بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم


دلایل ورشکستگی کسب و کارها در بازار امروز

شنبه 01/8/07 ، (اخبار رسمی): یکی از اصول رسیدن به موفقیت در بیزینس شناخت عوامل و دلایل ورشکستگی کسب و کارها و پیشگیری از آن‌هاست. این موضوع در خصوص شرکت‌ها و کسب و کارهای کوچک و بزرگ، نوپا، اینترنتی و کارخانه ها و حتی استارت آپ ها نیز صدق می‌کند. در این مطلب درباره دلایل و عوامل شکست کسب و کارها صحبت کردیم

یکی از اصول رسیدن به موفقیت در بیزینس شناخت عوامل و دلایل ورشکستگی کسب و کارها و پیشگیری از آن‌هاست.

به گزارش بازار، یکی از اصول رسیدن به موفقیت در بیزینس شناخت عوامل و دلایل ورشکستگی کسب و کارها و پیشگیری از آن‌هاست. این موضوع در خصوص شرکت‌ها و کسب و کارهای کوچک و بزرگ، نوپا، اینترنتی و کارخانه ها و حتی استارت آپ ها نیز صدق می‌کند. در این مطلب درباره دلایل و عوامل شکست کسب و کارها صحبت کردیم

یکی از اصول رسیدن به موفقیت در بیزینس شناخت عوامل و دلایل ورشکستگی کسب و کارها و پیشگیری از آن‌هاست. این موضوع در خصوص شرکت‌ها و کسب و کارهای کوچک و بزرگ، نوپا، اینترنتی و کارخانه ها و حتی استارت آپ ها نیز صدق می‌کند. شاید برای شما نیز این پرسش وجود داشته باشد که علل شکست و ورشکستگی کسب و کارها چیست؟ چه عواملی باعث از بین رفتن و شکست یک کسب و کار می‌شود و چگونه می‌توان از آنها جلوگیری کرد؟

حتی اگر در حال پایه گذاری و شروع یک کسب و کار هستید، دانستن چنین مواردی بسیار اهمیت دارد تا بتوانید مسیر خود را درست مشخص کنید. در این مطلب دلایل ورشکستگی کسب و کارها در بازار امروز را به همراه راهکار آن بیان می کنیم پس با ما همراه باشید.

۱. دور بودن مدیران از فضای آموزش و یادگیری مهارت‌های مدیریتی

یکی از مهم ترین دلایل شکست کسب و کارها دوربودن مدیران سازمان با آموزش و یادگیری است. در بازار امروزه که رقابت بسیار بالاست و شرایط اقتصادی نیز نوسانات بالایی دارد، دیگر نمی‌توان به سبک سنتی کسب و کارها را راه اندازی و اداره کرد. مدیران و کارمندان تمام بخش های مختلف یک کسب و کار به آموزش و مطالعه کافی در تخصص شغلی خود نیاز دارند.

شما باید به عنوان مدیر یک کسب و کار در خصوص حوزه و صنعت خود کتاب‌ها و مقالات تخصصی مطالعه کنید. همچنین شرکت در کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی مرتبط با آموزش مدیریت کسب و کار مانند دوره mba نیز می‌تواند انتخابی بسیار عالی برای شما باشد؛ زیرا باعث به روز ماندن دانش مدیریتی شما خواهد شد.

۲. ناآشنایی مدیران با مفاهیم مالی

آشنا نبودن مدیر کسب و کار با مفاهیم مالی و و نداشتنِ اطلاعات کافی درباره آن مانند سود، زیان، هزینه، صورت حساب سود و زیان، گردش مالی، ترازنامه و. یکی از مهم ترین دلایل شکست کسب و کارهاست. محاسبه این موارد در سازمان های بزرگ به عهده مدیر مالی و در سازمان های کوچک و متوسط که مدیر مالی ندارند، به عهده مدیریت سازمان است.

متاسفانه حتی مدیران سازمان ها و کسب و کارهای بزرگ و کارخانه ها گاهی اطلاعات کافی از این موارد ندارد و بی توجی به این موضوع باعث شکست کسب و کار می شود؛ زیرا ناآشنایی مدیر با این موارد باعث می شود که نداند آیا بدهکار است یا بستانکار.

چقدر از درآمد شرکت مربوط به سود خالص و چقدر از آن مربوط به سود ناخالص است. نسبت اینها به هم چقدر است و . آموزش دیدن و استفاده از دانش و تجربه افراد متخصص در این حوزه و شرکت در دوره آموزشی مدیریت مالی برای مدیران غیر مالی بهترین راه آشنایی با مفاهیم مالی و جلوگیری از شکست سازمان یا کسب و کار است.

۳. نداشتن بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم سرمایه مالی کافی

یکی دیگر از مهم‌ترین عوامل شکست یک سازمان کمبود سرمایه است. بسیار مهم است که قبل از راه اندازی کسب و کار خود بتوانید به دقیق‌ترین نحوه موجود هزینه‌های مورد نیاز خود را محاسبه کنید و تخمین بزنید. این محاسبه نه تنها شامل مراحل اولیه بلکه شامل مراحل توسعه و گسترش کسب و کار نیز می‌شود. در واقع مدیران کسب و کار باید بتوانند سرمایه مورد نیاز را جهت راه اندازی، مدیریت و حفظ کسب و کار محاسبه کنند.

اکثر مدیران در ایران تخمین دقیقی از این شرایط ندارند و در نتیجه با فقدان سرمایه روبه رو می‌شوند که این خود شروع کننده مشکلات بعدی به صورت یک دومینو خواهد بود. در نتیجه اطلاعات و یادگیری حرفه ای در این زمینه بسیار ضروری است.

۴. نداشتن اطلاعات کافی از رقبا

بسیار مهم است که رقابت بازار را در نظر بگیرید و به بررسی رقبای خود بپردازید. شما باید اطلاعات دقیق از بازاری که در انحصار رقبا است داشته باشید و آن را ارزیابی کنید تا بدانید که در کدام قسمت راحت‌تر می‌توانید موفق شوید. شناخت محصولات و خدمات رقبا به شما کمک می‌کند تا یک ارزش افزوده برای کسب و کار خود در نظر بگیرید. یکی از دلایل دلایل ورشکستگی کسب و کارها شباهت و پیروی کامل از دیگران است.

سعی کنید که در کسب و کار شما محصول یا خدماتی متفاوت با دیگر رقبا وجود داشته باشد تا مشتری را نسبت به خرید قانع سازد.

۵. نداشتن برنامه و پلن مشخص

شاید بتواند گفت یکی از شایع‌ترین دلایل ورشکستگی کسب و کارها برنامه ریزی ضعیف و ناکارآمد است. ضعیف بودن برنامه ریزی یک کسب و کار می‌تواند بر تمام جنبه‌های یک سازمان تاثیر بگذارد و تمامی امور آن را مختل کند.

