بورس متاثر از رفتار نقدینگی است


صحبت های برخی مسئولان به صورت عمدی یا سهوی بازار را نزولی کرده است، هرچند نمی توان با قاطعیت گفت که سوء نیتی پشت آن هست یا خیر، اما به طور قاطع می توان گفت که این شرایط بازار باعث آسیب به سهامداران خرد شده و بسیاری در ماه های اخیر وارد زیان شده اند

بورس متاثر از رفتار نقدینگی است

دریافت لینک صفحه با کد QR

رفتار دولت در بورس مخرب بود؟

3 شهريور 1399 ساعت 8:47

گروه اقتصادی: روزنامه خرسان نوشت: روندهای صعودی یا نزولی شدید در بازارهای مالی، مخصوصا در بازار سرمایه کشور طی چند سال اخیر، امری طبیعی بوده است. اما در مقطع فعلی به دلایل روشن، حساسیت زیادی برانگیخته و آن را از مرزهای بازار سرمایه خارج و تبدیل به یک مسئله عمومی کرده است.در این میان نقش دولت در تهییج روند صعودی و تلاش های غیرحرفه ای برای توقف روند نزولی، اتفاقی خاص است که از اواخر سال گذشته آغاز شد و اکنون ریزش بورس را به یک معضل عمومی تبدیل و البته دولت را مجبور به رفتارها و اقدامات غیرموجه برای مهار این معضل کرده است.

نقش تنظیم کننده گلوله برفی های صعودی و نزولی
فراز و فرود در ذات بازارهای مالی است. در برخی شرایط خاص به دلیل اتفاقات مهم غیرقابل پیش بینی و نبود اطمینان، این افت و خیزها تبدیل به رشد یا اصلاح می شود و در صورت غلبه هیجان و رفتارهای غیرحرفه ای شاهد ریزش های سنگین یا صعودهای افسارگسیخته (شرایط به اصطلاح «خرسی» یا «گاوی») هستیم. در مورد سوم پدیده گلوله برفی نقش به سزایی در ایجاد تلاطمات دارد. مثلا در ماه های اخیر رشد بازار بیش از هر چیزی متاثر از این پدیده بوده است. جایی که با هر رشد بازار، افراد بیشتری به رشد بیشتر و ادامه دار بورس امیدوار می شدند و سرمایه های خود را وارد بازار می کردند.بنابراین با ورود پول های جدید، حجم تقاضا هر روز بیشتر و بیشتر می شد تا کار صعود قیمت ها و شاخص ها راحت شود. دقیقا شبیه یک گلوله برفی که هرچه بیشتر در مسیر خود می غلتد، برف بیشتری را با خود همراه می کند و جلوگیری از حرکت آن سخت تر می شود. اکنون همین اتفاق در مسیر نزولی رخ داده است. دولت با اقدامات نابه هنگام و تاخیر در تصمیم گیری های مهم، گلوله برفی را به حرکت درآورده و اکنون جلوگیری از آن کار آسانی نیست.

عکس یادگاری دولت و شرطی شدن بازار به اخبار خارج بازار
مهم ترین اشتباه دولت آن بود که از ابتدای سال گذشته با پیشگیری از برنامه های اصلاحی رئیس قبلی سازمان بورس، صرفا بر طبل حمایت از بورس کوبید. سرمایه های بسیاری وارد بازار شد و دولتی ها تا توانستند با این رشد بازار عکس یادگاری گرفتند. رشدی که در ایجاد آن نقش داشتند اما بازیگر اصلی، پول های تزریقی به بازار در مقاطع مختلف، مخصوصا بعد از عرضه شستا در فروردین امسال بود. اکثر تحلیل گران و ناظران بازار اذعان دارند که محرک اصلی بورس از فروردین امسال به بعد هجوم نقدینگی بوده است.البته اهالی بورس می دانند که هر روند صعودی با افت هایی همراه است و این روندها را بارها در خود هضم کرده است. نیمه دوم سال 97 افتی شبیه همین روزها (بیش از 20 درصد) طی چند ماه رخ داد و بعد بازار خود را ترمیم کرد. چنین اتفاقاتی در سال 98 و ابتدای امسال هم رخ داد و هضم شد. گلوله برفی عرضه ها در نیمه دوم اردیبهشت و ابتدای خرداد هم به وضوح وجود داشت اما بدون دخالت خاصی، بعد از جذاب شدن قیمت نمادهای بنیادین، ترمیم شد و بازار به مدار رشد بازگشت.اما اظهارات و رفتارها و مداخلات مکرر دولت و تلاش برای گنجاندن رشد بورس در کارنامه عملکردی خود، به مرور دو اتفاق غیرطبیعی را رقم زد که آثار آن اکنون روشن شده است: 1- شرطی شدن بورس به اخبار خارج از بازار و اقدامات دولت 2- حضور سرمایه های جدید از سوی عامه مردم در بورس که به اتکای حمایت دولت از آن، با خیال راحت راهی این بازار شدند و البته باعث نفوذ شدید بورس در جامعه شد که طبیعتا ملاحظات و حساسیت ها و همچنین رفتارهای هیجانی را افزایش می دهد. البته نباید از نقش تشویقی افراطی و یک سویه صدا و سیما هم در این مسیر چشم پوشی کرد.

