احساس بازار از الگوی مستطی


جفت ارز GBPUSD

چهار استراتژی معاملاتی بازار فارکس

آیا در انتخاب استراتژی معاملاتی فارکس احساس گیجی می کنید؟ تقصیر شما نیست. بازار فارکس استراتژی معاملاتی کم ندارد و راستش، اغلب آن ها در پاره ای مواقع عالی و در برخی مواقع هم بی مصرف و ضررآفرین هستند. این که چندین استراتژی بلد باشید بسیار مفید است اما اینکه بدانید چه موقع باید از هر کدام استفاده کنید، از هر چیزی احساس بازار از الگوی مستطی مهم تر و یکی از اصول مدیریت ریسک است.

حتماً تا به حال بارها از خود پرسیده اید دی تریدر باشم؟ سوینگ تریدر باشم؟ پوزیشن تریدر باشم؟ بر اساس اخبار معامله کنم؟ اسکالپر باشم یا شاید هم باید مخلوطی از همه ی این ها باشم؟! خسته کننده است؟ بله، خسته کننده است زیرا معامله گران زیادی را دیده اید که از هر یک از این استراتژی های هزاران دلار سود می کنند اما وقتی شما تلاش می کنید که از همان استراتژی استفاده کنید، ضرر می کنید. باید هم خسته کننده باشد. اما الآن زمان آن رسیده که نگرانی ها را کنار بگذارید. زیرا در این مقاله، چهار نوع استراتژی معاملاتی ساده بازار فارکس را به شما آموزش می دهیم که فوق العاده کارآمد هستند و یکی یا چند تا از آن ها حتماً مناسب شما هم هست. عالی نیست؟ پس بیایید شروع کنیم.

پوزیشن تریدینگ
پوزیشن تریدینگ رویکردی بلند مدت تر است که شما در آن برای هفته ها یا حتی ماه ها، پوزیشن خود را نگه می دارید. بازه ی زمانی مناسب این استراتژی معاملاتی، معمولاً روزانه و هفتگی است. به عنوان یک پوزیشن تریدر، اصولاً روی تحلیل فاندامنتال حساب می کنید. مثلاً اخبار NFP، GDP، میزان خرده فروشی و از این دست را دنبال می کنید. همچنین، می توانید برای اینکه در زمان بندی مناسب تری وارد بازار یا خارج از آن بشوید، از تحلیل تکنیکال نیز استفاده کنید.

پوزیشن تریدینگ

مثلاً شما فاندامنتال های یورو به دلار آمریکا را تحلیل و تعیین کرده اید که نزولی است. اما نمی خواهید روی هیچ قیمتی پوزیشن بلند باز کنید. پس قبل از باز کردن پوزیشن خود، صبر می کنید تا یورو به دلار آمریکا به ناحیه ی پشتیبانی برسد. حالا، اگر تحلیلتان درست باشد، می توانید قبل از هر کس دیگری در شروع روند جدید وارد بازار شوید.

حالا بیایید مزایا و معایب پوزیشن تریدینگ را بررسی کنیم:

مزایا
از آن جایی که بیشتر معاملات شما بلند مدت است، زمان زیادی را صرف معامله کردن نمی گذرانید از آن جایی که بابت نوسانات کوتاه مدت بازار نگرانی ندارید، معاملات شما با استرس کم تری همراه هستند. نسبت ریسک به سود شما بسیار چشم گیر و مثلاً یک به پنج یا بیشتر خواهد بود.

معایب
باید درک عمیقی از فاندامنتال هایی که موجب تحرک بازار می شوند داشته باشید. از آن جایی که استاپ لاس شما گسترده خواهد بود، به سرمایه ی پایه ی بیشتری نیاز دارید. به خاطر کم بودن تعداد معاملات، ممکن است درآمد سالیانه ی زیادی به دست نیاورید.

و در نهایت یک استراتژی معاملاتی دیگر به نام دنبال کردن روند وجود دارد که شبیه به پوزیشن تریدینگ است. تنها تفاوت دنبال کردن روند این است که یک رویکرد کاملاً تکنیکال است و از هیچ فاندامنتالی استفاده نمی کند.

سوینگ تریدینگ
سوینگ تریدینگ یک استراتژی میان مدت است که می توانید در آن، معاملات خود را از چند روز تا چند هفته نگه دارید. بازه ی زمانی مورد استفاده ی شما در این استراتژی، یک ساعته و چهار ساعته است. به عنوان یک سوینگ تریدر، مسئله ی شما گرفتن یک حرکت مستقل یا سوینگ در بازار است.

  • پشتیبانی را می خرید.
  • مقاومت را می فروشید.
  • برک اوت ها را معامله می کنید.
  • پولبک ها را معامله می کنید.
  • پرش مووینگ اوریج را معامله می کنید.

بنابراین، مهم است که مفاهیم تکنیکال مانند پشتیبانی و مقاومت، الگوهای کندل استیک و مووینگ اوریج ها را بیاموزید.

این نمودار، مثالی از سوینگ تریدینگ دلار آمریکا به ین ژاپن است:

سوینگ تریدینگ دلار آمریکا به ین ژاپن

حالا بیایید به مزایا و معایب سوینگ تریدینگ بپردازیم:

مزایا

  • برای اینکه سوینگ تریدر باشید، لازم نیست از شغل ثابت خود استعفا دهید.
  • از آن جایی که فرصت های معاملاتی بیشتری دارید، ممکن است درآمد سالیانه ی زیادی کسب کنید.

معایب

  • نمی توانید از روندهای بزرگ سواری بگیرید.
  • ریسک های یک شبه شما را تهدید می کند.
  • دی تریدینگ یک استراتژی معاملاتی کوتاه مدت است که در آن معاملات خود را برای دقایق یا ساعاتی نگه می دارید. این استراتژی شباهت زیادی به سوینگ تریدینگ دارد اما با سرعت بالاتری اجرا می شود.
  • بازه های زمانی پنج و پانزده دقیقه، بازه های مورد استفاده ی شما هستند.
  • به عنوان یک دی تریدر، تمرکز شما روی گرفتن نوسانات طول روز است؛ به این معنا که شما دوره های پرنوسان دارایی خود را معامله می کنید و از این طریق سود می کنید.
  • پشتیبانی را می خرید.
  • مقاومت را می فروشید.
  • برک اوت ها را معامله می کنید.
  • پولبک ها را معامله می کنید.
  • پرش مووینگ اوریج را معامله می کنید.