بسیاری از مدیران کسب و کارها در این خصوص دانش و آموزش کافی ندارند و در نتیجه برنامه ریزی صحیح اتفاق نمی‌افتد. یک برنامه ریزی صحیح باید جنبه‌های مختلف را از جمله امور مالی، بازاریابی، مدیریت نیروی انسانی و. را در بربگیرد. این برنامه ریزی نیازمند زمان طولانی دارد و یک کسب و کار در صورتی موفق است که چنین برنامه ریزی را داشته باشد. در غیر این صورت تمام سرمایه شما از بین خواهد رفت.

۶. ضعف در جریان نقدینگی

نقدینگی ضعیف یکی دیگر از عوامل شکست کسب و کارها محسوب می شود. هنگامی که سرمایه اولیه شما به خوبی جریان پیدا نکند و نتواند به سیستم گردش مالی شرکت بازگردد، در این صورت کسب و کار نمی‌تواند هزینه و مخارج فعلی خود را پاسخگو باشد.

این اتفاق در کسب و کارهایی رایج‌تر است که مراحل راه اندازی و ابتدایی خود را طی کرده اند. شما باید بتواند یک نمودار از مطالبات خود رسم کنید و عوامل مخدوش کننده آن را نیز پیش بینی کنید. این نمودار به شما نشان می‌دهد که چه زمانی نقدینگی به سیستم مالی وارد می‌شود و در چه زمان‌هایی دچار کمبود نقدینگی می‌شوید. در نتیجه می‌توانید برای چنین بازه‌های یک مبنع پشتیبان را در نظر بگیرید. رسم چنین نموداری کاملا به دانش فنی و تکنیکال دارد.

۷. قائم به فرد بودن یک کسب و کار

یکی دیگر از دلایل ورشکستگی کسب و کارها ضعف در نیروی انسانی است. بسیاری از مدیران سعی دارند تمام کار را خودشان انجام دهند تا بتوانند تسلط و نظارت کافی بر روی پیشرفت کسب و کار داشته باشند؛ فارغ از اینکه عدم تقسیم وظایف باعث می‌شود تا تمرکز مدیران از روی مدیریت و برنامه ریزی برداشته شود.

استخدام نیروی انسانی کافی حتی در کسب و کارهای کوچک نیز بسیار ضروری و حائز اهمیت است. به عنوان مثال بسیار مهم است که در زمان بحران‌های اقتصادی از شرکت های مشاوره کسب و کار در این زمینه کمک بگیرید. برای آگاهی از نحوه فعالیت یکی از این شرکت ها پیشنهاد می کنیم به سایتی در این حوزه مانند Modirban سری بزنید.

۸. ضعف در بازاریابی

شما باید یک برنامه مشخص برای شناخت جامعه هدف و مشتریان خود داشته باشید. در اولین مرحله پس از شناخت مشتریان باید بتوانید محصول یا خدمات را به خوبی به آنها عرضه کنید. همچنین خدمات پس از فروش نیز در موفقیت کسب و کار شما بسیار مهم است.

شما باید از میزان رضایت مشتریان آگاهی داشته باشید تا استراتژی خود را ارزیابی کنید و در صورت لزوم تغییر کنید. یک استراتژی بازاریابی صحیح علاوه بر جذب مشتریان باید در نگه داشتن آنها نیز موفق عمل کند.

۹. ضعف نیروی انسانی

استخدام نیروی انسانی کارآمد یکی از ارکان اصلی موفقیت هر کسب و کاری است. گاهی اوقات یکی از دلایل شکست بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم کسب و کارها ضعف در انتخاب کارکنان مناسب است. در چنین شرایطی مدیر این کسب و کار از دانش و اطلاعات کافی برخوردار است؛ اما نیروی انسانی خوب انتخاب نشده و کارکنان از انگیزه، تجربه، مهارت یا دانش کافی برخوردار نیستند. در هنگام استخدام کارکنان لازم است مطمئن شوید که افراد مد نظر شما از علم و مهارت کافی برخوردار هستند.

۱۰. عدم بررسی بازار هدف

قبل از سرمایه گذاری بر روی یک بازار باید شرایط آن را ارزیابی کنید و سپس دست به اقدام بزنید. در برخی از موارد بازار هدف اشباع شده و رقبای بسیاری در این بازار مشغول به فعالیت اند.

۱۱. رکود بازار و کاهش توان خرید

برخی دلایل ورشکستگی کسب و کارها نیز به عوامل بیرونی مربوط است و منشا گرفته از ضعف درونی سازمان نیست. یکی از این دلایل، رکود بازار و کاهش توان خرید مردم است. عوامل خارجی دیگری مانند تحریم ها، تغییرات در قیمت ارز، آزادسازی حامل های انرژی، تصمیمات سیاسی و حکومتی و. نیز در شکست کسب و کارها نقش دارند.

خلاصه کلام

در این مطلب درباره دلایل و عوامل شکست و ورشکستگی کسب و کارهای کوچک و بزرگ صحبت کردیم و برای آنها راهکار یا پیشگیری معرفی کردیم. امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد.

پنج امتیاز عمان به تجار ایرانی

همزمان با برنامه ایران برای کشف بازارهای جدید تجاری، رئیس اتاق مشترک ایران و عمان پنج امتیاز عمان برای تجار ایرانی را تشریح کرد.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، فضای کسب‌وکار مناسب، تورم زیر 3 درصد، نرخ سود مناسب تسهیلات برای سرمایه‌گذاران، پل ارتباطی برای صادرات کالاهای ایرانی به کشور ثالث، مقررات آسان برای ثبت شرکت در عمان و مناطق آزاد این کشور، از جمله امتیازهایی است که به اعتقاد «محسن ضرابی» در فصل جدید همکاری‌های اقتصادی تهران- مسقط در پسابرجام، فضای امن برای سرمایه‌گذاران و تجار ایرانی را فراهم خواهد کرد.

کشف بازارهای جدید در منطقه، یکی از اهدافی است که در حال حاضر توسط تجار ایرانی دنبال می‌شود. بازارهایی که به رغم پتانسیل‌هایی که دارند، بنا به دلایل مختلف، مورد بی‌توجهی یا کم توجهی قرار گرفته و عملکرد ایرانی‌ها در آن بازار بسیار منفعل است. البته شرایط کشور در دوران تحریم‌ها به‌گونه‌ای رقم خورده بود که سایر کشورها نیز درخصوص برقراری روابط اقتصادی با ایران، با مشکلاتی مواجه بودند. در واقع انفعال دوسویه در طول سال‌های گذشته، تجار ایرانی را از دست یافتن به بازارهای جدید بازداشته است.