چرا رفتار دولت در بورس مخرب بود؟
گفتیم که مشابه این اتفاقات و صعود و نزول ها در بورس بوده و هست. گاهی که لازم شده، سازمان بورس با ابزارهای خود قدرت خرید و فروش را تنظیم کرده است تا از تداوم رفتارهای هیجانی پیشگیری کند. اما در چند ماه اخیر به جز شرطی شدن بازار به اخبار خارج بازار و حضور سرمایه های ترسو و آموزش ندیده به خاطر تبلیغات بیش از حد شرایطی را فراهم کرده که نیاز به مداخلات شدید ایجاد کرده است. ابتدا دولت برای کنترل روند صعودی اقداماتی برای عرضه های حقوقی و دولتی انجام داد که موثر بود اما تداوم آن بدون توجه به جو بازار بر ترس ها افزود. نقطه آغاز سقوط گلوله برفی هم ناهماهنگی دو وزارتخانه در عرضه دارادوم بود. مشکل بعدی اقدامات عجیب دولت در اعطای رانت سنگین بیش از یک میلیارد دلاری به پالایشگاه ها برای پیشگیری از ریزش بورس است.این اقدام هم چیزی جز شرطی شدن مجدد بازار به حمایت دولت به بار نخواهد آورد.اگرچه پیشگیری از تداوم وضعیت فعلی به خاطر درگیری بخش بزرگی از جامعه با بورس ضروری است اما این کار باید به صورت تدریجی و با رفتارها و ابزارهای متعارف و بدون سر و صدا و ایجاد حساسیت رخ دهد. معمولا اثر این اقدامات در مواجهه با گلوله برفی صعودی یا نزولی با تاخیر خود را نشان می دهد. بنابراین لازم نیست دولت اقدامات مخرب خارج از سازمان بورس مثل فرستادن رئیس دفتر رئیس جمهور به صدا و سیما در نقش تحلیل گر تکنیکال و اعطای رانت به برخی شرکت ها را ادامه دهد، بلکه لازم است اجازه دهد بازار بعد از افت و جذاب شدن قیمت به مسیر طبیعی بازگردد. اگر بازار با اقدامات غیرطبیعی و خارج بازار به تعادل بازگردد، این دخالت ها همیشه لازم خواهد بود!نکته مهم دیگر این است که دولت برآوردی از آثار رفتارها و اظهاراتش بر انتظارات و رفتار بازیگران ندارد. وقتی در یک روز رئیس جمهور و سخنگو و وزیر از بورس حمایت می کنند و صدا و سیما هم به تفصیل پوشش می دهد، آثاری کوتاه و بلندمدت بر ذهن و تصمیم بازیگران دارد که معلوم نیست چه زمانی چه اثری داشته باشد. علاوه بر آن باید توجه شود که دولت بازار را نمی شناسد و عمدتا اقداماتش را با تعجیل و تاخیرهای ناموزن انجام می دهد. گاهی نتایج اقدامات دولت برای توقف رشد هیجانی در دوره افت بازار اثر و ریزش را تشدید می کند و گاهی به دلیل همین تاخیرهای ذاتی دولت، نتایج حمایتی آثار خود را در دوره صعود نشان می دهد.کافی است عرضه های شرکت پالایش و پخش در شرکت های پالایشی را رصد کنید که تا 20 مرداد ادامه یافت و آثار آن هنوز در بازار وجود دارد. حال این که آثار حمایت ها و رانت های اعطایی فعلی کی نمایان شود و با بازار چه کند، باید منتظر بود و دید! کاش زودتر مداخله عیان و پرسر و صدا در بازار تمام شود تا بورس طبق روال خود به تعادل بازگردد. بهترین اقدام دولت متوقف کردن اشتباهات چند ماه اخیرش در قبال بورس است.

بورس درحال حاضر متاثر از سیاست های دولت جدید که به سمت کنترل تورم و کاهش نرخ ارز رفته، وارد اصلاح شده است

حمید میرمعینی گفت: بورس درحال حاضر متاثر از سیاست های دولت جدید که به سمت کنترل تورم و کاهش نرخ ارز رفته وارد اصلاح شده و پیش بینی می شود گزارش های شش ماهه رشد موقتی ایجاد کنند.

به گزارش اقتصاد نگار؛ یک کارشناس بازار سرمایه درباره دلایل افت اخیر شاخص کل بورس گفت: بازار سرمایه با توجه به اخباری که منتشر می شود واکنش نشان می دهد و برمبنای آن برای آینده تصمیم گیری می کند و حتی برآوردها نسبت به آینده را تغییر می دهد، به همین دلیل می توان گفت که معاملات بر اساس برنامه های آتی انجام می شود.

حمید میر معینی با اشاره به اینکه افت شهریور ماه بعد از یک دوره رشد که از اواسط خردادماه شروع و تا اواخر مرداد ادامه داشت اتفاق افتاد، افزود: این روند صعودی تابستان ناشی از تغییرات نرخ ارز و هم تحت تاثیر گزارش های سه ماهه شرکت ها بود اما بعد از مستقر شدن تیم جدید دولت و اتفاقات بین المللی که درباره تاخیر مذاکرات رخ داد بازار به این نتیجه رسید که شرایط با فروضات قبلی متفاوت تر است. به عبارت دیگر قبلا پیش بینی شده بود که نرخ تورم و دلار بالاتر از شرایط الان اتفاق بیفتد و از طرف دیگر شیوع کرونا هم روی این عوامل تاثیر داشت اما هم اکنون به نظر می رسد دولت جدید روی این مسائل حساسیت بیشتری دارد و توانسته تورم و نرخ ارز را بیشتر کنترل کند.

دولت و وزارت اقتصاد از طریق اوراق با نرخ بهره بالا قرار است کسری بودجه را تامین کند و این مساله نوعی ریسک بازار را بالا برده است، زیرا نقدینگی از بورس به سمت این اوراق می رود

او با تاکید بر اینکه بسیاری از فعالان سیاسی و اقتصادی پیش بینی می کنند که توافق حاصل شود و روی بازار سرمایه این عامل تاثیر بگذارد، اظهار کرد: در حال حاضر کسری بودجه وجود دارد هرچند سالاهای گذشته از طریق خلق پول و استقراض از بانک مرکزی تامین می شد که به نوعی روش های تورم زا بودند و در حال حاضر گفته می شود که دولت و وزارت اقتصاد از طریق اوراق با نرخ بهره بالا قرار است کسری بودجه را تامین کند و این مساله نوعی ریسک بازار را بالا برده است، زیرا نقدینگی از بورس به سمت این اوراق می رود و از طرف دیگر افزایش نرخ سود بانکی روی نقدینگی در بازار تاثیر می گذارد.

کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه طبق تغییراتی که در سیاست ها به وجود آمده و پیوستن ایران به سازمان شانگاهی و . امید برای توافق بیشتر شده است، اظهار کرد: چند وقتی است که نرخ دلار درجا می زند و بازار سرمایه انتظار کاهش نرخ ارز را دارد و معاملات هم با همان نرخ ۲۵ هزار تومان انجام می شود و اینکه در آینده چه اتفاق خواهد افتاد بستگی به شرایط آن زمان خواهد داشت.

او با تاکید بر اینکه در دولت جدید هنوز برنامه و سیاست های کلان اقتصادی اعلام نشده است، اظهار کرد: به نظر می رسد که بازار رشد محدودی خواهد داشت و امروز مهمترین محرک های بازار نرخ ارز و سود بانکی خواهد بود و گزارش های ۶ ماهه نمی بورس متاثر از رفتار نقدینگی است تواند اثر طولانی مدتی بر رشد نمادها باشد.

با توجه به اینکه در سال ۹۹ کشور وضعیت بحرانی را تجربه و دولت اوراق منتشر و اسکناس چاپ کرد، به نظر می رسد در سال جاری هم این اتفاق بیفتد زیرا دولت درآمد کافی نداشته و هزینه های جاری دولت به شدت افزایش یافته است

میرمعینی درباره تاثیر سیاست های مالی دولت گفت: با توجه به اینکه در سال ۹۹ کشور وضعیت بحرانی را تجربه و دولت اوراق منتشر و اسکناس چاپ کرد، به نظر می رسد در سال جاری هم این اتفاق بیفتد زیرا دولت درآمد کافی نداشته و هزینه های جاری دولت به شدت افزایش یافته است و ارواق به تنهایی نمی تواند تمام هزینه های دولت را پوشش دهد و احتمال چاپ اسکناس وجود دارد.