اگر یک دی تریدر هستید، در مورد فاندامنتال های اقتصاد و روند بلند مدت نگران نیستید زیرا به پوزیشن های شما ارتباطی ندارند. به جای آن، در مورد کوتاه یا بلند مدت بودن معامله ی خود به حس درونی خود مراجعه می کنید و از روند دوره ی فعلی سود می کنید.

در زیر نمودار دلار آمریکا به دلار کانادا در بازه ی زمانی چهار ساعته و نقطه ی مقاومت 1.2900 آمده است. اگر قیمت نتواند بالای آن را بشکند، احتمالاً امروز روز نزولی است.

دی تریدینگ

در بازه ی زمانی پانزده دقیقه ای، متوجه می شوید که شوتینگ استار تشکیل شده که سیگنال فشار نیروی فروش است. می توانید یک معامله ی کوتاه با هدف سود ممکن روی پشتیبانی (باکس آبی) داشته باشید:

دی تریدینگ

حالا برویم به سراغ مزایا و معایب دی تریدینگ:

مزایا

  • اگر معامله گر خوبی باشید، در اغلب ماه ها پول خوبی به جیب می زنید.
  • ریسک یک شبه ندارید زیرا پوزیشن های خود را پیش از پایان روز می بندید.

معایب

  • از آن جایی که مرتباً در حال رصد کردن بازار هستید، اضطراب زیادی را تجربه می کنید.
  • اگر اسلیپج بزرگی به شما بخورد، بیش از آن چه که فکر می کنید ضرر می کنید.

اگر دی تریدینگ هم به نظر شما سرعت پایینی دارد، یک استراتژی دیگر را به شما می آموزیم:

اسکالپینگ
استراتژی اسکالپینگ را به هیچ عنوان توصیه نمی کنیم زیرا هزینه های معاملات، میزان زیادی از سود شما را می خورند و هر اندازه هم که اسکالپینگ را با سرعت جلو ببرید، باز هم از ماشین های معاملات کندتر هستید و این اصلاً به سود شما نیست. با این حال، اگر هنوز ترجیح می دهید این استراتژی را یاد بگیرید، به خواندن ادامه دهید.

اسکالپینگ یک استراتژی بسیار کوتاه مدت است که در آن، معاملات خود را چند دقیقه یا حتی چند ثانیه نگه می دارید. به عنوان یک اسکالپر، مسئله ی شما چیستی و چگونگی رفتار فعلی بازار است و اینکه چگونه می توانید از این رفتار سود کنید.

ابزار اصلی شما در معاملات اسکالپینگ اُردر فلو است که سفارشات خرید و فروش موجود در بازار را نشان می دهد.

اسکالپینگ

حالا به مزایا و معایب اسکالپینگ می پردازیم:

مزایا

  • روزانه فرصت های معاملاتی بی شماری دارید.
  • می توانید از معاملات درآمد بسیار زیادی بسازید.

معایب

  • هزینه های معاملاتی بالا
  • اغلب ساعات روز را به معاملات پرداختن
  • اضطراب بالای ناشی از ریسک

امیدواریم این مقاله برای شما مفید بوده و بتوانید با مطالعه ی بیشتر، استراتژی معاملاتی مناسب خود را پیدا کنید.

بورس آموز

اندیکاتورها ابزارهایی هستند که تحلیلگران تکنیکال از آنها در بازارهای مالی جهت پیش بینی و تشخیص حرکت قیمت سهام استفاده میکنند. این اندیکاتورها از طریق محاسبات ریاضی بر وری قیمت و حجم معاملات به تحلیلگران اطلاعات لازم را ارائه میدهند. کاربرد بیشتر اندیکاتورها برای اعتبار سنجی روند سهام می باشد. اطلاعاتی که اندیکاتورهای مختلف به تحلیلگران میدهند شامل اطلاعات شتاب قیمتی ، روند حرکت سهام و اطلاعاتی از این قبیل می باشند. در این مقاله تلاش میکنیم تا شما را با معنی و مفهوم اندیکاتور و کاربرد آن آشنا کنیم. و کاربرد آن را در تحلیل تکنیکال به شما نشان دهیم.

به طور کلی کاربرد اندیکاتورها در سه مورد زیر خلاصه می شود.

  • هشدار تغییر روند
  • پیش بینی روند
  • تایید روند

هشدار تغییر روند : یکی از کاربرهای اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال ارائه هشدار به تحلیلگران می باشد. هشدار تغییر روند با استفاده از واگرایی مثبت یا منفی یکی از کاربرهای مهم اندیکاتورهایی همانند RSI می باشد.

پیش بینی روند: تحلیلگران جهت پیش بینی روند ها بر اساس اطلاعات بدست آمده از اندیکاتورهای مختلف و مقایسه اطلاعات به دست آمده از آن ها با هم به پیش بینی وضعیت آینده سهام می پردازند.

تایید روند: یکی دیگر از کاربر اندیکاتور ها تایید روند جاری سهام است. به این صوت که خروجی اندیکاتورای مورد استفاده به تحلیلگران نشان میدهد که روند صعودی یا نزولی حاکم بر سهام تا چه زمانی می تواند ادامه پیدا کند.

اندیکاتورها به طور کلی به سه دسته اصلی تقسیم می شوند.

1- اندیکاتورهای دنبال کننده روند (روند نما)

2-اندیکاتوهای نوسان نما (اسیلاتور)

3-اندیکاتورهای حجمی

اندیکاتور های روند نما
اندیکاتور های روند نما، به تحلیلگران نشان می دهند که آیا یک بازار روند دار است یا اینکه بازار رنج است؟ حال اگر بازار دارای روند باشد برای تحلیل مشخص می کند که آیا با روند صعودی یا روند نزولی مواجه هستیم. اندیکاتور های روند نما فقط وجود یا عدم وجود روند، جھت روند حاکم، قدرت روند در بازار، سرعت حرکت روند ارز را در بازار مشخص می کند و نمی توانند نقاط مناسب برای ورود و خروج را نشان دهند. بنابر این دقت نمایید که از این اندیکاتورها فقط برای تشخیص روند استفاده نمایید.

اندیکاتورهای معروف روند نما:

میانگین متحرک(Average Moving) ، باندبولینگر(Bands Bollinger) ، اندیکاتور پارابولیک سار (SAR Parabolic)، میانگین متحرک جھت دار (ADI).

ادامه این مقاله را این لینک در سایت بورس آموز مطالعه کنید.

پیشنهاد میشود مقاله با موضوع تاثیر حجم معاملات سهام در خرید و فروش را مطالعه کنید.