اما با لغو تحریم‌ها و بازنگری در سیاست‌های اقتصادی کشور، بخش خصوصی مجددا به تکاپو افتاده و می‌خواهد سهم خود را از کشورهای منطقه در زمینه‌های گوناگون بگیرد. عمان، به‌عنوان یکی از کشورهای منطقه، تا کنون نقش زیادی در اقتصاد ایران نداشته است. این در حالی است که روابط سیاسی دو کشور، همواره در شرایط مطلوبی به سر برده است. اتاق بازرگانی مشترک ایران و عمان، یکی از جوان‌ترین اتاق‌های مشترک به شمار می‌آید. با این حال همزمان با جهش در تجارت دو کشور، این اتاق نیز فعالیت خود را آغاز کرد. تجارت ایران و عمان در حالی به مرز یک میلیارد دلار نزدیک می‌شود که به گفته کارشناسان، تجارت خارجی ایران با برخی دیگر از کشورهای منطقه، روندی نزولی را طی می‌کند. از سویی چندی پیش همزمان با موضع‌گیری امارات علیه ایران، عمان به‌عنوان یکی از جایگزین‌های امارات مطرح شد. برای بررسی ابعاد مختلف تجارت و سرمایه‌گذاری مشترک ایران و عمان به سراغ محسن ضرابی، رئیس اتاق مشترک ایران و عمان رفتیم. وی معتقد است فضای عمومی ارتباط دو کشور، شرایط را برای توسعه روابط اقتصادی هموار کرده است. در این گفت‌وگو، برخی از شرایط اقتصادی این کشور و پتانسیل‌های موجود برای همکاری دو طرف نیز ذکر شده است. در ادامه مشروح گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با محسن ضرابی، رئیس اتاق مشترک ایران و عمان را می‌خوانید.

چرا عمان و رابطه اقتصادی با آن، باید برای ما مهم باشد؟ برخی از کارشناسان معتقدند بهتر است به جای اینکه نقش ترانزیتی عمان را تقویت کنیم، بکوشیم تا ایران به جای امارات متحده، هاب منطقه شود.

تبدیل ایران به هاب اصلی تجارت منطقه، هدف مشترک همه ایرانی‌ها است و باید برای آن تلاش کنیم. قرار نیست همکاری‌های تجاری ایران و عمان در راستای افزایش نقش عمان و کاهش نقش ایران باشد. در واقع این همکاری، نقش ترانزیتی هر دو کشور را در منطقه ارتقا می‌دهد. عمان یکی از کشورهای منطقه است که از ثبات سیاسی برخوردار است و دولت این کشور، قبل و بعد از انقلاب، همیشه همراه ایران بوده است. در دوره تحریم‌ها که همه به ما پشت کردند، دولت و تجار عمانی بدون چشمداشت ویژه، به ما کمک کردند. دولت و مردم عمان در شرایط تحریم، به فکر منافع نامتعارف نبودند. در زمان مذاکرات ایران و غرب نیز، نقش مثبتی را ایفا کردند. اکنون نیز به دنبال میانجیگری بین ایران و عربستان هستند. زمانی که عربستان رابطه خود با ایران را قطع کرد، همه کشورهای عربی منطقه نیز رابطه خود با ایران را قطع کرده یا به شدت کاهش دادند. تنها کشوری که نه تنها روابط خود را قطع نکرد، بلکه آغوش خود را به روی ما گشود، عمان بود.

این دلایل، همگی سیاسی هستند و به‌رغم اهمیتی که دارند، نمی‌تواند بدون استدلال‌های اقتصادی، عامل تصمیم‌گیری برای جهش روابط دو کشور باشد.

عمان کشوری امن برای سرمایه‌گذاری است و رتبه فضای کسب‌وکار این کشور 48 است. این در حالی است که رتبه ترکیه 69، کویت 104 و پاکستان 110 است. تورم در عمان زیر 3 درصد است و نرخ سود تسهیلات بانکی در این کشور نیز پایین است. عمان هم خود بازار خوبی برای محصولات ایرانی است و هم می‌تواند پل مناسبی برای دسترسی به بازارهایی باشد که به دلایل سیاسی، ارتباط خودشان با ما را قطع کرده‌اند. تجارت عمان با کشورهای آفریقایی از سابقه طولانی و تاریخی برخوردار است و از طریق تجار عمانی، راحت‌تر می‌توانیم به بازار آفریقا نیز دسترسی داشته باشیم. توافق‌نامه‌های گمرکی ویژه‌ای بین عمان و آمریکا همچنین عمان و سنگاپور امضا شده که براساس آن تعرفه بین عمان و این کشورها صفر است. بنابراین از عمان می‌توان به‌عنوان راهی برای ورود ارزان‌تر کالاهای ایرانی به این دو کشور استفاده کرد و شاهد نفوذ کالاهای کشورمان به این کشورها باشیم. از سوی دیگر، تجار عمانی و ایرانی می‌توانند ارتباط عمان و کشورهای CIS را توسعه دهند که نتیجه آن، افزایش سهم ترانزیت و روابط تجاری ایران خواهد بود. تجار ایرانی به پایگاه‌هایی در کشورهای دیگر نیاز دارند. در اغلب کشورهای همسایه، ثبت شرکت خارجی غیر ممکن یا بسیار سخت است. در عمان، ایرانی‌ها به راحتی می‌توانند شرکت ثبت کنند. در مناطق آزاد عمان می‌توان با 100 درصد سهام خارجی، شرکت ثبت کرد. در سرزمین اصلی نیز همین شرایط، صرفا برای ایرانی‌ها وجود دارد.

البته فعالان اقتصادی دیگر کشورها می‌توانند با حداقل 30 درصد شراکت با عمانی‌ها، شرکت ثبت کنند. این عدد در امارات 51 درصد است. ثبت شرکت در عمان کار ساده‌ای است و نیاز به مسیر اداری پیچیده ندارد. در مناطق آزاد همه مراحل ثبت شرکت و اخذ اقامت را با هزینه مناسب انجام می‌دهد. همچنین برای شرکت‌های ایرانی که قصد ثبت شرکت در کشور اصلی با 100درصد سهام ایرانی را دارند، مراحل ثبت توسط سازمان توسعه سرمایه‌گذاری و صادرات عمان (اثراء) در زمان بسیار کم فقط برای شرکت‌های معتبر ایرانی که توسط اتاق مشترک معرفی شوند، انجام خواهد شد. در حوزه سرمایه‌گذاری، شرکت‌های عمانی به حضور در ایران علاقه‌مند هستند و الان برخی از آنها حضور دارند. بانک‌های عمان آماده ارائه تسهیلات بانکی 50 تا 70 درصدی به پروژه‌هایی هستند که ایرانیان در عمان سرمایه‌گذاری کنند. شرکت‌های عمانی نیز آماده مشارکت هستند. با توجه به دانش فنی و توانمندی‌هایی که در ایران وجود دارد، می‌توانیم با این کشور مشارکت کنیم که نتیجه آن، صادرات مواد اولیه ایران و همچنین صادرات خدمات فنی و مهندسی خواهد بود.


