اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری


سرمایه ‌گذاری موفق در بورس

بازار سرمایه چیست؟

بازار سرمایه بازاری برای خرید و فروش اوراق مالکیت و اوراق بدهی است. بازار سرمایه بین تأمین‌کنندگان سرمایه مثل سرمایه گذران حقیقی (خرد) و سرمایه گذاران حقوقی (نهادی) و متقاضیان سرمایه مثل شرکت ها، دولت یا اشخاص، کانالی ارتباطی ایجاد می‌کند. بازار سرمایه برای عملکرد اقتصاد حیاتی است، چرا که سرمایه جزئی ضروری برای تولید خروجی در اقتصاد است. بازار سرمایه شامل بازار اولیه، بازار ثانویه و بازار اوراق مشارکت می‌شود.

بازار سرمایه از منظر مدیر مالی :

بازار سرمایه شاخه وسیعی از بازار است که فرآیند خریدوفروش ابزارهای مالی را تسهیل می‌کند. به‌طور خاص دو شاخه از ابزارهای مالی وجود دارد که سرمایه در آن‌ها دخیل است. اوراق مالکیت که اغلب با عنوان سهام و اوراق بدهی که اغلب با نام اوراق مشارکت (قرضه) شناخته می‌شود. بازار سرمایه محلی برای انتشار و فروش سهام و اوراق مشارکت برای زمان‌هایی عموماً بیشتر از یک سال است.

بازار سرمـایه توسط سازمان بورس و اوراق بهادر و دیگر قانون گذاران مالی نظارت می‌شود. گرچه بازار سرمایه که عموماً با نام بورس اوراق بهادار تهران شناخته می‌شود، در خیابان حافظ مستقر است؛ اما امروزه بیشتر معاملات بازار سرمایه از طریق سیستم الکترونیک کامپیوتری و اینترنتی صورت می‌گیرد.

غیر از تفاوت بین اوراق مالکیت و بدهی، بازار سرمایه به دو دسته از بازارها تقسیم می‌شود. نخستین دسته، بازار اولیه است. در بازار اولیه، سهام و اوراق مشارکت به‌صورت مستقیم از شرکت ها به سرمایه گذاران و سایر شرکت ها و نهادها و اغلب تحت عنوان عرضه عمومی اولیه توزیع می‌شود. بازار اولیه این امکان را فراهم می‌کند تا شرکت ها بدون گرفتن وام از بانک، با عرضه سهام خود به عموم مردم، منابع مالی موردنیاز برای اجرای فعالیت‌های خود را تأمین کنند.

بعد از عرضه عمومی اولیه در بازار اولیه، نوبت به بازار ثانویه می‌رسد تا سهام شرکت ها در این بازار دادوستد شود و سهامداران بتوانند با فروش سهام خود به پول نقد دست یابند و علاقه‌مندان هم با خرید سهام، مالک بخشی از شرکت شوند.

بازار سرمایه شرکت‌کنندگان متعددی دارند ازجمله سرمایه گذاران حقیقی، سرمایه گذاران حقوقی یا نهادی همچون بیمه ها و صندوق های سرمایه گذاری مشترک، شرکت ها، سازمان ها، بانک ها و مؤسسات مالی.

دولت و شهرداری‌ها اغلب برای تأمین مالی طرح‌های خود اوراق مشارکت منتشر می‌کنند.

مدیریت سرمایه گذاری در سهام

مدیریت سرمایه گذاری در سهام

از نظر جونز و با توجه به انتخاب سبد سهام توسط سرمایه گذاران، فرآیند سرمایه گذاری به دو مرحله؛ تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و مدیریت پرتفوی تقسیم می گردد‌.
در نگاهی دیگر از شارپ این فرآیند به اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری پنج مرحله تقسیم می شود:

۱. تعیین سیاست سرمایه گذاری
۲. انجام تجزیه و تحلیل اوراق بهادار
۳. تشکیل سبد سرمایه گذاری
۴‌. تجدید نظر در سبد سرمایه گذاری
۵. ارزیابی عملکرد سبد سرمایه گذاری

حال بر آن شدیم، تا در این مقاله فرآیند سرمایه گذاری را در چهار بخش؛ انتخاب اهداف، تجزیه و تحلیل اوراق بهادار، تشکیل سبد به کمک سبدگردان و استراتژی بررسی نماییم.

الف) انتخاب اهداف سرمایه گذاری :

در تعیین هدف از سرمایه گذاری، شخص نباید هدفش را کسب سود زیاد در نظر بگیرد؛ چرا که سود زیاد، ریسک بیشتر را نیز در پی خواهد داشت.
به عبارت دیگر هدف های سرمایه گذاری باید از دیدگاه بازده و ریسک در بورس ، باهم بیان گردد.