این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه دولت برنامه ای برای واگذاری سهام ندارد زیرا در سال های گذشته در بخش خصوصی سازی و . موفقیتی حاصل نشده است، گفت: در سال های گذشته اصل ۴۴ به درستی اجرا نشد و کمکی به نقش خصوصی سازی در اقتصاد کشور نکرد، از این رو تا برنامه جامعی برای اصلاح خصوصی سازی انجام نشود این امر ممکن نیست.

او با بیان اینکه شاید در دولت جدید واگذاری هایی انجام شود، افزود: این واگذاری های در شرایط اضطرار انجام می شود و این روش از خصوصی سازی به دلیل عدم نظارت بر مدیریت و . موفق نخواهد بود.

این کارشناس بازار سرمایه درباره عرضه سهام شرکت های دولتی در بورس هم اظهار کرد: سال گذشته پالایش یکم تجربه ای ناموفق بود و اعتماد سرمایه گذاران سلب شد، البته نباید فراموش کرد که نواقصی در بازار وجود دارد برای نمونه قیمت گذاری ها منصفانه نیست و راهکار روش حراج موفق نبوده و در روش اخیر ثبت سفارش هم باز همان مشکل قیمت گذاری وجود دارد و باید اصلاح شود.

برخی نمادهای عرضه اولیه در زمان رونق بیش از ۳۰۰ درصد رشد کرده اند اما در حال حاضر با وجود اینکه یک سال از عرضه آنها می گذرد همچنان در زیان هستند و همه این مساله تحت تاثیر جو بازار است و حتی حقوقی های نمادها هم درگیر فضای روانی شده و نمادها را با قیمت های غیرواقعی عرضه کرده اند

میر معینی با تاکید بر اینکه رفتاری بازار خارج از تحلیل است، اظهار کرد: برخی افراد به دلیل اینکه شنیده اند عرضه اولیه خوب است به هر قیمتی می خواهند بخرند و همین باعث می شود که قیمت گذاری در عرضه اولیه هم به شکل درستی اتفاق نیفتد، به طوری می بینیم برخی نمادهای عرضه اولیه در زمان رونق بیش از ۳۰۰ درصد رشد کرده اند اما در حال حاضر با وجود اینکه یک سال از عرضه آنها می گذرد همچنان در زیان هستند و این مساله تحت تاثیر جو بازار است و حتی حقوقی های نمادها هم درگیر فضای روانی شده و نمادها را با قیمت های غیرواقعی عرضه کرده اند. این در حالی است که در دنیا قیمت سهام را ابتدا ارزش گذاری می کنند و بعد از آن به دنبال بازاریابی برای عرضه سهام می روند و مقداری از سهام بین سهام های خرد عرضه می کنند اما در ایران اینگونه نیست سهام به صورت کلان عرضه می شود.

بازدهی واقعی بورس متاثر از فاکتور سودسازی یا جوسازی! | روند فرسایشی تا چه زمانی ادامه دارد؟

بازار سرمایه با افت حجم نقدینگی روبرو شده و ارزش معاملات به کمترین سطح خود یعنی زیر ۴ هزار میلیارد تومان رسیده و این به معنای آغاز روند فرسایشی در بورس است.

بازار، گروه بورس: شاخص کل بورس روز چهارشنبه با افتی ۱۷ هزار واحدی به یک میلیون و ۳۴۰ هزار واحد رسید و شاخص هم وزن هم با افتی ۴۹۰۰ واحدی به ۳۶۷ هزار واحد رسیده و این همان فرایندی است که سال گذشته همین موقع ها تکرار شد و به نظر می رسد شاخص کل بورس وارد فرایندی فرسایشی شده و تا زمانی که نقدینگی جدید وارد بازار نشود و نمادها دست به دست نشوند این وضعیت پابرجا می ماند.

در هفته گذشته با وجود اینکه بسیاری امیدوار بودند که شاخص کل بورس از محدوده یک میلیون و ۴۰۰ هزار واحد برگردد، اما این اتفاق نیفتاد و کف حمایتی خود را شکست و بسیاری از نمادهای خودرویی و بانکی و . که قرار بود لیدر بازار باشند صف فروش شدند. در واقع توجیه فعالان بازار سرمایه از این قرار بود که با آغاز مذاکرات گروه بانکی روند مثبتی را دنبال خواهد کرد، زیرا این مذاکرات می تواند به آزادسازی منابع بلوکه شده ایران و افزایش تراکنش های بانکی ختم شود و از طرف دیگر گروه خودرویی که خبر افزایش قیمت را در دستور کار دارد با رفع تحریم ها هم می توانند به توفیقاتی در افزایش واردات قطعات و حتی تولید بیشتر دست پیدا کنند و این مساله یک شوک مثبت برای بازار خواهد بود، با این حال هیچکدام از این مسائل نتوانست جلوی روند نزولی بازار را بگیرد و همچنان به افت خود ادامه داد.

صحبت های برخی مسئولان به صورت عمدی یا سهوی بازار را نزولی کرده است، هرچند نمی توان با قاطعیت گفت که سوء نیتی پشت آن هست یا خیر، اما به طور قاطع می توان گفت که این شرایط بازار باعث آسیب به سهامداران خرد شده و بسیاری در ماه های اخیر وارد زیان شده اند

یک کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با خبرنگار بازار با اشاره به اینکه نمی شود اثر رفتار برخی مسئولان بر بازار سرمایه را نادیده گرفت، گفت: «به طور قطع صحبت های برخی مسئولان به صورت عمدی یا سهوی بازار را نزولی کرده است، هرچند نمی توان با قاطعیت گفت که سوء نیتی پشت آن هست یا خیر، اما به طور قاطع می توان گفت که این شرایط بازار باعث آسیب به سهامداران خرد شده و بسیاری در ماه های اخیر وارد زیان شده اند.»

مهدی ساسانی با بیان اینکه حجم نقینگی در بازار سرمایه به شدت افت داشته است، افزود: « وقتی سرمایه جدید در بازار تزریق نشود و حجم معاملات کاهش پیدا کند بازار وارد یک روند فرسایشی می شود که در چنین حالتی برخی از نمادها به شدت افت خواهند داشت و تا زمانی که منابع جدید وارد بازار سرمایه نشود این روند تغییر نمی کند.»