با این کار، شاهد فرار مغزهای مهندسی از ایران به عمان نخواهیم بود؟

ما با دو پدیده مختلف مواجه هستم؛ اول فرار نخبگان و دوم حضور نیروی کار متخصص در بازار کار دیگر کشورها. نتیجه دومی، ارزآوری است ولی نتیجه اولی، خسران است. فرار نخبگان عمدتا به کانادا و آمریکا و تا حدودی اروپای غربی و استرالیا است. در حالی که در عمان، صرفا بازار کار برای نیروهای متخصص ایجاد می‌شود و ارتباط آنها با کشور قطع نمی‌شود. الان چند میلیون بیکار در کشور وجود دارد که بخشی از آنها هم مهندس یا تکنسین هستند. به این دلیل دولت تاکید زیادی بر صادرات خدمات فنی و مهندسی دارد که در واقع، توان مهندسی و دانش فنی صادر می‌شود و اثر آن نسبت به صادرات کالا، همیشه ماندگار است. در کشورهای مختلف مردم از نیروگاه‌ها، سدها، جاده‌ها و… که خارجی‌ها ساخته‌اند، با عنوان ساخت همان کشور سازنده یاد می‌کنند.

چه تضمینی وجود دارد که عمان، امارات فردا نباشد؟ همان‌طور که اماراتی‌ها در دهه‌های قبل، مشوق‌های خوبی برای سرمایه‌گذاران ایرانی تعریف و به همین روش، اقتصاد خود را شکوفا کردند؛ اما اکنون به ایرانی‌ها بی‌مهری می‌کنند. نگران نیستید که همین بازی در زمین عمان تکرار شود؟

عمان کشور ثروتمندی است. مثل امارات چند دهه پیش نیست که ایرانی‌ها در رشد آن سهم بسزایی داشتند. شما وقتی یک دوست واقعی دارید، در تمام دوره‌ها رفتار یکسانی با شما خواهد داشت. در زمان پیروزی انقلاب، دوران دفاع مقدس و تحریم‌ها در این دوران، تحریم‌های پس از جنگ و همچنین تحریم‌های ظالمانه غرب در 10 سال گذشته، تنها کشوری که همواره از ایران حمایت کرد، عمان بود. یک کشور نمی‌تواند در 37 سال رفتار خود را غیرواقعی نشان دهد. بقیه کشورها در این سال‌ها، رفتار خود را متناسب با منافع شان تغییر دادند. عمان تنها کشور منطقه است که مناسبات سیاسی با ثباتی با ایران دارد. کمک‌هایی که ایران به ثبات دولت عمان کرده است، به خوبی در ذهن مردم این کشور مانده است.


شما از ثروت عمان یاد کردید. اما آیا این کشور از زیرساخت‌های توسعه‌یافته در همه حوزه‌های مورد نیاز تجار نیز برخوردار است؟

عمان از نظر بانکی و گمرکی، حمل‌ونقل دریایی و جاده‌ای و در آینده‌ای نزدیک ریلی و همچنین مقررات تردد مرزی، از ظرفیت‌های خیلی خوبی برخوردار است. ایران، عمان، ازبکستان و ترکمنستان در عشق‌آباد توافق‌نامه‌ای را امضا کردند که براساس آن، مسیر ترانزیت شرق به غرب با نقش کلیدی بندرهای صحار و چابهار فعال می‌شود. عمانی‌ها افزون بر توسعه صحار، به سرمایه‌گذاری در چابهار هم علاقه نشان داده‌اند. صحار از نظر زیرساختی، بندر کاملی است و چابهار نیازمند سرمایه‌گذاری است که عمانی‌ها در کنار هندی‌ها، برنامه‌هایی را در این زمینه در دست اجرا دارند. منطقه آزاد صحار نیز یک قطب صنعتی و تجاری مهم است. شرکت واله برزیل که بزرگ‌ترین شرکت سنگ‌آهن جهان است، در صحار، کارخانه گندله آهن با ظرفیت 10 میلیون تن در سال احداث کرده و در حال بهره‌برداری است. در حالی که کل نیاز کشور عمان به این محصول، 8/1 میلیون تن بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم است. این شرکت به وسیله بزرگترین کشتی باری دنیا با ظرفیت 400 هزار تن، سنگ‌آهن برزیل را به صحار می‌آورد تا به گندله تبدیل کرده و در بازارهای منطقه بفروشد. چرا عمان و چرا صحار را انتخاب کرده؟ به دلیل ثبات این کشور و روابط خوب عمان با همه کشورهای منطقه. تعلل ما برای حضور جدی‌تر در بازار عمان باعث می‌شود دیگران جایگزین شوند. همچنان که هم اکنون تعداد زیادی از کشور‌های غربی و آسیایی در مناطق آزاد صحار و دقوم حضور دارند. در بندر دقوم هم سرمایه‌گذاری بسیار خوبی توسط دولت عمان انجام شده و مناطق آزاد دقوم و صحار مکان مناسبی جهت حضور تجار و سرمایه‌گذاران ایرانی است.

حجم سرمایه‌گذاری عمانی‌ها در ایران و ایرانی‌ها در عمان، در حال حاضر چقدر است؟

اتاق مشترک به حریم خصوصی فعالان اقتصادی احترام می‌گذارد و کار خود را تا مرحله آشنا کردن طرفین دنبال می‌کند. در واقع وقتی دو طرف را با یکدیگر آشنا کردیم، خودمان را کنار می‌کشیم. به همین دلیل آمار دقیقی از سرمایه‌گذاری در اختیار نداریم. با این حال می‌دانم که حجم سرمایه‌گذاری عمانی‌ها در ایران، چند برابر فعالیت ایرانی‌ها در عمان است. برای اثبات این ادعا، از 2 پروژه اصلی نام می‌برم. عمانی‌ها احداث یک مرکز خرید بزرگ به مساحت 230 هزار متر مربع و با حجم سرمایه‌گذاری 250 میلیون دلار را در کرمان شروع کرده‌اند. همچنین یک پایانه صادراتی در منطقه حاصلخیز بین کرمان و هرمزگان در مرحله اجرا است که 37 درصد سهام آن متعلق به عمانی‌ها است که هر دو پروژه آغاز شده و در حال اجرا است. یک پروژه بسیار بزرگ گردشگری هم در بندر گز استان گلستان تعریف شده که به دلیل برخی مسائل مربوط به زمین آن، عملیات اجرایی آن متوقف شده است. چند پروژه بزرگ معدنی، هتل‌سازی، گردشگری و صنعتی نیز در مرحله مذاکره هستند. در مقابل، ایرانی‌ها سرمایه‌گذاری پرحجم در عمان انجام نداده‌اند. فقط یک نیروگاه در بندر دقوم در حال احداث است. ایران خودرو نیز می‌خواهد در همین منطقه یک کارخانه تولید خودرو با مشارکت عمانی‌ها احداث کند؛ یک پروژه صنعتی هم در بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم بندر صحار با مشارکت یک شرکت ایرانی و شرکت‌های عمانی قرار است در آینده نزدیک آغاز شود. در واقع سرمایه‌گذاری عمانی‌ها در ایران، در عمل شروع شده است، ولی ایرانی‌ها هنوز در آغاز راه بررسی و مذاکره هستند. در سال 2006 حجم تجارت دو کشور بالغ بر 200 میلیون دلار بود که الان حدود یک میلیارد دلار است. این رقم زیادی نیست و دولتمردان و اتاق‌های بازرگانی دو کشور ناراضی هستند که چرا به رغم روابط سیاسی خیلی خوب، مبادلات تجاری دو کشور اینقدر کم است.