حجم معاملات در تحبلیل تکنیکال

یکی از مهمترین مواردی که هر معامله گر در نمودار تحلیلی سهام مورد توجه قرار دهد حجم معاملات می باشد. در مقالات قبلی در خصوص انواع الگوها که شامل الگوهای برگشتی ،الگوی برگشتی سر وشانه ،الگوی دوقلوی سقف و کف ، الگوی مثلث ،الگوی پرچم ، الگوی کنج و الگوی مستطیل صحبت کردیم. همه الگوهای گفته شده بر مبنای حجم معاملات پیش میروند. این به آن معنی است که حجم معاملات تعیین کننده سرنوشت الگوها می باشد.

به تعداد معاملات خرید و فروشی که احساس بازار از الگوی مستطی در یک بازه زمانی بر روی یک سهم انجام میشود حجم معاملات گفته می شود. حجم معاملا‌ت آن سهم و به تعداد معاملات خرید و فروش کل سهام موجود در بازار در یک بازه زمانی، حجم معاملات بازار گفته می­­‌شود.
لازم به ذکر است که بازه زمانی(تایم فریم) را می­توان روزانه، هفتگی و یا ماهانه در نظر گرفت. حجم معاملا‌ت را می‌توان برای تمام بخش‌های بازار مانند شاخص بورس، شاخص صنعت و یا سهم خاص مورد بررسی قرار داد. یکی از نکات قابل توجهی که در مورد حجم معاملا‌ت وجود دارد این است که حجم معاملا‌ت باید تایید کننده روند معاملات باشد. و این مهمترین کاربردی است که حجم معاملات می تواند در تحلیل سهام داشته باشد.

نکات قابل توجه در مورد حجم معاملات

حجم معاملا‌ت بیشتر حاکی از تمایل خریداران به سهم و یا فشار فروش بیشتر بر روی یک سهم است. که همراستا با روند حرکتی سهم است. اگر روند قیمتی یک سهم صعودی باشد، برای تداوم این صعود لازم است. حجم در روزهای مثبت سنگین­تر و بالعکس اگر روند نزولی بر سهم حاکم باشد، تا زمانی که حجم معاملات در روزهای منفی سنگین‌تر است. روند نزولی همچنان ادامه خواهد داشت. از این رو گفته می شود که باید حجم معاملات تایید کننده روند باشد. حجم معاملات در سقف ها و کف های مهم میتواند پیش بینی کننده ادامه روند یا برگشت روند باشد.

به گونه ای که در سقف ها هرگاه حجم بالای معاملات فروش شاهد باشیم. میتوان پیش بینی کرد روند سهم معکوس می گردد. و هر زمانی در کف ها شاهد حجم معاملات بالا باشیم میتوان این نوید را داد که روند نزولی رو به اتمام است.
همچنین اختلاف مسیر حرکت روند با حجم معاملات هم تشکیل واگرایی های منفی و مثبت می دهد. که از این طریق میتوان آینده روند سهم را پیش بینی کرد.

اندیکاتور حجم معاملات

ادامه مقاله در وب سایت بورس آموز در این لینک قابل مشاهده است.

الگوی مستطیل چیست ؟

در بخش قبلی مقاله در خصوص الگوی کنج مطالبی را ارئه نمودیم. و گفتیم که این الگو از دسته الگوهای ادامه دهنده روند است. در ادامه این مقاله قصد داریم تا شما را با یک نوع دیگر از الگوهای ادامه دهنده به نام الگوی مستطیل آشنا کنیم. و همه چیز درباره الگوی مستطیل را به شما بگوییم.

الگوی مستطیل یکی از الگوهایی است که هم در روندهای صعودی و هم نزولی میتوان آن را مشاهده نمود. زمانی که کف ها و سقف های متوالی که به موازات هم شکل بگیرند این الگو تشکیل می شود. در زمان تشکیل الگوی مثلث عرضه و تقاضا برای سهم مورد نظر یکسان می باشد. که حرکتی افقی بین دو خط حمایت و مقاومت را شروع میکند.

انواع الگوی مستطیل:

  1. الگوی مستطیل صعودی
  2. الگوی مستطیل نزولی

1- الگوی مستطیل صعودی:

این الگو جزو دسته الگوهای ادامه دهنده روند است. که در یک روند قوی صعودی نمایان می شود. پس از تشکیل آن الگو و شکست قیمتی از سمت بالای الگو، روند به صورت صعودی ادامه پیدا میکند. در زیر شکل ظاهری الگوی گفته شده را مشاهده میکنید.

آشنایی با الگوی مستطیل

2- الگوی مستطیل نزولی:

این الگو دقیقا برعکس الگوی مستطیل صعودی می باشد. طبق شکل زیر و بر اساس روند تشکیل این الگو، قیمت در روند نزولی قرار داشته و بعد از نوسان قیمت در محدوده مشخص، سپس شکست قیمتی از محدوده پایین مستطیل روند نزولی به کار خود ادامه می دهد. شکل زیر الگوی مثلث نزولی را به طور کامل برا شما نشان می دهد.

الگوی مستطیل نزولی

حد سود و ضرر در الگوی مستطیل

ادامه مقاله را میتوانید در سایت بورس آموز مطالعه کنید.

بورس آموز

سایت اصلی بورس آموز

www.burseamoz

قدرت تحلیل تکنیکال در برابر تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکال نقاط قوت فراوان دارد. یکی از بزرگترین نقاط قوت این نوع تحلیل سازگاری و تنوع آن برای انواع معاملات در ابعاد زمانی مختلف می باشد. تقریباً هیچ بازار و فضای معاملاتی وجود ندارد که نتوان این اصول را در آن به کار برد.

چارتیست به راحتی می تواند هر نوع بازاری را که تمایل داشته باشد مورد مطالعه قرار دهد. حتی اگر با دانش فاندامنتال او همخوانی نداشته باشد.در حالی که اغلب تحلیلگران فاندامنتال به علت این که همواره مقادیر زیادی اطلاعات و صورتهای مالی برای بررسی وجود دارند که برای درک آنها باید در حد یک متخصص عمل کنند چندان نمی توانند از جایی که هستند دور شوند.