رفتار حقوقی ها و بازار گردان ها باعث شده گروه هایی نسبت به تغییرات شاخص کل بورس رفتار یکسانی نداشته باشند،در واقع عدم حمایت برخی حقوقی ها و بازارگردان ها نسبت به سهام باعث شده برخی از آنها بیش از ۷۰ درصد افت قیمت نسبت به سقف تاریخی خود داشته باشند

او با تاکید بر اینکه اثر رفتار حقوقی ها و بازار گردان ها باعث شده گروه هایی نسبت به تغییرات شاخص کل بورس رفتار یکسانی نداشته باشند، اظهار کرد: « در واقع عدم حمایت برخی حقوقی ها و بازارگردان ها نسبت به سهام باعث شده برخی از آنها بیش از ۷۰ درصد افت قیمت نسبت به سقف تاریخی خود داشته باشند و همین مسائله باعث بروز دوگانگی های در بازار سرمایه شده است.»

شاخص کل وارد شرایط رکودی شده است
در یک سال گذشته شاخص کل بورس در محدوده یک میلیون و ۱۰۰ هزار واحد تا یک میلیون و ۶۰۰ هزار واحد نوسان داشته است، البته در یک بازه زمانی ۵ ماهه سال گذشته شاخص کل در محدوده یک میلیون و ۱۰۰ تا یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد نوسان جزئی داشت و همین مساله باعث شده بسیاری از فعالان اقتصادی تاکید کنند در مقطع کنونی هم شاخص کل وارد یک رکود نسبی شده است.

در هفته های اخیر افزایش عرضه اوراق در بازار سرمایه باعث شد که شرکت های دولتی نمادها را عرضه کنند و در مقطع کنونی بسیاری از نمادها به صورت مصلحتی صف فروش هستند و سرمایه گذاران هم انگیزه ای برای ورود به بازار ندارند

یک استاد اقتصاد در گفتگو با خبرنگار «بازار» با اشاره به اینکه در ماه های گذشته تاکید دولت بر بازار بدهی نسبت به بازار سهام بود و باعث افت ارزش سهام شد، گفت: « در هفته های اخیر افزایش عرضه ارواق در بازار سرمایه باعث شد که شرکت های دولتی نمادها را عرضه کنند و در مقطع کنونی بسیاری از نمادها به صورت مصلحتی صف فروش هستند و سرمایه گذاران هم انگیزه ای برای ورود به بازار ندارند، زیرا به اعتقاد آنها شاخص کل تحت تاثیر عوامل غیر بنیادی و تکنیکال صف فروش هستند.»

آلبرت بغزیان با بیان اینکه گزارش های تورمی حکایت از این دارد که ارزش دارایی شرکت ها روندی صعودی دارد، افزود: « اما تاکنون بازار سرمایه نسبت به این مسائل واکنش مثبتی نشان نداده است و این مساله می تواند حکایت از دستوری بودن بازار باشد و تا زمانی که حقوقی ها و . در بازار اراده نکنند که شاخص کل بازار رشد کند روند کنونی ادامه دار خواهد شد.»

در حال حاضر برخی از نمادها یکباره صف فروش و صف خرید می شوند که این مساله کاملا خارج از منطق اقتصادی است، زیرا هیچ اتفاقی نمی تواند در یک روز رخ دهد که ارزش دارایی یک شرکت را ده درصد کاهش دهد و دوباره در روز بعد ده درصد افزایش دهد

او با تاکید بر اینکه هنوز وضعیت نمادها در بازار سرمایه شفاف نیست، گفت: «سازمان بورس باید تلاش کند تا شرکت ها را مکلف کند که گزارش های شفافی درباره عملکرد خود در کدال منتشر کنند تا سهامداران بر مبنای عملکرد آنها برای سهام خود تصمیم گیری کنند.»

بغزیان با بیان اینکه نظارت بر بازار سرمایه باید شدت بگیرد، اظهار کرد: «در حال حاضر برخی از نمادها یکباره صف فروش و صف خرید می شوند که این مساله کاملا خارج از منطق اقتصادی است، زیرا هیچ اتفاقی نمی نتواند در یک روز رخ دهد که ارزش دارایی یک شرکت را ۱۰ درصد کاهش دهد و دوباره در روز بعد ده درصد افزایش دهد.»

براساس این گزارش روند نزولی شاخص کل بورس تنها به عوامل اقتصادی بر نمی گردد و جوسازی و اراده حقوقی ها و بازارگردان ها هم می تواند در رون بازار تاثیر گذار باشد و به اصطلاح تا زمانی که آنها در کف قیمت سهام را ارزان از سهامدار خرد نخرند حاضر به آغاز روند صعودی در بازار نخواهند بود به همین دلیل سهامداران باید نسبت به این مسائل آگاه باشند و در تله صف های فروش کاذب قرار نگیرند، البته این موضوع درباره همه نمادها صدق نمی کند و برخی از آنهایی که صف فروش هستند واقعا ارزند نیستند و همچنان ممکن است روند نزولی آنها ادامه داشته باشد و این مساله نیازمند ارزیابی سهامداران از نماد است.

دستاوردهای برجام برای بورس

دستاوردهای برجام برای بورس

به نظر می‌رسد با حصول توافق «برجام»، تمام بازار سرمایه متاثر شده است و هر شرکتی متناسب با نوع فعالیت و ارتباط با شرکای خارجی، می‌تواند از جنبه‌های مثبت و منفی آن بهره‌مند شود.

به گزارش خبرنگار ایمنا، حصول توافق «برجام» امری است که طی سال‌های اخیر، اقتصاد ایران به آن گره خورده است. برخی معتقدند بدون برجام، اقتصاد ایران فلج خواهد ماند و با گشایش‌های حاصل از آن، مرزها به روی سرمایه‌گذاران خارجی باز می‌شود، مراودات بین‌المللی بهبود می‌یابد و منابع بلوکه شده به کشور بازمی‌گردد که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی کشور خواهد شد.

در مقابل برخی از کارشناسان نیز معتقدند برجام در بهترین وضعیت، یک مُسکن خواهد بود که حال اقتصاد ایران را بهبود نمی‌بخشد و فقط آن را تسکین می‌دهد. درواقع، مشکلات اقتصاد ایران ریشه‌ای است و برای رفع آن باید اقدامات ساختاری انجام شود.

در این بین، افزایش ریسک سرمایه‌گذاری طی سال‌های اخیر منجر به خروج سرمایه‌های مردم از بازارهای مولد و صنایع بورسی و ورود آن به بازارهای غیرمولد از جمله طلا، دلار، مسکن و خودرو شده است که همین موضوع به روند افزایشی تورم نیز دامن می‌زند.

بازار سرمایه ایران ماه‌ها است با خروج سرمایه مواجه شده و رفتار سرمایه‌گذاران، ارتباط مستقیمی با اخبار و اتفاقات سیاسی از جمله برجام داشته است. اینکه برخی از صنایع بورسی، دلارمحور هستند و با کاهش قیمت دلار متضرر می‌شوند یا افزایش صادرات و آزادسازی منابع مالی بلوکه شده کشور، ازجمله دلایلی است که کارشناسان برای تاثیرپذیری بورس از برجام مطرح می‌کنند.