شرکت‌های عمانی اهل ریسک کردن نیستند و در دوره تحریم، احتیاط‌های خاص خودشان را داشتند. نگران بودند که به لیست سیاه وارد نشوند. با احتیاط و در عین حال، با سلامت مالی با ایران کار می‌کردند. دور زدن تحریم ها، فساد و رانت به همراه دارد و عمانی ها، این شیوه تجاری را نمی‌پسندند. به همین دلیل حجم تجارت دو کشور نتوانست جهش ناگهانی داشته باشد.

مذاکرات ایران و عمان از چه زمانی جدی شد؟

اتاق مشترک در بهمن 1392 تاسیس شد و قبل از آن به شکل شورای مشترک بازرگانی کار می‌کردیم. در مذاکرات آذر ماه 93 رئیس اتاق عمان به ایران آمد و نشست مشترک شرکت‌های ایرانی و عمانی برگزار شد. این نشست نتایجی نیز برای تبادل کالا، خط کشتیرانی مستقیم و منظم در بر داشت، چرا که کالاهای ایرانی باید به امارات می‌رفت و سپس با تریلر به عمان می‌رسید. اردیبهشت 94 خط کشتیرانی در مسیر صحار و بندررجایی افتتاح شد که هم اکنون 2 کشتی کانتینر بر و فله هر 15 روز یکبار در این مسیر در حال حرکت است. اخیرا خط مسافری خصب به قشم نیز با استقبال تجار همراه شده است.

از سویی به رغم تمایل دو کشور، به دلیل تحریم ها، روابط بانکی دو کشور کاملا قطع بود که با پیگیری‌ها و مذاکرات انجام شده، روابط بانکی رو به توسعه است. به علاوه ویزا یکی از مشکلات جدی تجار ایرانی برای سفر به عمان بود. به دلیل سوءرفتار برخی شرکت‌های کوچک، ویزا گرفتن سخت شده بود. چون عمانی‌ها اطمینان نمی‌کردند که مدیرعامل یک شرکت ثبت شده، واقعا تاجر است یا نه. اتاق مشترک مذاکراتی در این زمینه انجام داد و اکنون به اعضای اتاق مشترک، به راحتی ویزای تجاری می‌دهند.

همچنین در سفر آقای یوسف بن علوی وزیر خارجه عمان به ایران، موافقت شد که سفارت عمان در ایران، به فعالان اقتصادی ویزای کثیرالورود بدهند که پروسه اجرایی شدن این موضوع کمی طولانی شده که سفیر عمان در ایران قول داد که این موضوع را در آینده نزدیک اجرایی کنند. خبر خوب دیگر این است که کسانی که قصد فعالیت در منطقه آزاد تجاری صحار را دارند، این بندر مستقیما برای آنان ویزای کثیرالورود خواهد گرفت.

خط هوایی مستقیم یکی از مهم‌ترین موضوعات بود که هم اکنون پروازهای مستقیم مسقط -تهران به‌صورت روزانه برقرار شده است و پرواز مستقیم مسقط – شیراز نیز برقرار است که این نشانه توسعه سریع روابط تجاری است. شناخت بهتر فعالان اقتصادی دو کشور، نیازمند اعزام و پذیرش هیات‌های تجاری و همچنین برگزاری نمایشگاه‌های اختصاصی است. در همین زمینه در سال گذشته 7 هیات تجاری از عمان به ایران که در طول تاریخ روابط دو کشور بی سابقه بوده و سه هیات هم از ایران به عمان سفر داشته‌اند.

این روزها اعزام و پذیرش هیات، با شیوه‌های مختلف و توسط نهادهای متعددی برگزار می‌شود که قطعا کیفیت این کار، مهم‌تر از توسعه کمی و بی برنامه است. به نظر شما چه کنیم تا تبادل هیات‌ها، در نهایت به تبادل کالا و خدمات نیز منجر شود؟

امیدوارم دولت به بخش خصوصی، میدان کار وسیع تری بدهد و وزارتخانه‌ها نیز، فعالیت‌هایی همچون نمایشگاه، سمینار تجاری و اعزام و پذیرش را به اتاق بسپارند و در این زمینه، مداخله‌ای نداشته باشند. متاسفانه اکنون به برخی کشورها بیش از ظرفیت آنها توجه می‌شود و برخی دیگر رها شده‌اند. تنظیم این قبیل اقدام‌ها نیازمند مطالعه دقیق است و اتاق بازرگانی، بهتر از دولت می‌تواند در این زمینه فعالیت کرده و با مطالعه دقیق در زمان مناسب نسبت به برگزاری نمایشگاه یا اعزام هیات‌ها اقدام کند.

گفتگو با مهندس احسان بابایی؛ مشاور گمرک و ترخیص کالا

شرکت حامی تجارت خلیج فارس با هدف ارایه خدمات متمایز گمرکی و بازرگانی خارجی با حضور افراد با تجربه و متخصص در این دو حوزه مشغول به فعالیت می باشد. نظر به دارا بودن گواهی رسمی کارگزاری (حق العملکاری) از گمرک ایران، ارایه خدمات ترخیص کالا از گمرکات کشور، محور اصلی فعالیت این شرکت بوده که بطور اجمال خدمات این شرکت در ذیل آمده است: • واردات، صادرات و ترانزیت • ترخیص کالا از گمرکات کشور • مشاوره امور گمرکی و حل اختلاف • ثبت سفارش و دریافت مجوزهای استاندارد، بهداشت، قرنطینه نباتی و .

filereader.php?p1=main_7f8f4fe1b111dd770

آقای مهندس احسان بابایی همچنین مشاور گمرک و ترخیص کالا در موسسه می‌باشد که در این گفتگو به بیان کلیات صادرات از کشور در شرایط کنونی می‌پردازد.