دیدگاه سرمایه گذار می تواند در سه منظر کوتاه مدت، میان مدت و یا بلند مدت دسته بندی گردد. انتخاب سرمایه گذاری در بورس با دید کوتاه مدت و افزایش سرمایه فوری در این بازار، تفکری نابخردانه است؛ زیرا ویژگی این بازار * صبر و افق زمانی بلند مدت* می باشد.
سرمایه گذاری در بورس برای مدت زمان کوتاه، کاملا غیر قابل پیش بینی است، چرا که قیمت های برآورد شده به دلیل وجود رفتار تعداد زیادی از سرمایه گذاران فعال در بورس، معمولا محقق نمی شوند. سرمایه گذاری در بورس در مقایسه با انواع سرمایه گذاری مثل ارز، طلا و بانک؛ صبر بیشتری نیاز دارد.

ب) تجزیه و تحلیل اوراق بهادار:

بعد از اینکه هدف از سرمایه گذاری، میزان وجوه جهت سرمایه گذاری و ارتباط ریسک و بازده بررسی شده و میزان ریسک مورد پذیرش توسط سرمایه گذار مشخص شد، نوبت به تجزیه و تحلیل اوراق بهادار می رسد.
در تجزیه و تحلیل اوراق دو فرآیند تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال وجود دارد
🔻به مقاله تحلیل بنیادی و تکنیکال مراجعه شود!

ج) تشکیل سبد سرمایه گذاری و تجدید نظر در آن :

سرمایه گذار در راستای کاهش ریسک سرمایه گذاری خود، به کمک تنوع سازی سراغ تشکیل سبد سرمایه گذاری خود می رود‌. معمولا بعد از گذشت مدت زمانی از تشکیل سبد، سرمایه گذاران با توجه به تغییرات شرایط بازار، ایجاد شرایط جدید یا مشخص کردن اشتباهات در انتخاب اوراق بهاداری که منجر که منجر به کسب بازده پایین شده اند؛ مبادرت به تجدید نظر در پرتفوی خود می نمایند‌. این اقدام یکی از مهمترین مراحل است، چرا که نقاط قوت و ضعف شیوه ی سرمایه گذاری مشخص شده، بر همین اساس تغییراتی در سبد سرمایه گذاریک‌ صورت می گیرد. از طرف دیگر توجه به تغییرات بازار و تجدید نظر در سبد، می تواند منجر به کسب بازدهی مناسب از پرتفوی ایجاد شده گردد

د) انتخاب استراتژی سرمایه گذاری :

در مدیریت سرمایه گذاری سهام استراتژی سرمایه گذاری مجموعه ای است از قوانین، رویه ها یا رفتارها، که سرمایه گذار را در انتخاب پرتفولیو سرمایه گذاریش راهنمایی می کند. به عبارت دیگر برنامه استراتژیک، برنامه سرمایه گذار از توزیع دارایی ها در میان سرمایه گذاری های مختلف است؛
با در نظر گرفتن و توجه به عوامل مختلفی، همچون اهداف فردی، افق زمانی و تحمل ریسک.
برای استراتژی های سرمایه گذاری طبقه بندی های مختلفی صورت گرفته است.
برخی از سرمایه گذاران حداکثر کردن بازگشت سرمایه شان را با سرمایه گذاری در دارایی های ریسکی ترجیح می دهند، اما اشخاص دیگر حداقل کردن ریسکشان را ترجیح می دهند.

انواع استراتژی های سرمایه گذاری

به طور کلی اکثر سرمایه گذاران ما بین این دو استراتژی را می پسندند. برای مدیریت پرتفولیو به صورت کلی دو استراتژی “فعال” و “منفعل” وجود دارد.

۱. استراتژی فعال:

این استراتژی عمدتا به منظور هماهنگی با برآورد های کوتاه مدت یا میان مدت بازار و سهم بکار می رود. یعنی مدیر سبد در حال خرید و فروش سهم است تا بتواند بازدهی بیش از بازدهی شاخص بازار (بازدهی متوسط بازار) کسب کند. بدین معنا که طبق این استراتژی، ارزیابی و مدیریت و بررسی مستمر پرتفو توسط سرمایه گذار صورت می گیرد.
برای مدیریت فعال سبد؛ از سه نوع استراتژی می توان بهره مند شد.