فردین آقابزرگی، کارشناس بازار سرمایه در این خصوص به خبرنگار ایمنا می‌گوید: ابعاد اقتصادی و نتایج حاصل از توافق برجام را هر یک از کارشناسان به نحوی تحلیل می‌کنند. گروهی معتقدند با آزاد شدن ارتباطات بین‌المللی، ورود ارز حاصل از صادرات یا دارایی‌های بلوکه شده ایران در خارج از کشور، فزونی منابع ارزی به مصارف ارزی منجر به کاهش نرخ دلار می‌شود. بنابراین شرکت‌های ریال‌محور و آن دسته از شرکت‌ها که براساس دلار یا کامودیتی‌ها فعالیت نمی‌کنند، منتفع خواهند شد.

وی اضافه می‌کند: در مقابل، افرادی که معتقدند توافقی حاصل نخواهد شد یا اگر توافقی باشد، نتیجه چندانی ندارد، اظهارنظری برعکس آنچه گفته شد دارند.

باید به وضعیت اقتصاد ایران در ۱۰ سال گذشته توجه شود

این کارشناس بازار سرمایه معتقد است: به نظر می‌رسد واقع‌بینانه‌ترین تحلیل این است که توجه داشته باشیم، طی ۱۰ سال گذشته ۶۰ میلیارد دلار از منابع ارزی دولت «اوباما» وارد کشور شد؛ در آن زمان دلار در محدوده ۲,۵۰۰ تومان بود و اکنون به محدوده ۳۰ هزار تومان است. نرخ تورم در این سال‌ها فزاینده و ضریب تشکیل سرمایه کاهنده بوده است.

آزادشدن منابع مالی تأثیر کوتاه مدت خواهد داشت

آقابزرگی اضافه می‌کند: سایر متغیرهای اقتصادی از جمله حجم نقدینگی که به بیش از پنج هزار همت رسیده، به گونه‌ای بوده است که نشان می‌دهد صرفاً با آزادسازی منابع ارزی ناشی از توافق، در کوتاه‌مدت ممکن است شاهد اثر جزئی باشیم اما در بلندمدت نیازمند اقداماتی در اقتصاد کشور هستیم.

وی ادامه می‌دهد: برنامه‌ریزی‌های اقتصادی، کاهش هزینه‌ها و کوچک‌سازی دولت، افزایش کارایی و بهره‌وری شرکت‌هایی که توسط دولت اداره شده و نیازمند اصلاح ساختار مدیریتی و ساختار سرمایه گذاری است، اولویت‌های بزرگ‌تری برای بهبود شاخص‌های اقتصادی است.

اقتصاد ایران بلاتکلیف مانده است

این کارشناس بازار سرمایه می‌گوید: بلاتکلیفی در حصول توافق اکنون اقتصاد ایران را معطل نگه داشته است. ما اطلاعی از مفاد قرارداد، زمان رفع تحریم‌ها، چگونگی ارتباط با فعالان اقتصادی دنیا نداریم. اگر همه منابع ارزی ما آزاد شده و برای مراودات با همه شرکت‌های خارجی آزادی عمل داشته باشیم، حتی برخی از شرکت‌های ریال محور نیز ممکن است نابود شوند.

آقابزرگی اضافه می‌کند: باید بدانیم ابعاد اقتصادی رفع تحریم‌ها چگونه است. با ارزپاشی در اقتصاد کشوری که رشد تولید ناخالص ملی و حجم نقدینگی آن با یکدیگر تطابقی ندارد، نمی‌توان انتظار داشت نرخ ارز کاهش یابد. چنین شرایطی منجر به فرار سرمایه می‌شود، همانطور که بخش زیادی از سرمایه‌های پیشین که به کشور بازگشت نیز از کشور خارج شد.

با رفع تحریم‌ها بانکی‌ها منتفع می‌شوند

وی ادامه می‌دهد: منابع درآمدی بانک‌ها اکنون به مرزهای جمهوری اسلامی ایران محدود شده است، چنان‌چه با رفع تحریم‌ها با عرضه بین‌المللی و از جمله سوئیس ارتباط داشته باشیم، برای حوزه بانکی گشایش ایجاد خواهد شد.

احسان رضاپور، کارشناس بازار سرمایه نیز در این خصوص به خبرنگار ایمنا می‌گوید: سال‌هاست روند مذاکرات برجام، بر بازارهای داخلی تأثیرگذار بوده و ریسک‌ها و هزینه‌های زیادی را به حوزه‌های اقتصادی و صنایع مختلف تحمیل کرده است. برهمین اساس انتظار می‌رود در صورتی که شاهد تحقق برجام باشیم، به واسطه کاهش این ریسک‌ها، فضای سرمایه‌گذاری و اقتصادی کشور بهبود و هزینه‌های مواد اولیه، دسترسی به تکنولوژی‌های جدیدتر و کاراتر و جابه‌جایی پول کاهش یابد.

قدرت چانه‌زنی شرکت‌ها در بازارهای جهانی افزایش می‌یابد

وی افزود: همچنین با حصول توافق، ممکن است گشایش‌هایی در دسترسی به بازارهای منطقه و جهانی برای صنایع به وجود آید؛ برای مثال قدرت چانه‌زنی افزایش می‌یابد و درآمدهای بزرگ‌تری از محل افزایش قیمت و تناژ فروش نصیب شرکت‌ها خواهد شد. حذف ریسک سرمایه‌گذاری، امنیت آن را افزایش می‌دهد و همه این موارد بر بازار سرمایه نیز مؤثر است. همچنین اثر جزئی کاهش نرخ ارز با فاکتورهایی که گفته شد، پوشش داده می‌شود و درمجموع برآیند دستاوردهای برجام برای بورس ایران مثبت خواهد بود.

همه صنایع بورسی به شکل‌های مختلف تحت تأثیر برجام قرار می‌گیرد

این کارشناس بازار سرمایه می‌گوید: همه صنایع بورسی به شکل‌های مختلف تحت تأثیر برجام قرار می‌گیرد. برخی از شرکت‌ها که پیچیدگی‌ها و محدودیت‌های بیشتری را تجربه کرده‌اند با بهبود شرایط سریع‌تر تحولات مثبت خواهند داشت که از جمله آن می‌توان به گروه بانکی، تجهیزاتی و خودرویی اشاره کرد.

رضاپور اضافه می‌کند: تمام بازار از برجام متأثر خواهد شد و هر شرکتی متناسب با نوع فعالیت و ارتباط با شرکای خارجی می‌تواند از جنبه‌های مثبت و منفی برجام متأثر شود.