نکته حائز اهمیت این است که ذات بازار همواره شامل فواصل زمانی است که در آن بازار چیزی فعال و یا غیر فعال می شود. معاملات زیادی بر روی آن صورت می گیرد و یا نقدشوندگی آن کاهش می یابد.یک تحلیلگر تکنیکال همواره می تواند تمرکز و توجه خود را به قسمت فعال و قوی بازار معطوف کند. و می‌تواند یک روند را در زمان خاص انتخاب کند. و یا روند دیگر را از سیستم خود حذف کند.در نتیجه تحلیلگر تکنیکال می‌تواند توجه سرمایه خود را از هر نقطه بازار در زمان مناسب به سمت نقطه دیگر از بازار منتقل کند.

طبیعت بازار چرخش های آن است. و این امتیاز بزرگی است که شخصی بتواند همواره با بازار حرکت کند. خیلی از اوقات بازار آبستن روندهای خیلی مهم می شود. روند هایی که حاوی الگو های مهم و پر قدرت هستند.اغلب اوقات این روندها کاملاً بی سر و صدا و در زمانی که خیلی از روند های دیگر رو به اتمام هستند شکل می‌گیرند. یعنی زمانی که خیلی از معامله‌گران در انتهای معاملات خود هستند.

تحلیلگر تکنیکال کاملاً آزادانه روندهای جدید را می‌بیند و انتخاب می‌کند.یک تحلیلگر فاندامنتال که اغلب در مورد گروه خاصی تخصص دارد. اگر احساس کند در گروه دیگر حرکات ایجاد شده است این قابلیت را دارد که به سادگی از گروهی به گروه دیگر برود. و هر زمان نیز قصد انجام این کار را داشته باشد در حقیقت اوقات دشوارتری را نسبت به چهار چیز باید طی کند تا به نتیجه برسد.

به عنوان یک امتیاز دیگر برای تحلیلگر تکنیکال می تواند به این نکته اشاره کرد. که از آنجایی که او همواره بازار را به طور کلی زیر نظر دارد. در نتیجه می‌تواند حرکات زیر این برخی از گروه‌های بازار را مشاهده کند وزیر نظر بگیرد و در نتیجه می‌تواند بهترین گروه بازار را برای سرمایه گذاری انتخاب کند.همچنین به علت آنکه خیلی از بازارها متاثر از عوامل اقتصادی می‌باشند و این تصمیمات اقتصادی هستند که در قیمت‌ها و روند ها ظاهر می شوند می‌تواند با نگاه کردن و بررسی کردن یک گروه از بازار بر بازارهای دیگر نیز اعمال نظر کند و در حقیقت به نوعی از نزولی یا صعودی بودن روند اقتصاد کلان نیز مطلع می باشد. و در نتیجه چارتیست با تجربه می تواند همزمان در چند بازار حضور داشته باشد.

برگرفته از وب سایت جامع بورس آموز

کاربرد تحلیل تکنیکال در بازه های زمانی مختلف

یکی از بزرگترین نقاط قوت تحلیل تکنیکال این است. که در بازه های زمانی مختلف کاربرد دارد.معامله‌گران روزانه که معاملات چند روزه انجام میدهند. و کوتاه مدت و خریداران میان مدت و افرادی که در بازه های زمانی طولانی مشغول خرید و فروش می باشند. می توانند از تحلیل تکنیکال بهره برده. و در حقیقت تحلیل تکنیکال شامل زمان خاصی نمی‌شود و این سلیقه و روش کار معامله‌گر می باشد. که در چه بازه ای به تحلیل بپردازد.از طرف دیگر تحلیلگر تکنیکال با تعیین بازه زمانی، مشخص می کند قصد پیش بینی برای چه دوره زمانی را دارد. این عقیده که برخی از افراد می‌گویند تحلیل تکنیکال صرفاً در بازارهای کوتاه‌مدت کاربرد دارد اصلاً درست نیست.

این ادعا شاید ناشی از این نظریه باشد. که تحلیل فاندامنتال برای پیش بینی بلند مدت کاربرد دارد. و فاکتورهای تحلیل تکنیکی واکنش های کوتاه مدت هستند. در واقع تحلیلگر تکنیکال برای پیش بینی بازه های زمانی بلندمدت از نمودارهای هفتگی، ماهیانه و سالیانه بسته به سلیقه خودش استفاده می کند. و به دلیل همین تکنیک ها می باشد که این تحلیل را تکنیکال می نامند.بنابر این کاربرد تحلیل تکنیکال هم در بازه های زمانی مختلف قابل استفاده است هم در بازارهای مالی مختلف.

یکی از بزرگترین اهداف ما در این گروه آموزشی بورس آموز این است. که به علاقمندان آموزش دهیم که چگونه می توان در بازه زمانی مورد نظر خود را انتخاب کند و از آن مهمتر در چه نقاطی وارد بازار می‌شود از بازار خارج شود.

چگونه یک چک لیست تهیه کنیم؟

یکی از راهکارهایی که متخصصان و تحلیلگران به معامله‌گران مبتدی و حرفه‌ای ارائه می‌دهند، تهیه چک لیست قبل از ورود به معامله است. شما باید در این چک لیست کلیه موارد مهمی که باید قبل از ورود به معامله بررسی شود را وارد کنید و بنویسید. هنگامی که می‌خواهید وارد یک موقعیت شوید، ابتدا این چک لیست را تکمیل می‌کنید تا همه چیز با نظم و به صورت اساسی جلو برود. حال سوال این است که در این چک لیست باید چه مواردی نوشته شود؟ در ادامه این سوال پاسخ داده‌ایم:

1. مباحث مربوط به مدیریت ریسک

اولین و مهم‌ترین مسئله‌ای که باید در چک لیست به آن اشاره شود، مدیریت ریسک است. در چک لیست خود می‌توانید سوالاتی مشابه سوالات زیر مطرح کنید:

  • آیا حد زیان را تعیین کرده‌اید؟
  • حد سودتان در این معامله کجاست؟
  • آیا سایز موقعیت شما مشخص است و ریسک این معامله‌ را در نظر گرفته‌اید؟
  • آیا نسبت مناسبی برای پاداش به ریسک خود در نظر گرفته‌اید؟

تعیین این موارد خیلی اهمیت دارد و مشخص می‌کند که معامله شما قرار است به کجا ختم شود. بدون در نظر گرفتن این موارد سردرگم خواهید شد و عواطف و احساساتی مثل طمع و ترس، کنترل معامله را در دست خواهند گرفت. پس حتما در چک لیست خود جایگاهی برای مدیریت ریسک در نظر بگیرید.