از آنجاییکه مخاطبان ما بیشتر شرکتهای دانش بنیان نوپا هستند لطفا در ابتدا بفرمایید شرکت‌ها چگونه می‌توانند بفه‌مند که آیا آمادگی ورود به عرصه صادرات را دارند یا خیر؟
یکی از اهداف شرکت‌ها این است که می‌خواهند تولیدی داشته باشند که صادرات محور باشد و بتوانند توانمندیهای خود را در عرصه بین الملل، عرضه کنند. در اینجا مسئله حائز اهمیت این است که ابتدا باید محصولات خود را با تولیدات مشابه خارج از کشور مقایسه کنند، چنانچه محصول موردنظر دارای یک مزیت رقابتی نسبت به بقیه محصولات مشابه بود، شرکت می‌تواند وارد بازارهای بین المللی شود. البته همیشه مزیت در داشتن کیفیت، کمیت یا کاربری‌های جدید‌تر نیست، گاهی مزیت در قیمت کالاست. اما چون بحث ما درباره فناوری است، لذا داشتن مزیت در تسهیلات، کاربری و توسعه کارایی محصول مطرح است که به راحتی با کمی جستجو می‌توان آنرا فهمید. برای مثال کسی که در یک حوزه صنعتی کار می‌کند به خوبی می‌داند که چه شرکتهایی در چه زمینه‌هایی فعالیت می‌کنند، چه محصولی تولید می‌کنند و محصولاتشان چه ویژگی‌ها و قابلیتهایی دارد. بعد از اینکه شرکتی مطمئن شد که محصول خود دارای یک مزیت رقابتی است، به طوری که این مزیت یک گام و نوآوری جدیدی در تولید این محصول باشد، می‌تواند محصول خود را وارد فرایندهای بازاریابی و صادرات نماید.

لطفا در مورد بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم روش‌های ورود به بازارهای بین المللی توضیحاتی ارائه نمایید.
یکی از روش‌های بسیار سریع و میانبر برای عرضه محصول در بازارهای بین المللی، حضور در نمایشگاه‌های بین المللی است. حضور در نمایشگاه‌ها می‌تواند مسیر شما را در رسیدن به مشتری کوتاه نماید. البته در ابتدا باید به عنوان بازدیدکننده در نمایشگاه‌ها حاضر شد و آن‌ها را مورد ارزیابی قرار داد و در مرحله بعد به عنوان غرفه دار در نمایشگاه شرکت نمود.
یک روش دیگر فعالیت در نمایشگاه‌های مجازی است مثل وب سایت شرکت، سایتهای تبلیغاتی مرتبط و نشریاتی که در زمینه مورد نظر در سطح جهانی منتشر می‌شوند.

شرکتی که می‌خواهد وارد عرصه صادرات شود می‌بایست جه اموری را از پیش بستر سازی نماید؟
شرکتی که می‌خواهد وارد بازارهای بین المللی شود باید یکسری بستر‌ها را از قبل برای خود مهیا سازد اول: داشتن توانمندی‌های بانکی یعنی بتواند تراکنش‌های بین المللی بانکی را به خوبی انجام دهد. دوم اینکه به حقوق بین الملل یا تجارت بین الملل آگاه باشد. شرکت با داشتن این زیرساخت‌ها می‌تواند در نمایشگاه‌ها حاضر شود و با انجام ارائه‌های حرفه‌ای از محصول خود، به معرفی محصول خود به بازدیدکنندگان بپردازد. در اینجا زبان تجارت بین الملل مطرح می‌شود یعنی بازدیدکنندگان درخواست می‌دهند و غرفه دار بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم می‌بایست درخواست‌های آن‌ها را با گذاره‌های (ترمهای) بین المللی جواب دهد. مثلا نمی‌تواند قیمت کالا را به ریال بگوید بلکه باید بر اساس ارز رایج قیمت را اعلام نماید یا اینکه باید شرایط پرداخت، چگونگی تحویل کالا، نوع قرارداد و غیره را برای مخاطبان روشن نماید.

چگونه می‌توان با بازدیدکنندگان و متقاضیان محصول ارتباط گرفت؟
در اکثر نمایشگاه‌ها، غرفه داران از قبل تمامی جوانب کار خود را سنجیده‌اند و کلیه فرم‌ها، کاتالوگ‌ها، نمونه محصولات و غیره را تهیه نموده و در زمان نمایشگاه به مخاطبان عرضه می‌کنند. در غرفه شرکتهای نوپا چنانچه بازدیدکننده‌ای حتی در مورد محصول آن‌ها کنجکاوی نماید شرکت مشخصات تماسی فرد را دریافت نموده و بعدا پیگیر درخواست وی می‌شود. اما در مورد شرکتهای بزرگ این طور نیست آن‌ها تنها با هدف نمایش محصول خود در نمایشگاه شرکت نموده‌اند و کلیه درخواست‌ها باید به صورت رسمی از طریق کانال‌های فروش انجام شود. در کل نوع اخذ درخواست‌ها به مدیریت غرفه بستگی دارد و مدیریت غرفه بسته به نوع شرکت، نوع محصول و سطح فناوری محصول و اینکه در چه نوع نمایشگاهی- محصول محور یا فناوری محور- شرکت نموده‌اند، فرق می‌کند.

درباره فرایند فروش توضیح بفرمایید.
بعد از بحث بازاریابی که من تنها چکیده‌ای بسیار کوتاه در مورد آن ذکر کردم، وارد فرایند فروش می‌شویم. از شرکتی تقاضایی به عمل آمده، شرکت تقاضا را پاسخ داده و با تعیین قیمت به توافق رسیده‌اند. حال باید فرایند فروش انجام شود. باید قراردادی بسته شود تا شرکت کالای خود را ارسال نماید و مطمئن باشد پول را دریافت می‌کند. در اینجا با تجارت بین الملل روبرو می‌شویم، کشورهایی که در عرصه جهانی فعالند به خوبی با این مقوله آشنایند.
سازمان International Chamber of Commerce (ICC) یا اتاق بازرگانی بین المللی، تجارت و فرآیندهای آن را استانداردسازی نموده است و مشخص نموده که چه مدارکی باید ارائه شود، هر کدام چه بار حقوقی در بردارد، حتی قرارداد‌ها را نیز استانداردسازی کرده است مثل قرارداد نمایندگی فروش و فروش انحصاری، ایجاد شعبه و از این دست که تمام این‌ها در قالب کتابی گردآوری شده است و هر فرد می‌تواند با توجه به نیازش آن‌ها را کم و زیاد نماید. این مطالب جز مسائلی است که کار‌شناسان در عرصه بین المللی باید به آن واقف باشند.