بانکی‌ها چه سودی می‌برند؟

وی ادامه می‌دهد: پس از اجرای توافق برجام شاهد افزایش فعالیت و گردش مالی داخلی و خارجی شرکت‌ها خواهیم بود. سال‌هاست نقل و انتقالات پولی خارجی تا حد زیادی محدود شده و درآمدهایی که از این محل نصیب بانک‌ها می‌شد، کاهش جدی داشته است. پس از گشایش‌های برجامی از محل افزایش تراکنش‌ها و ارتباطات داخلی، دسترسی به نرم‌افزارهای به روز و ارتباط با سایر بانک‌ها و کارمزد فعالیت‌های بین‌المللی بانک‌ها، شرکت‌های گروه بانکی منتفع خواهند شد.

به گفته این کارشناس بازار سرمایه بخش مهمی از منابع پولی کشور اکنون از خارج از مسیر بانکی در حال جابه‌جا شدن است که اگر به سمت شبکه بانکی تغییر مسیر دهد، می‌تواند درآمد بانکی‌ها را افزایش دهد و زمینه توسعه، تقویت و اصلاح ساختار مالی در بانک‌ها را فراهم کند.

چه صنایعی بیشتر منتفع خواهند شد؟

رضاپور اضافه می‌کند: تأمین قطعات خودرو، واردات خودروهای جدیدتر، مشارکت خودروسازها با شرکت‌های بین‌المللی در خدمات پس از فروش و تأمین قطعات می‌تواند بر این شرکت‌ها تأثیرگذار باشد.

وی ادامه می‌دهد: بخش مهمی از شرکت‌های تجهیزاتی نیز در تأمین تجهیزات و نقل و انتقال پول با چالش‌های جدی مواجه بودند. شروع پروژه‌های زیربنایی‌تر و ابرپروژه‌های توسعه راه‌ها و ریلی، این شرکت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این کارشناس بازار سرمایه خاطرنشان می‌کند: در کنار این موضوعات، برجام می‌تواند تمامی بازار سرمایه و کسب‌وکارها را تحت تأثیر قرار دهد که در صورت عملکرد مثبت، بهره‌برداری مثبت و سودآوری از آن امکان پذیر است.

گرداب بورس

خورشید شَعیری

قرار است سهام ۲۰ شرکت صندوق بازنشستگی کشوری تا پایان سال در بورس عرضه شود. سهم بازنشستگان از این عرضه چه خواهد بود جز تماشای قمار بورس‌بازان حرفه‌ای با اندوخته سالیان دراز آنها. عکس: تالار بورس تهران/ آرشیو

این مطلب را به اشتراک بگذارید

یک زخم قدیمی اما مزمن. یک خروار وعده بی‌سرانجام از اقتصادنادانانی که تنها با دادن نوید، کارشان را پیش می‌برند. سخن از «بورس» است. بسیاری مال‌باخته‌اند؛ چرا که با وعده‌های حسن روحانی و مقام‌های دولتی سرمایه و پس‌اندازشان را به این بازار آوردند. بازاری که حالا در مرداد ماه سال ۱۴۰۰ بیش از دو سال است که قرمزپوش است. در دو ماهی که گذشت اما صدای فعالان بازار سرمایه دوباره بلند شد. این همان بازاری است که ابراهیم رئیسی در کارزار تبلیغاتی‌اش -برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰-، به تالار اصلی‌اش رفت و به سهام‌داران وعده داد که وضعیت به سرعت اصلاح خواهد شد‌، اتفاقی که هرگز رخ نداد. وعده، آن هم به صورت دستور و نه در قالب یک برنامه روشن، با نفْسِ بازار سرمایه نمی‌خواند، اما رئیسی در کارنامه یک‌ساله‌اش نشان داده که علاقه عجیبی به دستور دادن دارد.
اما چه بر بورس گذشت؟ چرا حال و روز شاخص کل بهتر نمی‌شود؟ چگونه این اتفاق رخ داد و چه خواهد شد؟ گزارشی در این‌باره.

بازار سهام در دو سال گذشته در معرض حوادث بسیاری بوده است، در معرض رخ‌دادهایی متنوع که هیچ شباهت ماهوی‌ای به هم ندارند اما بورس ایران را ضعیف‌تر می‌کنند: از تصمیم‌های دولتی گرفته تا سرعت اینترنت و مشکلات زیرساخت‌های معاملاتی، از سیاست‌های پولی بانک مرکزی و مسئله نرخ بهره گرفته تا مذاکرات هسته‌ای و قیمت دلار و وضعیت بازارهای جهانی.

امسال براساس مصوبات مندرج در قانون بودجه مقرر شده تا ۱۲۰ هزار میلیارد تومان اوراق بدهی منتشر شود و در مقابل دولت باید ۱۷۰ هزار میلیارد تومان از بازار مربوط بازخرید کند. همین هم نشان می‌دهد که نه‌تنها بازار بدهی در ایران در حال پا گرفتن نیست بلکه در نهایت رو به افول بیشتر است. روند ادامه‌دار خروج نقدینگی حقیقی از بازار سرمایه،عمدتاً پول سرمایه‌گذاران خرد، هر روز بازار را یا بین سبز و قرمز معلق نگه می‌دارد یا آن را خونین می‌کند. کاهش عمق بازار، طولانی مدت و مزمن شده است. بورس با وجود وعده‌ها و دستورهای رئیس دولتش به مال‌باخته‌ها، هنوز به نقطه اوج خودش بازنگشته است.

نرخ بهره دلیل ریزش جدید بورس است؟

نرخ بهره در اقتصاد یک ابزار کارآمد کنترل تورم است. این متغیر که از آن با عنوان «قیمت پول» هم یاد می‌شود به عنوان عاملی موثر برای کنترل تورم مورد استفاده قرار می‌گیرد. بانک مرکزی کشورها سرمایه‌های سرگردان و آماده ورود به بازارها را جذب می‌کند و یک حاشیه امن در شرایط تورمی برای سرمایه‌ها می‌سازد. این روشی برای پیش‌گیری از تورم است.

هرچقدر نرخ بهره بانکی و بین بانکی بیشتر باشد، بانک به محلی جذاب‌تر و البته امن‌تر برای جذب سرمایه‌ها تبدیل می‌شود و برعکس.

در آغاز دوره جدید بورس‌بازی، رهبر و رئیس‌جمهوری و دیگر مقامات، مردم را به ورود به بورس تشویق کردند. گروه بزرگی از مردم وارد بازار سرمایه شدند، بدون آنکه مقدمات این کار فراهم باشد. کمی که گذشت آن‌ها که رانت اطلاعاتی داشتند سهام‌شان را به مردم عادی فروختند و سرمایه‌شان را از بازار بیرون کشیدند، بازاری که با تبلیغات دولت و وعیدهای صاحبان قدرت به رباینده بزرگ نقدینگی تبدیل شده بود.