.استراتژی سنجش
.استراتژی موقعیت بازار
. استراتژی تمرکز بخش
.استراتژی گلچین سهام

۲.استراتژی منفعل:

در این نوع استراتژی به دلیل آنکه سرمایه گذار توانایی پیش بینی جریان آتی بازار یا عملکرد قیمت سهام را ندارد؛ هدف اصلی نزدیک کردن بازده پرتفوی به بازده شاخص مورد نظر است.
در این نوع استراتژی، نوع مدیریت سبد به صورت خرید و نگهداری است. در این شرایط خرید سهام بر مبنای چندین معیار انجام شده و تا پایان دوره سرمایه گذاری، حفظ می شود.
بنابراین هیچ گونه فعالیت خرید و فروشی پس از ایجاد سبد وجود ندارد.
به این استراتژی “استراتژی سرمایه گذاری در شاخص” نیز گفته می اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری شود.
در این حالت مدیریت هیچ گونه تلاشی جهت شناسایی سهام با قیمت پایین یا با قیمت بالا از طریق روش های تجزیه و تحلیل نمی کند و همچنین هیچ گونه تلاشی در راستای پیش بینی حرکات کلی در بازار انجام نمی دهد. در این استراتژی سبد متنوعی از سهام شرکت های بزرگ و با ثبات تشکیل می گردد.

🔻در انتخاب استراتژی، میبایست به مواردی چون: سطح کارایی بازار، شرایط حاکم در بازار، نوع بازار، اندازه و حجم پرتفوی، نگاه و ویژگی شخصیتی مدیران، سطح تحمل ریسک سبد و انتظار و توقع سرمایه گذار؛ توجه نمود.

داشتن هدف چه نقشی در سرمایه‌ گذاری دارد؟ آشنایی با نقش هدف‌گذاری در سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاریِ براساس هدف به چه معناست؟ اصلا چرا بایستی سرمایه‌گذاری داشته باشید؟ مناسب‌ترین را سرمایه‌گذاری کدام است؟ این‌ پرسشهاییست که غالبا همه افراد هنگامی که کلمه سرمایه‌گذاری را می‌شنوند از خودشان می‌پرسند.
چرا بایستی سرمایه گذاری کنم؟ معمول‌ترین پاسخ به این سوال صرفه‌جویی، افزایش ارزش پول و سرمایه است. این جواب مناسب و قانع‌کننده است، ولی دقت کنید که صرفه‌جویی و پس‌انداز پول بدون داشتن برنامه و سرما‌یه‌گذاری، مثل رانندگی بدون داشتن هدف است. اگر مقصد نباشد، رسیدن هم در کار نیست.
فرد سرمایه گذار باید برای سرمایه‌گذاری خودش هدفی مشخص کند. سرمایه‌گذاری بی‌هدف ‌معنی ندارد، حتی در صورتی که پول و سرمایه‌تان رشد کرده و بیشتر شود. انگیزه و هدف شما از سرمایه‌گذاری می‌تواند مختلف باشد. اهدافی مانند خرید منزل، تهیه خودرو، سرمایه گذاری ازدواج و یا هر هدف دیگری که بسته به شرایط خود می‌توانید داشته باشید.

فکر کنید شما تصمیم دارید بدون داشتن هدف، سرمایه‌گذاری را آغاز کنید. مبلغی را به عنوان سرمایه اولیه سرمایه‌گذاری می‌کنید و بعد از مدتی متوجه می‌شوید که به منظور پرداخت هزینه‌های یک دوره آموزشی نیاز به مبلغ قابل توجهی دارید و ممکن است ناچار ‌شوید قسمتی از سرمایه اولیه خود را به این کار اختصاص دهید.
تصور کنید سرمایه اولیه خود را سرمایه‌گذاری کرده‌ و بعد از مدتی خبری مبنی بر ثبت‌نام خودرو با شرایطی خاص را می‌شنوید. تغییر هدف سرمایه‌گذاری و یا رها کردن سرمایه‌گذاری در مراحل اولیه آن باعث ضرر به شما خواهد شد.
برای آغاز هرکار، نخست باید اهداف خود را تعیین کرده و بعد از آن شروع به انجام آن فعالیت کنید. سرمایه‌گذاری نیز پیرو همین قانون است.

سرمایه گذاری مبتنی بر هدف چیست؟

Goal–based investing یا به اختصار GBI یک استراتژی سرمایه‌گذاری می‌باشد که طبق آن شما به منظور رسیدن به اهدافی خاص، مثل خرید یک خانه، تعطیلات یا بازنشستگی، سرمایه‌گذاری می‌کنید. هدف این است که به‌جای بررسی مداوم سود و زیان، به صورت منظم مطابق با مشخصات ریسک و افق زمانی هدف، سرمایه‌گذاری کنید.

به عبارت دیگر سرمایه‌گذاری مبتنی بر هدف، رویکردی نسبتاً نو برای مدیریت سرمایه است که بر سرمایه‌گذاری با هدف دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده اشاره می‌کند. سرمایه‌گذاری مبتنی بر هدف (GBI) شامل مدیر ثروت یا مشتریان شرکت سرمایه‌گذاری شود که میزان پیشرفت آنها را در جهت اهداف خاص زندگی، مثل خرید خانه، تهیه خودرو، سرمایه گذاری ازدواج، سرمایه‌گذاری بازنشستگی و… اندازه‌گیری می‌کند. هدف از این مدل سرمایه‌گذاری، تمرکز روی بازدهی به منظور رسیدن به اهداف در بازه زمانی مشخص است (به‌ جای تمرکز بر کسب سود بیشتر در بازارهای گوناگون).