2. مباحث مربوط به تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال یکی از مباحث بسیار مهم و اساسی در معامله‌گری است. اگر تحلیل فاندامنتال به درستی انجام شود می‌تواند نقش مهمی در موفقیت شما در حوزه معامله‌گری داشته باشد. باید در چک لیست معاملاتی خود جایگاهی برای تحلیل فاندامنتال در نظر بگیرید. می‌توانید در چک لیست معامله‌گری خود سوالات زیر را مطرح کنید:

  • آیا قرار است این هفته یا این ماه گزارش مهمی از سوی نهادهای مالی و سیاسی منتشر شود؟
  • آیا جهان آبستن اتفاقات سیاسی مهم است؟

با نادیده گرفتن تحلیل فاندامنتال مطمئن باشید که خودتان را در معرض یک ریسک قابل توجه قرار می‌دهید؛ زیرا رویدادهایی که در جهان رخ می‌دهد به شدت روی بازار تأثیر می‌گذارد. بنابراین به تقویم گزارش‌های اقتصادی و سیاسی توجه ویژه داشته باشید.

3. مباحث مربوط به تحلیل احساسات

یکی دیگر از مباحثی که باید در چک لیستی معاملاتی خود بیاورید، تحلیل احساسات است. این تحلیل مشخص می‌کند که سایر معامله‌گران چه احساس یا رفتاری در بازار دارند. احساسات کلی معامله‌گران می‌تواند بازار را تحت تأثیر خود قرار دهد. پس شما باید از این عواطف و احساسات آگاه باشید. از تحلیل احساسات جهت اندازه‌‎گیری و سنجش احساس سایر معامله‎گران نسبت به یک جفت ارز خاص استفاده می‌‎شود.

فرض کنید که شما باور دارید یک جفت ارز خاص رشد می‌کند ولی سایر معامله‌گران احساسی خلاف شما دارند. هر چند هم که همه اطلاعات شما درست باشد ولی چون سایر معامله‌گران بر اساس تحلیل خودشان رفتار می‌کنند، شما بازنده میدان خواهید بود. توجه داشته باشید که غالباً تحلیل احساسات با استفاده از یادگیری ماشین و برنامه‌نویسی انجام می‌شود؛ چون این تحلیل باید به صورت آماری انجام شود. این اطلاعات در سایت برخی از کارگزاران وجود دارد و نشان می‌دهند چند درصد معامله‌گران در وضعیت خرید و چند درصد در وضعیت فروش یک معامله قرار دارند.

جالب است که یک سری از تحلیلگران از تحلیل احساسات به عنوان یک استراتژی معکوس استفاده می‌کنند؛ به این معنا که فرض را بر این می‌گذارند که بسیاری از معامله‌گران در بازار تبادلات ارزی (فارکس) اشتباه می‌کنند و به همین خاطر سرمایه‌ خود را از دست می‌دهند. در نتیجه ما برای رسیدن به سود باید خلاف جهت آن‌ها حرکت کنیم و تصمیم بگیریم.

4. مباحث مربوط به تحلیل تکنیکال

یکی از بهترین روش‌های تحلیل برای افراد مبتدی و موضوعاتی که حتماً باید در چک لیست خود جای دهید، تحلیل تکنیکال است. بسیاری از معامله‌گران دلیل رشد و پیشرفت خود را تحلیل تکنیکال می‌دانند. در ادامه به سوالاتی اشاره می‌کنیم که می‌توانید برای تحلیل تکنیکال در چک لیست خود بیاورید:

سیکل بازار Market Cycle – نحوه معامله در روند های مختلف (درس 6 از سبک البروکس)

در درس ششم از آموزش جامع پرایس اکشن الهام گرفته از سبک البروکس قرار داریم. در این درس در مورد سیکل بازار و اینکه در روند های مختلف بازار چگونه معامله کنیم بحث خواهیم کرد. برای یادگیری دقیق تر بهتر است درس های قبلی این دوره را نیز مطالعه نمایید.

سیکل بازار هیچگاه متوقف نمی شود و بازار همچنان ادامه داشته و معامله گران در دو طرف آن در حال معامله هستند. این دوره به صورت کاملا رایگان به زبان فارسی توسط وبسایت ایتسکا برای شما عزیزان ایجاد شده است. تا به کمک آن بتوانید به کسب درآمد از بازار های مالی از جمله فارکس برسید.

سیکل بازار market cycle

سیکل بازار

سیکل بازار چیست؟

سیکل بازار Market Cycle بیشتر با عنوان چرخه بازار میان تریدر ها شناخته می شود. اگر به چارت قیمتی سهام و ارز ها با دقت نگاه کنید خواهید دید بازار از سیکل ها و یا فاز هایی تشکیل شده است.

سیکل بازار می تواند صعودی ، نزولی و یا رنج باشد. البروکس اسپایک Spike را نیز به این سیکل ها اضافه کرده است که در ادامه به تمامی این موارد می پردازیم. و اینکه در هر سیکل و یا همان روند چه معامله ای بهتر و سودآورتر خواهد بود.

انواع سیکل بازار

به نقل از ال بروکس سیکل بازار می تواند یکی از موارد زیر باشد. برای هر سیکلی یک نوع معامله مفید خواهد بود. تریدر هایی که وارد بازار های مالی می شوند ابتدا باید بر اساس روحیه و روانشناسی خودشان از استراتژی معاملاتی خاصی استفاده کنند. حال در هر کدام از سیکل های بیان شده تریدر باید از استراتژی خاصی استفاده کند.

بازار روند دار

هر روندی از دو حالت تشکیل شده است:

شکست خط روند Breakout : در این حالا بازار از چند شمع روند دار تشکیل شده است که نشان می دهد روند شکسته شده است.

کانال Channel : در این حالت قیمت بین دو کانال در حالت صعودی و یا نزولی حرکت می کند. معمولا در انتهای روند شیب کانال ها کم شده و سیکل بازار تبدیل به روند رنج خواهد شد.

سیکل بازار رنج Trading Range

در روند رنج نیز همانطور که از نامش پیداست قیمت در این دوره در حال درجا زدن بوده و نه زیاد شده و نه کم می شود. در روند رنج امکان دارد بازار قبل از ورود به این روند صعودی و یا نزولی باشد. و اگر مدت زمان زیادی از ورود بازار به حالت رنج گذشته باشد ، صعودی و یا نزولی بودن آن قبل از روند رنج در این حالت اثری نخواهد داشت.

اگر به رفتار روند رنج دقت کنید ، خواهید دید این روند ها در ابتدای یکی روند نزولی و یا صعودی شکل می گیرند.

زمانی که سقف ها یکی پس از دیگری پایین تر از هم قرار می گیرند ، نشانه روند نزولی بوده و زمانی که کف ها یکی پس از دیگری بالاتر از هم قرار می گیرند ، نشان دهنده بازار صعودی است.