اما در ایران چه گذشت؟ از اردی‌بهشت پارسال (۱۴۰۰) نرخ سود بین بانکی روندی صعودی طی کرده است. نرخ بهره از ۱۸ درصد در اردی‌بهشت ۱۴۰۰ به ۲۱ درصد در زمستان ۱۴۰۰ رسید. در همین زمان عدد شاخص کل بورس، بر مدار یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد (تا یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد) می‌چرخید؛ یعنی چیزی حدود بیست درصد ریزش. پس از این، از زمستان ۱۴۰۰ نرخ بهره دوباره روندی نزولی آغاز کرد. نرخ سود تا بیست درصد کاهش پیدا کرد و به‌طبع، شاخص کل تا یک میلیون و ۶۰۰ هزار واحد افزایش تجربه کرد.

در دو ماه نخست امسال چه رخ داد؟

افزایش دستمزد‌ها، حذف ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی، اخبار پراکنده ناخوشایند از روند مذاکرات، آمارهای مربوط به تورم و. انتظارات تورمی را تقویت کرد. در نتیجه در یک توافق اعلام نشده نرخ سود بانکی افزایش پیدا کرد. افزایش نرخ سود بانکی بازار را نزولی کرد. هر چند این اقدام تنها عامل در ریزش بازار بورس نیست، اما یکی از عامل‌های عمده است.

جالب آنکه احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد پیش‌تر اعلام کرده بود که برای حمایت از بورس، این نرخ از بیست درصد بالاتر نخواهد رفت و خب چه شد؟ این نرخ حداقل تا ۲۱ و نیم درصد بالا رفت. نتیجه هم که روشن است: ریزش دوباره بورس.

دخالت وزارت صمت در مکانیسم قیمت‌گذاری

بالا و پایین شدن نرخ بهره تنها عامل ریزش شاخص کل نبود. شدت و حدت دخالت وزارت صمت بورس متاثر از رفتار نقدینگی است در مکانیسم قیمت‌گذاری کالاها عامل موثر دیگری‌ست. وزارت صمت برای قیمت کالاها (کالاهایی که ممکن است تولیدکننده بورسی داشته باشند) سقف و کف تعیین می‌کند و در تلاش برای کنترل و شکل‌دهی به بازار است.

اما جدا از تنظیم‌گری و رفتار کنترل‌گرانه، وزارت صمت روی دیگر کالاهایی که مکانیسم کشف‌قیمت آن‌ها در بورس کالا انجام می‌شود هم دست گذاشته است؛ یعنی به جز تلاش برای اعمال نفوذ بر قیمت کالاها از راه قمیت‌گذاری، ادعای جدیدی هم مطرح کرده‌اند تا بورس کالا را به عنوان زیرمجموعه وزارت صمت در اختیار بگیرند. بورس کالا نهادی تا امروز زیرمجموعه بازار سرمایه و وزارت اقتصاد بوده، اما حالا وزارت صمت روی آن دست گذاشته است. دولت هم بدش نیامده و از این ادعا حمایت کرده است. این هم کنار عامل پیشین یک شوک به بازار سرمایه وارد کرد.

تعلیق برای مذاکرات

فضای تعلیق در معاملات بورس، متاثر از خبرهای برجام نیز بوده است، آن هم نه صرفاً به این معنی که حصول یک توافق یا شکست مذاکرات بورس را صعودی یا نزولی‌تر می‌کند؛ بلکه به این معنا که مذاکرات طولانی مدت، یک تعلیق طولانی مدت هم در اقتصاد ایران ایجاد کرده است. پیش‌بینی‌پذیری و ثبات در اقتصاد ایران ممکن نیست و این بر بورس هم سایه انداخته است. تحریم‌های جدید چند واحد پتروشیمی (مارون، خارک و فن‌آوران) هم باعث منفی‌خوردن پتروشیمی‌های بورسی در ماه‌های گذشته شد.

چشم‌انداز رکودی بازارهای بین‌المللی هم در این فرآیند بی‌تاثیر نیست. بیشتر شرکت‌های بورسی ایران، یعنی شرکت‌هایی که وزن اصلی بازار را دارند، کالا محور هستند. مس، آلومینیوم، محصولات پتروشیمی و. همه و همه تحت تاثیر فوب خلیج فارس هستند. هرچقدر چشم‌انداز جهانی بازارها رکودی باشد، چشم‌انداز درآمدزایی این شرکت‌ها هم رکودی‌تر خواهد بود.

اما چه شد که بورس این به اینجا رسید؟ سرگذشت شاخص بورس چیست؟

دخالت دولت در بورس با چهار حرکت

از شروع سال ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ تعداد فعالان بازار سهام به شکل قابل‌توجهی افزایش پیدا کرد. تصمیم‌سازان اقتصاد داخلی هم نفت در آتش توجه مردم ریختند و به چشم یک درآمد قابل توجه برای تامین کسری بودجه‌های بزرگ به بورس نگاه کردند. نگاهی که جمعیت بزرگی را متضرر کرد. دولت آن روزها آمد وسط گود و گفت: تصمیم گرفته برخی از سهامش را در قالب صندوق‌های سرمایه‌گذاری به بازار عرضه کند.

یک: نخستین قدم از این طرح، صندوق واسطه‌گری یکم بود که با نماد «دارا یکم» در بازار بورس شناخته می‌شود. دارا یکم شد نماد صندوق سرمایه‌گذاری دولتی، شامل سهم دولت از سه بانک و دو شرکت بیمه. خودشان گفتند که هدف این صندوق، جذب بیشتر مردم به بازار بورس است. دولت اما به همین بسنده نکرده بود. آن‌ها پالایشی یکم را به‌عنوان دومین صندوق قابل‌معامله دولتی (ETF)، متشکل از چهار شرکت پالایشی وارد بازار کردند. این صندوق‌ها که برای جذب سرمایه‌های خرد و متوسط وارد چرخه بازار شدند، امروز زیر قیمت فروش معامله می‌شوند.

دو: دومین قدم دولت عرضه سهام عدالت بود. از سال ۱۳۹۹ تا امروز این بازار شاهد رخ‌دادهای متعددی بوده است. با وجود آنکه در نخستین روزهای سال ۱۳۹۷ بسیاری رشد قیمت‌ها در این بازار را موضوعی رویایی می‌دانستند اما به لطف افزایش قیمت دلار و صعود بازارهای موازی میسر شاخص کل بورس ایران هم جهید. نکته مهم در این میان موافقت علی خامنه‌ای با خرید و فروش سهام عدالت است. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران اردیبهشت از خامنه‌ای خواست با آزادسازی سهام عدالت موافقت کند. خامنه‌ای هم در پاسخ به این تقاضا به دولت دستور داد: سریعتر مقدمات لازم برای آزادسازی سهام عدالت و واگذاری تعیین قیمت آن به بورس فراهم گردیده و آیین‌نامه‌های اجرایی تهیه و به اجرا درآید.