برای شروع سرمایه‌گذاری مبتنی بر هدف باید اهداف خود را تعیین کنید، مقدار سرمایه و زمان تحقق آن را پیش‌بینی کرده و سرمایه‌گذاری را آغاز کنید.

سرمایه‌گذاری مبتنی بر هدف چه مزایایی دارد؟

این روش سرمایه‌گذاری در سال‌های پس از رکود بزرگ (2009-2008) محبوبیت بسیاری پیدا کرده است، زیرا سرمایه‌گذاران فهمیدند که مبنا قرار دادن بازدهی بالا تا چه حد می‌تواند بر انباشت سرمایه بلند‌مدت تأثیر منفی بگذارد. میلیون‌ها سرمایه‌گذار، شاهد افت زیاد ارزش سرمایه خود بودند و همین موضوع باعث اقبال به این روش جدید سرمایه‌گذاری شد.
مهم‌ترین ویژگی سرمایه‌گذاری مبتنی بر هدف، ایجاد هدف به منظور سرمایه‌گذاری است. زمانی که ایده مشخصی برای اهداف خود دارید، می‌دانید که چقدر باید سرمایه‌گذاری کرده و تا چه مدت باید برای تحقق آن منظور بمانید. در نهایت شما نسبت به نوسانات بازارهای مالی حساسیت کمتری خواهید داشت و تمرکز خود را بر روی هدف، نحوه و زمان رسیدن به آن خواهید گذاشت.
مزیت دوم این است که مدیریت بهتری بر اهداف خود خواهید داشت. اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت خود را جدا خواهید کرد و برای هرکدام اولویت و اهمیت مخصوصی را اختصاص خواهید داد.

فهم سرمایه‌گذاری مبتنی بر هدف
Goal–based investing در قیاس با سرمایه‌گذاری سنتی متفاوت است.
تفاوت این دو روش در این است که مهمترین موفقیت سرمایه‌گذاری مبتنی بر هدف این است که سرمایه‌گذار چگونه می‌تواند اهداف زندگی شخصی خود را برآورده کند، درحالی که سرمایه‌گذاری سنتی بر کسب بیشترین میزان سود از بازارهای گوناگون متمرکز است.

۶ خطای رایج‌ سرمایه ‌گذاران در بازار بورس | راهنمای سرمایه ‌گذاری موفق در بورس

در این مطلب از جدولیاب ، توضیحاتی درباره ۶ خطای رایج‌ سرمایه ‌گذاران در بازار بورس و همچنین راهنمای سرمایه ‌گذاری موفق در بورس خواهیم داشت! با ما همراه باشید. این روزها ، بازار بورس و سرمایه گذاری در بازار بورس به یکی از چالش های عمده ی مردم تبدیل شده است! هر سرمایه ‌گذار در دوران سرمایه ‌گذاری خود ، اشتباهات زیادی انجام می‌ دهد، ولی نکته‌ ای که اهمیت دارد، تعداد اشتباهات نیست! بلکه تعداد تکرار آن اشتباهات است.

سرمایه ‌گذاری موفق در بورس

در واقع تفاوت اصلی میان سرمایه ‌گذاران موفق و سرمایه‌ گذاران مبتدی این است که سرمایه ‌گذاران موفق ممکن است چندین خطا انجام دهند ، ولی از هر اشتباه خود درس می ‌گیرند و دیگر آن را تکرار نمی‌ کنند! ولی سرمایه‌ گذاران مبتدی یک اشتباه را چندین بار تکرار می ‌کنند.

می‌ توان گفت با استفاده از تجربیات سرمایه ‌گذاران موفق ، می توانیم جای پای آنها بگذاریم.

آگاهی از خطاهای رایج و ویرانگر در اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری سرمایه‌ گذاری در بورس، مهم ‌ترین بخش از یک برنامه موفق سرمایه ‌گذاری است. بررسی تکرار خطاهای رایج نشان می ‌دهد که بزرگ ترین دشمن سرمایه گذاران مبتدی ، خود آنها هستند. در هر حال، رایج ‌ترین خطاهای سرمایه ‌گذاران را می ‌توان به شرح زیر برشمرد:

خرید در بالاترین قیمت (گران خریدن)

نخستین اصل سرمایه ‌گذاری ، خرید در پایین ‌ترین قیمت و فروش در بالاترین قیمت ممکن است! پس چرا بعضی افراد به عکس عمل می ‌کنند؟

دلیل اصلی این است که افراد به عملکرد گذشته سهم نگاه می ‌کنند. بسیاری از افراد روی دسته یا گونه ‌ای از دارایی ‌ها که طی یک یا دو سال گذشته عملکرد خوبی داشته ‌اند، سرمایه ‌گذاری می ‌کنند و استدلال شان این است که چون عملکرد دارایی مورد نظر در گذشته خوب بوده است، در آینده نیز خوب خواهد بود. اما این فرض کاملا اشتباه است!