وضعیت ورود به بازارهای بین المللی در کشور ما با وجود تحریم‌ها به شکل است؟
کشور ما بخاطر تحریم‌های موجود از فضای نرمال تجارت دنیا دور شده است. یکی از مسائل ایجاد شده و به نوعی مهم‌ترین مسئله، انجام نقل و انتقالات مالی است. اگر فرایندهای مالی نتواند انجام شود در حقیقت تجارت پا نمی‌گیرد. بسیاری از بانک‌ها تحریم هستند و معدودی از بانک‌ها با ارائه شکایت در دادگاه عالی اتحادیه اروپا تحریم را شکسته‌اند.

وضعیت موجود به این صورت است که افرادی که توانمندی برای انجام صادرات دارند باید بتوانند با متوسل شدن به شیوه‌های مختلف پول خود را دریافت کنند. برای نمونه می‌توانند به جای پول خود کالا بخرند. خیلی از تولیدکنندگان برای تولید خود نیاز به تهیه مواد اولیه از خارج از کشور دارند. این روش بیشتر با کشورهای آسیایی مقدور است و قوانین کشورهای اروپایی بسیار سختگیرانه است. یک راه دیگر برای اینکه فرد به پول خود برسد این است که حساب بانکی در خارج از کشور داشته باشد. یک راه دیگر نیز وجود دارد و آن این است که به صرافی‌های مجاز مراجعه نماید و در قبال پرداخت کارمزد، صرافی این نقل و انتقال مالی را برای فرد انجام می‌دهد.

بعد از انجام فرایند فروش بحث اعتبار اسنادی یا ال‌سی (LC: Letter of Credit) پیش می‌آید که به نظر بنده یک اختراع و نوآوری بشری است که چگونه توانسته است به خوبی بین خریدار و فروشنده در عرصه بین المللی اعتمادسازی نماید. این کار نیز توسط ICC انجام شده است و هم اکنون تمامی تجارت جهانی توسط بانک‌ها و با پوشش اعتبار اسنادی (ال سی) ظرف دو روز انجام می‌شود ولی در ایران با وجود محدودیت‌هایی که تحریم‌ها به وجود آورده از این قابلیت‌ها نمی‌توان استفاده کرد.

پس امکان استفاده از ال سی برای ایران وجود ندارد؟
بله کاملا، بعلاوه یک سری کار‌ها مثل انتقال ال‌سی‌ها یا استفاده از ال‌سی back to back یعنی باز شدن ال‌سی جدید به پشتوانه ال‌سی‌های قبلی انجام می‌شد که با تشدید تحریم‌ها این امکان نیز لغو شد. این‌ها همه فنون تجارت جهانی هستند که در همه جای دنیا استفاده می‌شود و هم اکنون ما از آن محروم هستیم.

در مورد تحویل کالا و حمل و نقل نیز توضیحاتی بفرمایید.
یکی از مهم‌ترین بخش‌های تحویل کالا، بسته بندی است. برای این امر نیز استانداردی وجود دارد. بحث بسته بندی صادراتی که به آن بسته بندی استاندارد صادراتی کالا گفته می‌شود شامل بسته بندی خاص کالا‌ها با توجه به ماهیتشان است. کالا‌ها با توجه به ماهیتشان دسته بندی می‌شود مثل کالاهای معمولی، آتش زا، سمی، انفجاری و الی آخر. با توجه به این دسته بندی شیوه حمل آن‌ها مشخص می‌شود که خود بر قیمت کالا تاثیر دارد زیرا قیمت بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم تمام شده شامل حمل و نقل کالا نیز می‌شود. معمولا بارهای کوچک با هواپیما و بارهای حجیم‌تر از راه دریایی و زمینی منتقل می‌شوند. البته انتقال‌های دریایی کمترین هزینه را دارند بعد زمینی و بعد هم هوایی. ولی گاهی اوقات فرد ترجیح می‌دهد با صرف هزینه بیشتر، زمان را برای خود بخرد. تمامی این موارد باید توسط فروشنده و خریدار به دقت مورد توافق قرار گیرد.

انجام تشریفات گمرکی شامل چه مواردی است؟
انجام تشریفات گمرکی در مبدا و مقصد از موارد مهم و مطرح در فرآیند صادرات و واردات است. در مورد کالاهای دارویی و غذایی، فرد باید با الزامات صادرات کالا در کشور مقصد آشنا باشد و مجوزهای لازم برای ترخیص کالا را در کشور مقصد فراهم آورد. زیرا در هر کشوری اگر کالایی بخواهد ترخیص شود باید یکسری استانداردهای مدنظر آن کشور را داشته باشد و فرستنده می‌بایست اسناد لازم برای اخذ مجوزهای ترخیص را قبل از ارسال گردآوری نماید. لذا توجه به محدودیتهای قانونی کشور گیرنده کالا، بسیار مهم است و می‌توان اطلاعات این حوزه را از طریق استعلام از خریدار و یا کارگزار گمرکی در مقصد قبل از ارسال محصولات جویا شد.

برای درک این محدودیت‌ها به کشور خودمان نگاه می‌کنیم. در کشور ما اگر بخواهید دارویی را وارد نمایید ابتدا باید آن دارو ثبت منبع شود یعنی کارخانه سازنده آن ثبت شود که دارای پروسه بازرسی کارخانه از نظر تولید، GMP و غیره است و همه فاکتورهای تولید بررسی می‌شوند. سازمان غذا و داروی ایران باید آنرا تایید نماید. در اینجا تازه مرحله ثبت منبع که خود پروسه‌ای ۶ تا ۸ ماهه است، تمام شده است. حال باید تک تک کالاهایی بهترین شیوه تجارت در شرایط تحریم که از این منبع قرار است وارد کشور شود، ثبت گردد. پس با وجود این همه فرایند‌ها در داخل کشورمان باید درنظر داشت که فرایندهای بیشتر و سخت تری در کشورهای دیگر به عنوان گیرنده کالا وجود دارد.

از آنجاییکه نگاه ما به صادرات، نگاه پایداری است لذا باید کلیه الزامات آن را از قبل در نظر گرفت یکی از آن موارد مهم محل تحویل کالا و نقطه انتقال ریسک می‌باشد. در این موارد نیز ICC استانداردهایی را تدوین نموده است مثلا فروشنده کلیه فرایندهای بعد از خروج کالا از انبارش را بر عهده خریدار می‌گذارد؛ اصطلاح تجاری این نوع معامله در ICC، «فروش کالا در انبار صاحب کالا در مبدا» است و در مقابل شیوه‌ای است که در آن خریدار کالا، کالا را در انبار خود بعد از انجام کلیه فرایند‌ها توسط فروشنده، تحویل بگیرد دارای اصطلاح تجاری «تحویل بار ترخیص شده در مقصد DDP» است. بین این دو حالت نیز ترمهای زیادی وجود دارد مثل تحویل کالا در مرز یا کشتی و غیره که برای همه این موارد ICC استانداردی معرفی نموده است که شامل ۱۳ ترم می‌باشد و به اینکوترمز شناخته می‌شود. در کل توجه به تشریفات گمرکی در مبدا و مقصد و مجوزهای قانونی بسیار حائز اهمیت است.

