواج قبلی و دختری بودند که وی و رُز داشتند. Fred And Rose مینی سریالی است که زندگی و جنایات این زوج بدنام بریتانیایی را مستند کرده است. این مستند نگاهی جامعه به داستان این زوج می اندازد که بدون شک کسانی که از جنایات آن ها خبر دارند را شوکه کرده و تکان خواهد داد. در یک مستند خوش ساخت، بهترین جنبه افشاگری های این مستند این است که چطور این زوج جنایتکار دهه ها توانستند جنایت هایشان را مخفی کرده و کسی متوجه هویت واقعی آن ها نشود.

۱- Conversations With A Killer: The Ted Bundy Tapes (2019)

تد باندی بدون شک یکی از بدنام ترین و شناخته شده ترین قاتلان سریالی در تاریخ ایالات متحده است. باندی به قتل ۳۶ نفر اعتراف کرد اما جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی برخی گمان می کنند که قربانیان او بسیار بیشتر از این تعداد بوده است. مینی سریال Conversations With A Killer: The Ted Bundy Tapes یکی از تحسین شده ترین مستندها در مورد قاتلان سریالی است. این مینی سریال مستند به خاطر پرداختن به واقعیات بدون دراماتیزه کردن زندگی باندی یا جنایاتش مورد تحسین قرار گرفته است. به خاطر اطلاعاتی که در این مستند از جنایات تد باندی فاش می شود جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی تماشای آن تکان دهنده و ناخوشایند خواهد بود. به طور کلی، Conversations With A Killer: The Ted Bundy Tapes مستندی حرفه ای و خوش ساخت است که به شکلی جذاب به پرونده جنایات یکی از مشهورترین قاتلان سریالی تاریخ می پردازد.

جایگزین برچسب جدید توئیتر به جای برچسب قدیمی

به گزارش مجله خبری نگار، توئیتر یک تگ رسمی جدید را برای جایگزینی برچسب قدیمی خود به نام Verified معرفی کرده است. این برچسب سازمان‌های کلیدی مانند دولت‌ها، شرکت‌ها، ناشران، رسانه‌های بزرگ و برخی از شخصیت‌های عمومی را شناسایی می‌کند. این برچسب برای خرید در دسترس نیست و هر شخص یا هر سازمانی که قبلا تایید شده است، برچسب را دریافت نمی‌کند.

این با آنچه ایلان ماسک، مدیرعامل توئیتر یک هفته پیش پیشنهاد کرد، مطابقت دارد و گفت که دو سطح از برچسب‌گذاری وجود خواهد داشت. در حال حاضر، تنها یکی جوانب مثبت و منفی معاملات آزمایشی قابل مشاهده است.

نکته کلیدی این است که در حالی که یک سرویس پولی جدید به نام Twitter Blue وجود خواهد داشت که خدمات اضافی و تقویت توئیت‌ها را ارائه می‌دهد، برچسب تایید شده قدیمی به مدل پولی تغییر نکرده است.

استر کرافورد، کارمند توئیتر که اکانت او نه تایید شده و نه به صورت رسمی برچسب گذاری شده است، دیروز در توئیتی این تغییرات را برجسته کرد.

این برچسب ساده، خاکستری است و از نظر تئوری می‌تواند در کنار یک برچسب تایید جدید برای حساب‌هایی که اشتراک را انتخاب می‌کنند، ظاهر شود.

منظور توئیتر از رسانه‌های «مهم» هنوز مشخص نیست، اما نشان می‌دهد که بین رسانه‌هایی که به اندازه کافی بزرگ هستند و سایر رسانه‌هایی که رسمی نیستند، فاصله‌ای وجود دارد. به طور مشابه، عبارت «برخی از شخصیت‌های عمومی» نشان می‌دهد که در برخی از سطوح مشخص می‌شود که چه کسی می‌تواند رسمی باشد.

این اعلامیه تا حدودی آنچه را ماسک قبلا در مورد سرویس اشتراک جدید وعده داده بود، تغییر می‌دهد؛ این که با تایید افراد از شر ربات‌ها خلاص می‌شود. کرافورد امروز توضیح داد که «توئیتر آبی جدید شامل تایید شناسه نمی‌شود، این یک اشتراک پولی و انتخابی است که علامت آبی و دسترسی به ویژگی‌های انتخابی را ارائه می‌دهد».

با این حال هنوز هم بخش قابل توجهی از آنچه را ماسک پیشنهاد کرده است، انجام می‌شود، زیرا صرفا با عضویت در یک حساب، باید داده‌هایی در مورد اینکه چه کسی هستند و همچنین کارت اعتباری برای پرداخت ارائه شود که از نظر تئوری در برخی سطوح قابل ردیابی است، البته فقط توسط مجریان قانون به یک شخص یا سازمان خاص.

احتمالا اینجا نیز پایان تغییرات توئیتر نیست و کرافورد می‌گوید توئیتر به آزمایش روش‌هایی برای تمایز بین انواع حساب‌ها ادامه خواهد داد.

یکی از نگرانی‌هایی که در مورد نحوه انتشار اخبار توئیتر تحت رهبری ایلان ماسک و نشان رسمی و آبی توئیتر در سایت وجود دارد این است که کرافورد خود هیچ نشانی در حساب خود ندارد، همانطور که یکی از کاربران توئیتر تاکید کرد که ایلان ماسک معمولا سریع حرکت می‌کند. این امر احتمالا طی چند هفته و چند ماه آینده به تکامل خود ادامه خواهد داد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.