و بالاخره در یک نقطه روند شکسته خواهد شد. تریدر ها در روند رنج دنبال فشار خرید و یا فروش هستند.

به نقل از البروکس روند رنج یک مرحله انتقال از یک روند به روند دیگر است. یعنی بازار در یک روند قرار داشته و در روند رنج استراحت کرده و دوباره وارد روند دیگری می شود.

رفتار بازار در برابر سیکل بازار

روند می تواند قوی و ضعیف باشد.

روند پرقدرت می تواند مانند شکست خط روند از چند کندل صعودی بلند تشکیل شود. که به این حالت در اصطلاح اسپایک گفته می شود. اسپایک در لغت به معنی لبه می باشد.

در بازار های مالی به تغییر سریع و زیاد قیمت در بازه زمانی کوتاه اسپایک گفته می شود.

روند ضعیف نیز شامل کانال می باشد. یعنی قیمت در داخل کانال به حرکت صعودی و یا نزولی خود ادامه می دهد. مانند پولبک هایی که در داخل کانال و روند رخ می دهد.

به شکست های ناموفق در یک روند نزولی و یا صعودی پولبک گفته می شود.

روند رنج نیز می تواند به اندازه یک کندل کوچک بوده و یا به اندازه کل صفحه بزرگ باشد.

روند رنج کوتاه

در بازار رنج روند های کوچکی در داخل دامنه معاملاتی شکل می گیرند که به آنها پولبک گفته می شود.

پولبک جزئی از روند بوده و در روند وقفه ایجاد می کند.

در این حالت می دانیم که بالاخره روند در یک جهت خواهد شکست.

روند رنج بلند

منظور از روند رنج بلند روند رنجی است که مدت زمان بیشتری بازار در حال درجا زدن بین چند بازه مشخص است. یعنی مشخص نیست بازار صعودی و یا نزولی است.

زمانی که بازار برای مدت زمان زیادی در حالت رنج باقی بماند ، مثلا 30 ، 40 و یا 50 کندل آنگاه بالاخره جهت خود را از دست خواهد داد. یعنی بازار از روند قبلی خود خیلی دور شده و روند قبلی تاثیر خود روی بازار را از دست داده است. در این حالت شکست می تواند در هر جهتی رخ دهد.

روند رنج هم می تواند یک الگوی ادامه دهنده باشد و به ادامه روند ختم شود و هم می تواند یک الگوی برگشتی باشد.

در واقع تمام الگو های برگشتی بعد از یک روند رنج رخ می دهند. مانند الگوی سر و شانه در پرایس اکشن که خود نمونه ای از روند رنج در بازار را نشان می دهد.

پولبک چیست؟

پولبک یک روند حرکتی کوچک در خلاف روند اصلی است. قیمت بعد از چند حرکت در خلاف روند فعلی به روند اصلی خود برخواهد گشت. پولبک به نوعی توقف در روند محسوب می شود. به عنوان مثال در یک روند مشخص (صعودی ، نزولی و یا رنج) گاهی قیمت برخلاف جهت روند در 2 الی 20 کندل حرکت کرده و بعد دوباره به روند اصلی خود برخواهد گشت.

پولبک چیست؟

پولبک چیست؟

مثلا در تایم فریم یک دقیقه ای پولبک می تواند یک شمع بوده و در چارت 1 ساعته (60 دقیقه ای) 12 شمع باشد.

پولبک بزرگ Big Pullback

در پولبک های بزرگ بازار جهت و روند خود را از دست می دهد. در این حالت بهترین تریدر ها هم واقعا نمی دانند بعد از این پولبک در کدام جهت شکسته خواهد شد. در این حالت پولبک تبدیل به یک روند رنج در بازار شده است.

“یعنی تمامی پولبک ها همان معاملات رنج در تایم فریم های کوچک هستند. روند رنج نیز از تعدادی پولبک در تایم فریم های بزرگتر تشکیل شده است.”

به عنوان مثال اگر روند رنج در تایم فریم 5 دقیقه ای 36 کندل داشته باشد ، در این حالت در چارت یک ساعته می توانیم 3 کندل پولبک داشته باشیم. برای درک بیشتر مطلب برایتان یک مثال آورده ایم.

نکته : البروکس مثال های تمامی درس هایش را از بازار سهام انتخاب می کند. و چون ایرانیان به دلیل تحریم ها نمی توانند در بازار سهام جهانی ترید کنند ، ما برای فهم بهتر مثال هایمان را یا از جفت ارز های فارکس انتخاب می کنیم و یا نمودار سهامی از بورس ایران

در این قسمت چارت قیمتی جفت ارز GBPUSD پوند/دلار در تایم فریم 5 دقیقه برایتان آورده ایم.

چارت قیمتی جفت ارز GBPUSD

چارت قیمتی جفت ارز GBPUSD

مستطیل های سبز رنگ نشان دهنده روند رنج در بازار می باشد. در روند رنج 1 جارت قبل از رسیدن به این روند رنج در روند نزولی قرار داشته است و حدود 80 کندل بازار در حالت رنج قرار گرفته و بعد از شکست کوتاه (فیک) به پایین برخلاف روند قبلی شکست خورده و روند صعودی به خود گرفته و یک کانال صعودی ایجاد کرده است. در داخل کانال و نیز در محدوده های رنج نیز شاهد شکست های کوتاه به نام پولبک هستید.

با این مثال کاملا می توان متوجه شد زمانی که بازار در حالت رنج قرار داشته و قدرت خریدران و فروشندگان برابر است ، بازار در هر جهتی نزولی و یا صعودی می تواند شکسته شود. چه الگوی قبل از آن نزولی باشد و یا صعودی.

مستطیل های به رنگ بنفش نشان دهنده اسپایک و یا همان تغییر سریع قیمت در بازه زمانی کوتاه می باشند.

اگر دقت کنید قبل از شروع هر روندی یک اسپایک وجود دارد.

کانال را نیز با رنگ قرمز برایتان رسم کرده ایم. کانال نیز اغلب با پولبک آغاز می شود.

در شکل نیز قابل مشاهده است که روند رنج یک مرحله بین روند های صعودی و یا نزولی می باشد و بازار بعد از روند رنج تغییر جهت می دهد. پولبک ها اغلب به حدی طولانی می شوند توانایی پیش بینی بازار را از دست می دهند. تشخیص روند بعد از احساس بازار از الگوی مستطی بازار رنج امر بسیار مشکلی است.