اصول قیمت گذاری کالاهای صادراتی به چه شکل است؟
قیمت گذاری مبحث جداگانه‌ای دارد و از خرده فروشی تا عمده فروشی را در برمی گیرد مثل فروش خدمات، کالا و فروش در بازارهای داخلی یا خارجی. ساده‌ترین و مهم‌ترین بحث آن رقابت است. در حقیقت قیمت رقبا درباره کالاهای مشابه کالای مدنظر بر قیمت گذاری آن تاثیر بسزایی دارد. قیمت گذاری همیشه به این معنی نیست که به قیمت کمتر بفروشیم، گاهی بسیاری از مسائل مانند کیفیت یا مسائل حقوقی وجود دارد که شما ترجیح می‌دهید پول بیشتری برای کالا بپردازید. اما راهنمای اصلی در تعیین قیمت، مقایسه کالا با قیمت کالاهای رقبا در بازار هدف است. مواردی نیز پیش می‌آید که فرد باید برای ورود به بازار Dumping نماید یعنی ضرر را بپذیرد، مثلا کشوری با پذیرفتن ضرر و فروختن کالای خود با قیمتی کمتر از قیمت تمام شده سعی دارد بازار را از آن خود کند و همچنین با نرخ برابری ارز بازی می‌کنند که قوانین خاصی شامل حالش می‌شود.

در ایران برای صادرات چه محدودیتهایی وجود دارد؟
در سال گذشته قیمت دلار ناگهان افزایش یافت؛ بسیاری از افرادی که کالای خود را با قیمت قبلی دلار تهیه نموده بودند ترجیح دادند آنرا برگردانند و دلار بدست آمده را در بازار بفروشند و از این راه سود بیشتری می‌بردند تا اینکه بخواهند کالا را در کشور به فروش برسانند. بسیاری افراد دیگر نیز تصمیم گرفتند کالای خود را در بازارهای صادراتی بفروشند و در مقابل دلار دریافت کنند و در کشور خودمان با فروختن دلار‌ها سود هنگفتی ببرند. وقتی نرخ ارز بالا می‌رود با تاخیری اثرش در بخش‌های مختلف حس می‌شود. مهم‌ترین کالای صادراتی ما، مواد پتروشیمی مانند اتانول است که اولین کالای صادراتی ماست بعد هم یکسری مشتقات نفتی مثل پروپان مایع و بعد هم سیمان، سنگ آهن و چیزهای دیگر. بعد از مدتی دولت متوجه شد که کالاهای اساسی زیادی از کشور صادر می‌شود، بنابراین محدودیتهایی در صادرات کالا‌ها اعمال نمود و تعرفه کالاهایی که صادراتشان ممنوع شد را اعلام کرد. برخی کالا‌ها نیز مشخص شدند که با مجوز کمیته تنظیم بازار اجازه صادرات پیدا می‌کردند و یک گروه دیگر از کالا‌ها تعیین شدند که در قبال صادراتشان باید عوارض پرداخت شود. به این شکل صادرات تا حدی هزینه بر شد تا سود حاصل از تغییر نرخ ارز برای فروشندگان تعدیل شود. اما ماشین آلات صنعتی و برخی دارو‌ها که با تکنولوژی بالا ساخته شده‌اند و استفاده عمومی ندارند صادراتشان آزاد است یعنی در حوزه فناوری محدودیت صادراتی وجود ندارد. هم اکنون جریان صادرات در کشور ما فعال است و مشکل خاصی وجود ندارد و تنها باید الزامات حقوقی رعایت شود.

بهر حال فرایند صادرات فرایند جامع نگری است. فردی که قصد صادرات دارد باید قبل از نهایی کردن توافقاتش به کلیه پارامتر‌ها آگاهی داشته باشد، کلیه قوانین و فرایند‌های حمل، تولید و مواد اولیه را بررسی نماید، گلوگاه‌ها را شناسایی و راه حل‌های آن مشخص کند و در ‌‌نهایت اقدام به عقد قرارداد نماید. زیرا در قراردادهای بین المللی طرف‌های قرارداد بسیار حرفه‌ای هستند و می‌توانند ادعاهایی بکنند که به ضرر فروشنده تمام شود.

لطفا خلاصه‌ای از فرایند ترخیص کالا در فرآیند صادرات را شرح دهید.
در بحث ترخیص کالا فرایند کار به این صورت است که ابتدا کالا تحویل انبار گمرک می‌شود و در آنجا این کالا، قبضه انبار می‌شود. فرد باید آن را به گمرک اظهار نماید. سپس گمرک کالا را مورد ارزیابی قرار می‌دهد و با توجه به نوع کالا که تقسیم بندی آن را قبلا گفتم ادامه روند کار مشخص می‌شود. اگر کالا جز دسته کالاهای ممنوعه باشد نمی‌توان صادر کرد، اگر مجوز خاصی لازم داشت باید آن را ارائه نمود، اگر شامل عوارض باشد باید عوارض آن را پرداخت کرد و اگر هم که صادراتش آزاد باشد می‌توان صادر کرد و در این مرحله پروانه صادراتی برای فرد صادر می‌شود و در ادامه مثلا برای بار هوایی، فرد پروانه را به همراه رسید تسویه انبار گمرک، تحویل شرکت حمل می‌دهد. شرکت حمل بر اساس آن بارنامه را تنظیم می‌کند. سپس invoice و packing کالا به شرکت حمل داده می‌شود تا ضمیمه بارنامه گردد. در مرحله بعد کالا‌ها توسط گمرک سیم و سرب می‌شود و تحویل شرکت حمل جهت بارگیری می‌گردد. یکسری تشریفات توسط شرکت حمل انجام می‌شود و بعد از بارگیری محموله، مرز خروجی مشخص و پروانه صادراتی به گمرک برمی گردد. فرد می‌تواند پروانه را دریافت نموده و همچنین بارنامه که از شرکت حمل دریافت کرده، برای طرف تجاری خود در کشور مقصد ارسال نماید. طرف تجاری با در دست داشتن این مدارک و اینکه نامش در بالای بارنامه درج شده می‌تواند به انجام تشریفات ترخیص در کشور خود، مشغول گردد.

برای شرکتهای دانش بنیان تسهیلات خاصی در حوزه صادرات وجود دارد یا خیر؟
تسهیلات خاصی وجود ندارد ولی چون محصولات شرکتهای دانش بنیان غالبا در گروه کالاهایی است که صادراتشان آزاد است، این شرکت‌ها محدودیتی ندارند. اکثر محدودیت‌ها مربوط به مواد اولیه اساسی و مشتقات نفتی است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.