آزادسازی سهام عدالت کدام درد را التیام می‌بخشد؟

۱۱ خرداد ۱۳۹۹

از آن روز، بازار سهام تبدیل شد به محل درآمد و کاسبی گروه چشمگیری از مردم. رفتار صعودی شاخص، بازارهای وابسته به بورس را هم تقویت کرد. پکیج فروشی، آموزش‌کده‌های مخصوص «ترید»، کارگزاری‌های نوظهور و. زمان شروع رشد شاخص کل، یعنی ماه‌های نخستین سال ۱۳۹۷ تا میانه سال ۱۳۹۹ را می‌توان دوره سرنوشت‌ساز بازار سهام دانست. بورس که آن زمان از بازمانده‌های یک رکود بلندمدت دوباره کمر راست کرده بود، در دو سال و نیم پس از آن باوجود همه نوسان‌ها اقتصادی مثبت و منفی به سوددهی خود ادامه داد. شاخص کل از محدوده ۹۰ هزار واحدی در سال ۱۳۹۷، به سطح عجیب و غریب دو میلیون و ۱۰۰ هزارواحدی در معاملات مرداد ماه سال ۱۳۹۹ رسید.

آیا این بازار در ایران، ظرفیت چنین رشدی را داشت؟ یا دست‌هایی بازار را برای این جهش هُل می‌داد؟

بخش مهمی از این افزایش پس از آن روی داد که در ماه‌های پایانی سال ۱۳۹۸ و با همه‌گیری کویید ۱۹، بازیگران عادی اقتصاد ایران بسیار بیش از پیش به بورس توجه کردند. موقعیتی که آن زمان گمان می‌کردند بخشی از کاهش ارزش دارایی‌شان را که پوشش می‌دهد. همین کاهش شدید فعالیت بسیاری از کسب‌وکارها به‌ویژه در نخستین روزهای سال ۱۳۹۹ سبب شد تا مردم دارایی‌هایشان را به سوی بازار سهام سوق دهد. صف‌های طولانی دریافت کد بورسی -که از میانه سال ۱۳۹۸ شکل گرفته بود- حتی از گذشته هم طولانی‌تر شد. آن زمان بسیاری از مردم در برخی از کارگزاری‌ها فاصله‌ای چند ماهه را در صف انتظار سپری می‌کردند تا تنها بتوانند با دریافت کد بورسی به عرصه معاملات این بازار قدم بگذارند. مردم خانه و ماشین و دارایی‌های نقدشونده‌شان را فروختند و به بازاری وارد شدند که دانشی از آن نداشتند.

در چنین حال و روزی دولت پس از سال‌ها، فضای دسترسی به سهام بورس متاثر از رفتار نقدینگی است عدالت و واگذاری آن را فراهم کرد. دولتی‌ها مردم را تشویق می‌کردند که همه چیز را به بورس بسپارند و رشد دو سال گذشته هم همه را خوش‌بین کرده بود که این بازار فعلا اصلاح بزرگ ندارد. عناصر خرد اقتصاد روند صعودی شاخص کل را نامیرا می‌دیدند و تصور بسیاری از حرفه‌ای‌های بازار هم همین بود.

در نخستین روز مرداد ماه امسال ارزش ۶۰ درصد سهام قابل معامله حدود ۶ میلیون تومان اعلام شد. مجوز فروش سهام عدالت برای یک امر مهمتر بود که در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آمده بود: جبران کاهش درآمد ناشی از رشد قیمت‌ها برای قشرهای کم‌درآمد. این روایت رسمی حاکمیت است از شمار صاحبان سهام عدالت؛ آ‌ن‌هایی که به شیوه مستقیم فروش سهم خود روی آوردند: از بین حدود ۴۹ میلیون سهامدار عدالت، ۱۹میلیون تَن روش مستقیم و حدود ۳۰میلیون تَن، روش غیرمستقیم را انتخاب کرده‌اند.

سه: موضوع قابل توجه در افزایش شاخص کل بورس، اجازه دولت به شرکت‌ها و بانک‌ها برای «تجدید ارزیابی دارایی‌ها» بود. این مجوز خیلی از شرکت‌های زیان ده را «سود ده» کرد و به تبع آن «غول‌های بازار» هم اول بازارسازی کردند و در ادامه با تشویق مردم به خرید سهام، فروختند. بازارسازی‌های چندباره دولت و الزام شرکت‌های حقوقی وابسته به بنیادها به خرید سهام هم در «دمیدن در آتش بورس» موثر بود. همچنین بانک‌های خصوصی که نقدینگی زیادی به بورس تزریق کردند تا «تسهیلات بانکی» ندهند.

چهار: در چنین شرایطی از علی خامنه‌ای گرفته تا حسن روحانی، مردم را به ورود به بورس تشویق می‌کردند. به این ترتیب، سیل بزرگی از مردم وارد بازار سرمایه شدند، بدون آنکه مقدمات آن فراهم باشد؛ پیش‌نیازهای آن دیده شده باشد یا از فنی چنین آمادگی‌ای وجود داشته باشد.

سپر واقعی تورم یا عوام‌فریبی؟

آن‌ها که رانت اطلاعاتی داشتند در همین زمان سهام‌شان را به مردم عادی فروختند و سرمایه‌شان را از بازار بیرون کشیدند، بازاری که با تبلیغات دولت و وعیدهای صاحبان قدرت به رباینده بزرگ نقدینگی تبدیل شده بود.

تبلیغات دولتی‌ها بر ماهیت ضدتورمی بورس تاکید می‌کرد و بر اینکه سیاست‌های دولت توانسته از سرریز شدن پول‌های درشت و خرد مردم به بازارهایی مانند طلا و ارز پیشگیری کند. بازار سرمایه مشهور شد به «سپر تورمی». بازار طلا، ارز و خودرو هم رونقی نداشت اما همین که روند بازار سرمایه معکوس شد، رفتار بازارهای موازی تغییر کرد و رشد سریع قیمت طلا، سکه، ارز و مسکن باعث شد تا شهرت «ضد تورمی» بازار سهام هم به چالش کشیده شود.

در همین روزها بازار سهام و فرابورس مدام وزن کم می‌کردند و شاخص‌های آنها در روند‌های نزولی سریع و شدید، با رنگ سرخ به کار خود پایان می‌دادند. دو سال و نیم پیش بازار ناگهان ریخت. همان بازار پر تب و تابی که سرمایه‌های بسیاری را در گرداب خود کشیده بود. بازاری که قرار بود سودده باشد، حالا بسیاری را ورشکسته کرده، خیلی‌ها در دام خود نگه داشته و بسیاری را ناامید و فراری کرده است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.