در شکل زیر نمودار را دقیق تر بررسی کرده ایم.

جفت ارز GBPUSD

جفت ارز GBPUSD

در این شکل خطوط زرد رنگ که شامل کانال و روند رنج می شود را نیز به شکل افزوده ایم. در داخل هر محدوده می توان کانال هایی را رسم کرد که قیمت بین آنها در حال پولبک و نوسان می باشد.

مثلا در داخل روند رنج 1 یک کانال صعودی کوچک داریم. و قبل از شروع این روند صعودی در داخل کانال یک اسپایک کوچک نیز داریم. تمامی کندل های موجود در نمودار یا در حالت روند قرار دارند (روند صعودی ، نزولی و رنج).

نحوه معامله در روند های مختلف (معامله در سیکل بازار)

در معاملات کافیست تشخیص دهید در کدام سیکل بازار قرار دارید و بر اساس آن از تکنیک های مناسب آن استفاده کرده و سودآوری خود را افزایش دهید. هر قسمت از سیکل یک فرصت معاملاتی برای تریدر محسوب می شود.

نحوه معامله در روند رنج

روند رنج را با مستطیل های سبز و نیز مستظیل های زرد رنگ در شکل های بالا نشان دادیم. زمانی که تشخیص دهید در روند رنج بازار قرار دارید ، می دانید که بازار در حال بالا و پایین شدن است. پس می توانید در قیمت پایین (کف) خریده و در سقف بفروشید.

و بهتر است سهم و یا ارزی که خریده اید را زیاد نگه ندارید. زیرا ممکن است بازار خیلی زود به کف برگردد. در این حالت باید به سود های کم ولی با تعداد زیاد راضی باشید. یعنی اسکالپینگ!

در روند رنج می توانید چندیدن بار در کف بخرید و در سقف فروخته و سود کنید.

برای تفهیم بیشتر مثال زیر را نیز برایتان آورده ایم. چارت قیمتی سهم اطلس را می بینید. تمامی کندل ها در یک روند قرار گرفته و در داخل کانال می توان روند های دیگری را نیز رسم کرد.

چارت قیمتی سهم اطلس

چارت قیمتی سهم اطلس

نحوه معامله در کانال صعودی

زمانی که چارت در کانال صعودی قرار دارد ، دو حالت داریم:

یا قیمت در کانال صعودی قوی قرار دارد و یا این کانال صعودی خود در داخل یک روند رنج واقع شده است. پس نسبت به قبلی ضعیف تر خواهد بود. یک تریدر حرفه ای باید بتواند این دو را تشخیص دهد. چون هر دو معامله های متفاوتی دارند.

معامله در کانال صعودی قوی

زمانی که در کانال صعودی قوی قرار دارید ، باید بخرید. (مانند قرمز رنگ در جفت ارز پوند/دلار)نباید بگویید در پولبک می خرم. چون ممکن است در یک روند صعودی تا انتهای کانال پولبکی تشکیل نشود. در این حالت باید سوئینگ کنید. یعنی بخرید نگه دارید و در انتهای کانال زمانی که شیب آن کم می شود بفروشید. ولی در روند رنج باید به دنبال اسکلپ کردن بود.

اگر در روند صعودی قوی شکستی (شکست رو به بالا) دیده شود ، به آن اسپایک گفته می شود. و باید بخرید. در این حالت شاید احساس خطر کرده و بگویید از حد ضررم فاصله زیادی می گیرم. در این حالت باز باید خرید.

(در این مواقع استفاده از تریلینگ استاپ را توصیه می کنیم.)

در کانال های باریک با پولبک های بسیار کم و یا بدون پولبک باید دنبال خرید بود ، زیرا روند صعودی قوی بوده و سود خوبی در آن وجود دارد.

اگر کانال صعودی ما پهن بوده و شیب آن در حال کاهش باشد ، ولی سوئینگ های بزرگی داشته باشیم ، باز هم باید دنبال سیگنال خرید بود.

ولی اگر سوئینگ ها به حدی بزرگ هستند که شبیه روند رنج می شود می توانید از هر دو طرف معامله کنید. یعنی در کف کانال صعودی خریده و در سقف کانال صعودی بفروشید. یعنی اسکلپ کنید.

نحوه معامله در کانال نزولی

در کانال نزولی نیز مانند کانال صعودی تصمیم دوگانه داریم.

اگر کانال نزولی قوی بوده و بدون پولبک در حال پایین آمدن است باید سفارش فروش داشته باشید. و سوئینگ کنید. ولی اگر کانال نزولی در دامنه رنج واقع شده است می توانید اسکلپ کرده و مانند روال قبلی در کف خریده و در سقف کانال بفروشید.

زمانی که در کانال نزولی و یا صعودی شاهد اسپایک در خلاف جهت بودید بهتر است هر چه سریعتر از معامله خارج شوید. و یا بخشی را فروخته و حد ضرر خود را نزدیک تر بیاورید.

حال اگر دیدید بعد از اسکالپی روند بازار عوض نشد می توانید دوباره حجم معامله را افزایش دهید.

اگر مکانال نزولی باریک بوده و حالت عمودی داشته باشد ، و پولبک ها نیز کوچک باشند ، مانند روند نزولی قوی معامله کرده و به دنبال فروش و سوئینگ باشید.

ولی اگر کانال عریض باشد ، و سوئینگ های بزرگی در داخل کانال ایجاد شوند ، می توانید مانند روند رنج معامله کنید. و معاملات اسکالپینگ داشته باشید.

گپ ها به چه علت در بازار ایجاد می شود

گپ یا شکاف قیمت یک اتفاق پر تکرار در بازارهای مالی است که به دلایل مختلفی امکان بوجود آمدن آن هست.

عمدتا گپ در بازار به ناحیه ای گفته می شود که قیمت، حرکت سریعی به سمت بالا یا پایین داشته باشد

در حالی که معامله ای انجام نشده است.

در این حالت، بین قیمت بسته شده کندل قبلی و نقطه آغازین قیمت کندل بعدی اختلاف چشمگیری ایجاد خواهد کرد.

در نمودار، “ فاصله“ یک فاصله دیده می شود ، اما در این دوره زمانی، هیچ معامله ای صورت نگرفته است.

بنابراین، یک گپ یا شکاف در حقیقت، هیچ قیمتی ندارد و می تواند حالت صعودی یا نزولی داشته باشد.

شکاف قیمت به بیان ساده محدوده ای از نمودار است که در آن معامله ای انجام نشده است اما جهش یا پرش قیمتی داشته ایم.