گران خریدن و ارزان فروختن شیوه افرادی است که برنامه مشخصی در ذهن ندارند و فقط به تحرکات بازار واکنش نشان می ‌دهند. سرمایه ‌گذاری این افراد به جای این که راهبردی باشد، تاکتیکی است. عده دیگری که همیشه در معرض خطر گران خریدن هستند، افرادی هستند که موج خریداران بازار را دنبال می‌ کنند. برخی از انواع سهام موجود در بازار در یک دوره کوتاه مد روز می‌ شوند و بسیاری از سرمایه ‌گذاران مبتدی را در اوج قیمت به سوی خود می‌ کشند.

همیشه سعی کنید به عملکرد آینده سرمایه‌ گذاری مورد نظر خود نگاه کنید، نه وضعیت آن در گذشته!

سرمایه ‌گذاری موفق در بورس

فروش در پایین ‌ترین قیمت (ارزان فروختن)

بسیاری از سرمایه‌ گذاران تا زیانشان جبران نشود، حاضر به فروش سهام خود نیستند! غرور این افراد اجازه نمی‌ دهد که قبول کنند اشتباه کرده‌ اند و سهامشان را به قیمت بالایی خریده ‌اند. اما افراد باهوش واقعیت را می ‌پذیرند و به سرعت جلوی ضرر بیشتر را می ‌گیرند. به یاد داشته باشید که همه سرمایه گذاری ‌ها هم به ارزش افزوده نمی رسند و حتی سرمایه ‌گذاران حرفه ‌ای هم همیشه در کار خود موفق نیستند.

بهترین کار این است که هر چه زود تر جلوی ضرر بیشتر گرفته شود و منابع مورد نظر در سرمایه ‌گذاری دیگری به جریان گذاشته شود!

نداشتن برنامه مشخص برای سرمایه گذاری

سرمایه‌ گذار باید از ابتدای کار ، برنامه مشخصی برای سرمایه‌ گذاری خود در نظر بگیرد تا در آینده بتواند تصمیم‌ های خود را در قالب همین برنامه شکل دهد. برای طراحی برنامه سرمایه ‌گذاری ، توجه به چند عامل اصلی از جمله افق زمانی ، میزان ریسک پذیری ، میزان وجوه قابل سرمایه گذاری و میزان افزایش احتمالی سرمایه‌ گذاری در آینده بسیار ضروری است.

سرمایه‌ گذار باید به دقت بداند چه کار می ‌خواهد بکند و تا چه اندازه تحمل پذیرش نوسان ‌های بازار را دارد!

سرمایه ‌گذاری در هر شرایط از بازار

افراد به طور معمول به خاطر این که نمی‌ دانند از کجا و چگونه سرمایه‌ گذاری خود را شروع کنند، از آغاز کار طفره می روند! یا به دلیل زیان سرمایه گذاری ‌های قبلی یا رشد منفی بازارهای سهام، از سرمایه ‌گذاری جدید سرباز می ‌زنند! سرمایه ‌گذار بایستی در هر وضعیتی به کار خود ادامه دهد و با توجه به شرایط بازار بر روی ابزارهای مختلف سرمایه ‌گذاری کند و مرتب پرتفوی خود را بررسی کند و از مطابقت آن با برنامه مورد نظر خود مطمئن شود.

سرمایه ‌گذاری موفق در بورس

اعتماد به نفس بی‌ جا

بسیاری از سرمایه ‌گذاران همچنان تصور می ‌کنند که از چگونگی فعالیت بازار سرمایه اطلاع دارند! در حالی که واقعیت چیز دیگری است. همان طور که جاش بیلینگز ، طنز نویس می ‌گوید:

” آنچه انسان نمی‌ داند از وی احمق نمی‌ سازد؛ بلکه آنچه تصور می ‌کند می ‌داند، ولی در واقع نمی ‌داند، وی را به یک احمق تبدیل می‌کند. “

نتیجه این که، افراد اقدام به سرمایه ‌گذاری می‌ کنند بدون این که دانش کافی درباره عواقب تصمیم هایشان داشته باشند. مثل این است که به جایی سفر کنید که قبلا هیچ گاه در آن جا نبوده اید، بدون این که نقشه مسیر یا راهنما با خود داشته باشید.

نداشتن تحصیلات علمی در مسائل مالی، باعث شده است که بیشتر سرمایه‌ گذاران تصمیمات خود را بر اساس دانش عام در جامعه اتخاذ کنند. این دانش، همان ایده‌ ها و نظرهایی است که آن قدر در بین مردم باقی مانده است و پذیرفته شده‌ اند که دیگر کسی در مورد آنها سوال نمی ‌کند. متاسفانه، اغلب آنچه به عنوان دانش عام در مورد سرمایه ‌گذاری وجود دارد، نادرست است. در نتیجه، سرمایه گذاران، تصمیماتی اتخاذ می ‌کنند که نتایج فاجعه باری به همراه دارد.