در روند نزولی بالاترین قیمت ، کمتر از قیمت پایینی روز قبل است اینجا تشکیل یک شکاف می دهد.

شکاف ها در روند صعودی نشانه استحکام روند هستند و در روند نزولی نشانه ضعف روند می باشد.

شکاف ها در نمودارهای هفتگی و ماهانه و یا بلند مدت نیز ایجاد می شوند و بسیار با اهمیت می باشند.

اما شکاف ها در نمودار های روزانه اتفاق می افتند.

در روند صعودی به عنوان مثال باز شدن قیمت بالاتر از قیمت نهایی روز قبل شکاف یا گپ ایجاد می کند که این فضا در طول روز پر می شود.

گپ ها معمولا پر می شوند. این جمله به این معنی است که قیمت به سطح اولیه خود یعنی به همان احساس بازار از الگوی مستطی قیمت قبل از گپ بر می گردد،

بنابراین این شکاف قیمتی به دلیل حرکت متقابل بازار، از بین خواهد رفت.

اصطلاحات متعددی در مورد شرح و بیان گپ های قیمتی وجود دارد که یکی از رایج ترین آنها این است که همیشه پر می شوند.”

اگرچه این عبارت همیشه درست نیست. اما بعضی ها پر می شوند و بعضی ها نه.

اما بیشتر مواقع گپ ها پر می شوند البته گپ های مختلفی وجود دارد

که هر کدام در شرایط مختلف و در جای خاص خود پیش بینی های جالب و مختلفی را به ما ارائه می دهند.

گر چه گـپ ها اطلاعات بسیار مفیدی در مورد قدرت و داینامیک بازار به ما می دهند

اما باید این را بدانیم که آنها در دسته اطلاعات تاخیری بازار طبقه بندی می شوند

چون تا زمانی که گـپ ها رخ نداده باشد ما نمی توانیم وقوع آن را پیش بینی کنیم.

در اینجا به معرفی انواع گپ ها می پردازیم


انواع گپ ها:

الف) گپ های عادی. این گپ یا شکاف ها به سرعت در عرض چند ساعت یا چند روز پر می شوند پس در الگوی قیمت قرار نمیگیرند .

ب) گپ های گسست. آنها در طول هفته ها یا ماهها یا حتی سالها پر نمی شوند.

این نوع گپ ها در پایان الگوی قیمتی صورت می پزیرند و بیانگر آغاز یک روند جدید هستند.

ج) گپ های ادامه دهنده روند. این نوع گپ ها در میانه یک الگو قیمتی رخ می دهند. آنها تا حدی پر می شوند،

اما نشان دهنده این هستند که در آینده ادامه به سمت غالب روند پیدا خواهند کرد.

د) گپ های فرسایش روند. این نوع گپ ها در نزدیکی و یا پایان یک الگوی قیمتی رخ می دهند

و پس از پر شدن گپ، یک روند جدید آغاز می شود.


دلیل اصلی به وجود آمدن گپ ها

چه عواملی ممکن است باعث ایجاد یک گپ ویا گاها چندین گپ در بازار شود؟

منتشر شدن اخبار غیر منتظره، می تواند عاملی برای ایجاد گپ و حرکت پر سرعت قیمت می باشد.

اگر اخبار منتشر شده، قابل پیش بینی باشند، بازار معمولا خیلی حرکت خارج از امنتظار به سمت بالا یا پایین را نخواهد داشت .

اما اگر، خبر منتشر شده پیش بینی نشده باشند، یک گپ یا شکاف ایجاد خواهد شد.

گپ می تواند در منطقه ای به وجود بیاید که سفارشات خرید و فروش زیادی باز شده اند.

زمانی که بازار به سطح مورد نظر رسید، شاید بازار تا حدی “جابجا ” شود .


گپ و قانون شست

تنها یک قانون وجود دارد که همیشه در بازارهای مالی تاثیر می گذارد و آن هم بلک-شولز (Black-Sholes) است .

این قانون بسیار ساده می باشد : در یک بازه زمانی مشخصقیمت می تواند ،

یک مسافت برابر را همزمان به سمت بالا و به سمت پایین طی کند. به عبارت ساده تر،

نمودار می تواند در یک بازه زمانی مشخص هم صعودی و هم نزولی باشد.


چگونگی گپ ها در بازار سهام

معمولا در بازار سهام، گپ های بسیاری رخ می دهند.

در حالی که نماد های بورسی معمولا کمتر از بازار ارز و یا کالا، قابل پیش بینی هستند

و این عامل همیشه باعث تعجب معامله گران بوده است. سهم ها خرید و فروش می شوند و به سهام اکثریت اضافه می شوند،

شرکت ها صاحبان جدیدی پیدا می کنند. پس از انتشار گزارش های مختلف در طول زمان ، سهام شرکت می تواند

با کاهش یا افزایش شدید قیمت مواجه شود. در بازار سهام، گپ ها بیشتر در زمان آغازین یک دوره معاملاتی رخ می دهند .


گپ ها در فارکس

در بازار ارزهای خارجی، مخصوصا جفت ارز هایی که قابل معامله هستند، گپ های قیمتی کمتری اتفاق می افتند.

البته در بازار ارزهای جهان سومی، وجود گپ اتفاق عجیبی نیست.

در بازار فارکس، گپ ها معمولا در روز های دوشنبه و در زمان آغازین دوره های معاملاتی یا همان سیشن ها ظاهر می شوند.

در زمان هایی که اخبار مهمی مانند برنامه ریزی های بانک های مرکزی منتشر می شود،

نوسانات بازار ممکن است افزایش قابل توجهی داشته باشند.


گپ ها در بازار فلزات گران بها

همانند بازار فارکس، در بازار طلا نیز به ندرت گپ های قیمتی ایجاد می شوند .


گپ و شاخص معاملات سهام

در شاخص ها؛ شما می توانید در موارد زیادی با گپ ها مواجه شوید.

با این حال، آنها به ندرت در سهام های شناخته شده ظاهر می شوند.


گپ و سهل انگاری

آیا معامله گری می تواند گپ ها را انکار کند ؟ اگر با حجم زیادی وارد معامله شده باشد، حتما متوجه گپ ها خواهد شد.

اما اگر معاملات خود را با لات های کمی آغاز کرده باشد به سختی متوجه آنها خواهد شد.

اگر یک معامله گر به طور کامل در مقابل گپ ها بی تفاوت باشد، یعنی او علاقه ای به بازار نداشته



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.