انتظار نامعقول

همیشه در زمان وجود حباب قیمت ‌ها در سطح بازار ، سرمایه گذارانی را می‌بینیم که صبر خود را از دست می‌ دهند و ریسک بیش از اندازه‌ ای را متحمل می ‌شوند. داشتن دید بلندمدت نسبت به سرمایه‌ گذاری انجام شده ، بسیار مهم است.

سرمایه ‌گذار نباید به عوامل بیرونی اجازه دهد تاثیر نامطلوبی بر روی تصمیم گیری او داشته باشند و باعث شون او در زمان نامناسب ، استراتژی خود را تغییر دهد. همیشه می‌ توان اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری با مقایسه عملکرد پرتفوی مورد نظر با شاخص های پایه به انتظاری معقول دست یافت.

افزایش ریسک پذیری سهامداران در پی بهبود افق پیش رو

نخستین هفته از ماه سپتامبر با افزایش امید سرمایه گذاران به بهبود وضعیت اقتصاد جهانی پایان یافت.

افزایش ریسک پذیری سهامداران در پی بهبود افق پیش رو

گروه بورس|محمد امین خدابخش|

نخستین هفته از ماه سپتامبر با افزایش امید سرمایه گذاران به بهبود وضعیت اقتصاد جهانی پایان یافت. در آخرین روزهای این هفته خبر از سرگیری مذاکرات تجاری میان آمریکا و چین موجی تازه از امید را به بازارهای جهانی تزریق کرد. جریان از این قرار بود که پس از یک دوره چند هفته‌ای از بلاتکلیفی ناشی از عدم تمدید گفت و گوها میان دو ابرقدرت اقتصادی، طرفین دعوا از آغاز دور تازه گفت و گوها در نخستین روز از ماه اکتبرخبر دادند. همین امر سبب شد تا بازارهای جهانی به خصوص بازارهای عمده سهام و اوراق در سراسر جهان که در سه سال اخیر و از زمان روی کار آمدن ترامپ و آغاز مناقشات تجاری، فشار زیادی را تحمل کرده بودند، در سه روز پایانی هفته گذشته وضعیت بهتری را شاهد باشند.

تاثیر عمیق این خبر بر بازارهای جهانی از آنجا ناشی می‌شود که تشدید تنش‌ها در چارچوب جنگ تعرفه‌ای میان آمریکا و چین نگرانی‌های بسیاری را درخصوص کاهش مصرف در دو سوی اقیانوس آرام و به تبع آن افت رشد اقتصادی کشورهای درگیر شکل داده بود. همین امر سبب شده تا در کنار کاهش احتمالی نرخ بهره توسط فدرال رزرو و انتشار آمار 195هزارتایی اشتغال در ماه آگوست، این موضوع جزو تاثیرگذارترین مسائل مورد بحث در جریان معاملات بین المللی باشد.

نگاهی به بازار جهانی ارز

تمامی عوامل یاد شده سبب شد تا در روز گذشته خبر از سرگیری مذاکرات در کنار توجه دوباره به کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، منجر به بزرگترین افت شاخص دلار در یک ماهه اخیر شوند؛ خبری که حکایت از تضعیف دلار در مواجه با افزایش امیدواری به آینده است و می تواند در صورت تداوم به رشد قیمت کالاهای اساسی منجر شود.

با این حال تاثیر این اتفاق به خود ارز یاد شده محدود نماند و با کاهش یافتن ریسک انتظاری، سرمایه گذاران در این بازار به دنبال دارایی‌های پر ریسک‌تری همچون دلار استرالیا رفتند. البته دلار استرالیا تنها ارزی نبود که هفته گذشته را با افزایش تقاضا به پایان برد. در دو روز پایانی این هفته یورو و پوند نیز دیگر اسعاری بودند که در مقابل دلار تقویت شدند.

در این میان اگرچه تقویت یورو در مقابل دلار تنها

به دلیل اخبار خوب مذاکرات و کاهش نرخ بهره شدت کمتری داشت، با این حال پوند توانست به دلیل تحولات مهم داخلی رشد خوبی را تجربه کند. داستان از این قرار بود که در روز سه شنبه طرح برگزیت بدون توافق بوریس جانسون توسط نمایندگان مجلس عوام رای نیاورد. این طرح که انتظار می‌رفت فشار بیشتری به مشاغل و بنگاه‌های اقتصادی حاضر در قلمرو سلطنت متحده وارد کند، سنگین ترین تاثیر خود بر پوند را همزمان با انتخاب جانسون به مقام نخست وزیری، به این واحد پولی وارد کرد. در مقابل با منتفی شدن خروج بدون توافق بریتانیا از اتحادیه اروپا و از دست رفتن اکثریت پارلمان که پیشتر متعلق به حزب محافظه کار بود، قیمت پوند در روزهای گذشته از 1.19 به 1.23 در مقابل هر دلار آمریکا افزایش یافت.

از تمامی ارزهای مهم مورد معامله در بازار جهانی ارز که بگذریم شاید بتوان گفت جالب ترین واکنش به اخبار منتشر شده در خصوص از سرگیری مذاکرات و کاهش نرخ بهره در ایالات متحده، به ین ژاپن تعلق داشت. این واحد پولی که در بازار ارز عملکردی مشابه طلا در بازار فلزات را دارد و با افزایش ریسک در اقتصاد جهانی همواره به مقصدی برای سرمایه گذاران ریسک گریز بدل می‌شود، بر خلاف سایر ارزها که در مقابل دلار تقویت شده بودند،‌ در دو روز اخیر با افت قیمت مواجه شد.

پیشروی شاخص‌ها با چاشنی امید

اما از وضعیت ارزها و معاملات «فارکس» که بگذریم، بازارهای سهام نیز تغییرات قابل توجهی را در هفته اخیر شاهد بودند. طی هفته‌ای که گذشت، اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری خبر تداوم مذاکرات تجاری بر سر تعرفه‌ها میان چین و آمریکا، نقش موثری بر رشد شاخص‌ها در بازارهای یاد شده داشت و برای مثال توانست شاخص صنعتی «داوجونز» را به سطح 26 هزار و 800 واحد برساند. لازم به

یادآوری است شاخص یاد شده که پیش‌تر در سقف تاریخی 27 هزار و 400 واحد قرار داشت، در هفته‌های اخیر به دلیل بالاگرفتن جنگ تجاری و اعمال تعرفه 10 درصدی بر 300 میلیارد دلار از کالاهای چینی و عدم کاهش نرخ بهره در ماه آگوست، ضمن سقوط از سطح یاد شده به کانال 25 هزار اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری و 400 واحدی رسیده بود. سایر شاخص‌های بازار آمریکا نیز در چند روز اخیر وضعیتی مشابه نماگر داو داشتند و با رشد همراه بودند. بر این اساس معاملات سهام در بازارهای آمریکا طی هفته اخیر در حالی تمام شد که «اس اند پی 500» و «نزدک» به ترتیب، سطوح 2 هزار و 976 واحد و 8 هزار و 116 واحد را فتح کردند.

مطابق با آنچه که تحلیل گران بازارهای جهانی می‌گویند، بخشی از این رشد به احتمال کاهش 0.25 درصدی نرخ بهره در ماه جاری میلادی مربوط می‌شود، که می‌تواند در صورت وقوع موج جدیدی از رونق را به قیمت سهام در بازارهای ایالات متحده و سایر بورس‌های عمده جهان وارد کند. دلیل این مدعا موج جدیدی از نقدینگی است که به واسطه افزایش توجیه اقتصادی سرمایه گذاری به این بازارها وارد می‌شود. در واقع امیدواری به همین رونق است که سبب شده تا در روزهای پایان هفته قبل شاهد افزایش بازده اوراق و کاهش قیمت‌ آن در بازارهای ایالات متحده باشیم. به نظر می‌رسد با تداوم روند موجود و کاهش نگرانی‌ها نسبت به تداوم بی دردسر جریان تجارت در بستر اقتصاد جهانی، حداقل در کوتاه مدت شاهد، عدم تکرار افت بازده اسناد خرانه دوساله آمریکا نسبت به اوراق

10 ساله آن باشیم. همان طور که در گزارش‌های قبلی نیز به آن اشاره شد، از وقوع رویداد یاد شده به عنوان نماگر پیش‌نگر برای وقوع رکود در اقتصاد آمریکا یاد می‌شود.گفتنی است، سایر بازارهای سهام نیز در هفته گذشته با رشد به معاملات خود خاتمه دادند. در حالی که آغاز دوره مورد اشاره با افت شاخص سهام در بسیاری از کشورها آغاز شده بود، آخرین روز از نخستین هفته سپتامبر با رشد تمامی نماگرهای آسیایی اعم از «هنگ سنگ»، «کاسپی»، «نیکی»، «شانگهای» و «شنزن» به پایان رسید. در بازارهای اروپایی نیز کلیت معاملات نسبت به هفته گذشته از وضعیت بهتری برخوردار بود و تمامی این بازارها توانستند به طور تقریبی رشد کنند.

طلا، پایان یک رویا یا تداوم یک صعود

همانطور که انتظار می‌رود، تغییرات به وجود آمده در صحنه سیاسی و افزایش امیدواری به کاهش نرخ بهره، تنها بر معاملات ارز سهام در بازارهای جهانی اثر نگذاشته است. در حالی که خبر کاهش نرخ بهره و انجام مذاکرات میان چین و آمریکا، در ماه جاری تاثیری سازنده بر پیشروی قیمت در بازار سهام داشته، اما کمتر شدن ریسک و کاهش عدم اطمینان در صحنه جهانی اقتصاد به ضرر قیمت فلزات گرانبها از جمله طلا تمام شده است.سرمایه گذاران که همواره به دنبال کم کردن ریسک خود در مقابل بازده مورد انتظار هستند در حالی این روزها طلا را به مقصد دارایی‌ها پر بازده‌تر ترک می‌کنند که این فلز ارزشمند در ماه‌های اخیر به دلیل تضعیف انتظارات نسبت به آینده جنگ تجاری و رشد اقتصادی، رشد قابل توجهی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.با این حال انتشار آمار اشتغال اهمیت افق زمانی در سرمایه گذاری ماه میلادی گذشته حکایت از آن داشت که اقتصاد آمریکا فعلا آنقدرها هم که انتظار می‌رود در مسیر رکود نیست و با شروع مذاکرات بین چین و آمریکا و کاهش نرخ بهره آنقدری جا برای نگرانی وجود ندارد که رشد قیمت طلا به طور بی وقفه ادامه یابد و شاهد بهایی بیش از 1560 دلار به ازای هر اونس برای این دارایی باشیم. عوامل اینچنینی بود که طی روز 5 شنبه قیمت طلا را با افتی 2 درصدی رو به رو کرد و توانست نقره را که تا 19.5 دلار به ازای هر اونس پیشروی کرده بود، تا قیمت 18.1 دلار (بیش از 4 درصد) کاهش دهد.بر اساس آنچه برخی از

صاحب‌نظران بازار جهانی فلزات گرانبها می‌گویند، افت قیمت این دو فلز به دلیل عرضه سنگین روی دارایی‌های یاد شده شکل گرفته است. تا زمانی که رویدادهای احتمالی آتی دست رد بر سینه اخبار مطلوب روزهای اخیر نزند می‌توان این انتظار را داشت که افت قیمت دارایی‌های یاد شده کاهش یابد. در صورتی که این افت در روزهای پیش رو از شدت بالایی برخوردار نباشد می‌توان انتظار داشت که دارایی‌هایی نظیر طلا با تغییر روند مواجه نشوند، اما در صورتی که فشار عرضه با شدت روز 5 شنبه ادامه یابد تغییر روند قیمت این دست از فلزات دور از انتظار نخواهد بود.

فلزات اساسی در مسیر رشد

بازار فلزات اساسی نیز در روزهای پایانی هفته اخیر تاثیری شگرف از خبرهای منتشره در خصوص مذاکرات تجاری پذیرفت. بازار این محصولات که تا حد زیادی تحت تاثیر میزان تقاضای چین قرار دارد در پایان هفته اخیر روزهای خوبی را تجربه کرد به طوری که قیمت هر تن مس دوباره به بیش از 5800 دلار بالغ شد و قیمت هر تن آلومینیوم نیز به هزار و 876 دلار رسید. بخشی مهم از این افزایش قیمت از آن روی رخ داده است که سیاست های پولی بانک مرکزی چین در عمل صدها میلیارد دلار وام جدید را در اقتصاد این کشور آزاد می‌کند و می‌تواند، موجب بهبود وضعیت اقتصادی در این کشور شود.

در بازار سنگ آهن نیز خبرها حاکی از آن است که بهای این محصول با افزایش قیمت همراه بوده و قیمت کنستانتره 66 درصد نیز ضمن رشد 8.6 درصدی به حدود 66 دلار رسید است. گفتنی است، بازار فولاد نیز در هفته گذشته نوسان‌هایی طبیعی داشته و افت قیمت قراضه در روزهای اخیر به کاهش بهای 3.3 و 5.4 درصدی اسلب و بیلت صادراتی ایران انجامیده است.

طلای سیاه همچنان در نوسان

در بازار جهانی نفت اما مانند تمامی هفته‌های ماه آگوست شاهد، نوسان قیمت نفت برنت بین 57 دلار تا 62 دلار بودیم. بر این اساس معاملات هفته گذشته در این بازار در حالی خاتمه یافت که قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال 60 دلار و 5 سنت و قیمت هر بشکه نفت وست تگزاس 55 دلار و 44 سنت بوده است. به نظر می‌رسد که نگرانی‌ها از بالا بودن عرضه در این بازار به حدی زیاد است که نه تنها خبرهایی نظیر بهبود اوضاع جنگ تجاری و حتی خبر کاهش 4.7 میلیون بشکه‌ای ذخایر نفت آمریکا نیز نتوانست تاثیری پایدار بر روند قیمتی طلای سیاه در هفته اخیر بگذارد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.